پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 2 مهر 1396
  • 2017 Sep 24
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 732
دیروز: 1182
ماه جاری: 1913
امسال: 167738
کل: 739612
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 20/7/1393 - 16:46
کد درس: 470 تعداد بازدید: 1072 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال یازدهم ـ سال تحصیلی 94ـ93
جلسه دهم ـ سه‌شنبه 15/7/93

نقد و بررسي پاسخ شهيد صدر در رفع اشكال محقق اصفهاني رحمهما الله

حداقل مي‌توان در مقابل فرمايش مذكور بيان كرد: اين‌چنين نيست كه صحت حدوثی هيچ‌گاه تضايق براي متضرر نياورد، بلكه در پاره‌اي از اوقات ضرري را متوجه مي‌كند كه راه برون‌رفتي براي متضرر وجود ندارد. به عنوان مثال اگر متضرر چيزي را كه از دست داده و به طرف مقابل منتقل كرده است داراي نماء باشد، مانند يك گاو یا گوسفند شيرده يا ...، حال در فاصله‌ی بين عقد (صحت حدوثی) و إعمال خيار، که گاو از ملك مغبون خارج شده و داخل در ملك غابن گردیده است طبق قاعده، نماء اين مدت ملكِ غابن خواهد بود. بعد از اينكه مغبون معامله را فسخ مي‌كند فقط حيواني كه فروخته را پس مي‌گيرد و پول را برمي‌گرداند ولي پول شيرهايي كه در اين مدت از گاو به دست آمده به ملك او باز نمي‌گردد؛ زيرا در اين مدت گاو در ملك غابن بوده است.

در صورتي كه لاضرر، صحت حدوثی را بردارد معنايش آن است كه از اوّل معامله‌اي محقق نشده است و لذا حيوان فروخته شده در ملك مغبون باقی بوده، كما اينكه پول و ثمن نيز از ابتدا در ملك غابن باقي بوده است، پس نماء گاو يعني شيرهاي دوشيده شده نيز مال مغبون خواهد بود و غابن نسبت به شيرهاي مصرف شده ضامن است، لذا در اين حالت یعنی بطلان معامله، به دو طرف ضرري وارد نمي‌شود.

بايد توجه كنيم كه اگر دليل خيار غبن لاضرر باشد به نحوي كه شهيد صدر رحمه الله تقرير كرده‌اند، فسخ حتماً موجب زوال بقاء صحت است و إعمال خيار، مساوي بطلان من حين الفسخ مي‌باشد نه من حين العقد.

در هر حال چه اشكال محقق اصفهاني رحمه الله وارد باشد چه نباشد و برخي پاسخ‌هاي ايشان كافي باشد یا نه، اگر از این اشکال صرف نظر کنیم نوبت به برخي اشكالات ديگر مي‌رسد.

2. اشكال محقق عراقي رحمه الله و برخي ديگر بر ثبوت خيار با لاضرر

بر فرض كه لاضرر لزوم عقد غبني را بردارد ولي اين مطلب آنچه را كه در فقه تلقّي به قبول شده است اثبات نمي‌كند. در فقه، عدم لزومي كه در اين معامله وجود دارد به عنوان يك خيار حقّي تلقّي شده است و اين عنوان، آثار ويژه‌اي دارد:

1. قابل اسقاط است و مغبون مي‌تواند خيار خود را ساقط كند، امّا اگر با لاضرر اثبات عدم لزوم شود قابل اسقاط نيست؛ زيرا يك حكم ثابت می‌شود. مانند اينكه با لاضرر وجوب صوم برداشته شود، در اين حالت حكم آن است كه صوم وجوبي ندارد و مكلف نمي‌تواند اين جواز را ساقط كند؛ زيرا حكم شرعي است و حق نيست، در حالي كه عدم لزوم در خيار غبن يك حق است و قابل اسقاط است.

2. بنا با نظر عدّه‌ای حق خيار قابل انتقال است و ذوالحق مي‌تواند حق خود را به اجنبي از معامله منتقل نمايد، در حالي كه حكم، قابل انتقال نيست؛ مثلاً جواز تيمم قابل فروش یا مصالحه نيست.

3. حق خيار به ارث برده مي‌شود و اگر ذو الخيار بميرد حق خيار او به ورثه منتقل مي‌شود، در حالي كه با لاضرر يك حكم اثبات مي‌شود؛ يعني جواز عقد و «جواز» يك حكم شرعي است كه ارث برده نمي‌شود.

لهذا محقق عراقي رحمه الله و برخي ديگر معتقدند براي اثبات خيار غبن نبايد دنبال لاضرر بود و بر فرض كه لاضرر كاربرد داشته باشد، آنچه كه در فقه آمده است با لاضرر اثبات نمي‌شود؛ زيرا آنچه كه با لاضرر اثبات مي‌شود جواز حكمي است ولي آنچه كه در فقه قبول شده است جواز حقي است.

اين اشكال، برخي را به خود مشغول كرده است و تلاش كرده‌اند اين اشكال را پاسخ دهند تا بتوانند با لاضرر خيار غبن را ثابت نمايند، هرچند برخي علاوه بر لاضرر از مباني و قواعد ديگر نيز كمك گرفته‌اند.

پاسخ شهيد صدر به اشكال محقق عراقي رحمهما الله

شهيد صدر رحمه الله خواسته است اثبات كند كه مي‌توان با لاضرر، جواز حكمي ثابت نمود كه همه‌ی آثاري كه در فقه براي جواز حقي اثبات شده است را دارا باشد و اشكال مرحوم آقا ضياء دفع شود ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه دهم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترین و بدترین مردم
بدترينِ مردم كسى است كه پی‌جوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش.
غرر الحكم، ح ۵۷۳۹
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved