پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 2 آبان 1396
  • 2017 Oct 24
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 395
دیروز: 1413
ماه جاری: 1807
امسال: 205711
کل: 777585
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 20/7/1393 - 14:39
کد درس: 458 تعداد بازدید: 988 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال یازدهم ـ سال تحصیلی 94ـ93
جلسه دوم ـ یک‌شنبه 30/6/93

پاسخ مرحوم عراقی به اشکال

ایشان خواسته‌اند از باب تزاحم اشکال را پاسخ دهند و فرموده‌اند ظاهر حدیث آن است که می‌خواهد اثبات حقی برای انصاری کند تا بتواند اهل خود را از نگاه اجنبی حفظ کند؛ زیرا محروم کردن انصاری از حفظ اهل و عیال خود ضرر است. از سویی محروم کردن سمرة از رسیدگی به نخله‌ی خود نیز ضرری است، پس دو ضرر وجود دارد و چون جمع بین دو حق ممکن نیست، لامحاله باید یکی از دو حق فدا شود؛ یعنی حقی که اهمیت کمتری دارد. و چون حفظ اهل از اجنبی اهم است حضرت صلّی الله علیه وآله فرمودند سمرة حقّ ورود ندارد.

در کلمات محقق عراقی رحمه الله سخنی وجود دارد که اجمال آن چنین است: ایشان فرموده‌اند اینکه علما و فقهاء در مواردی به لاضرر تمسک کرده‌اند، حقیقتاً مستند احکام در نزد آنها لاضرر نبوده است؛ زیرا این احکام گاهی اوسع از مفاد لاضرر است و گاهی اضیق است، در حالی که اگر مستند فقهاء لاضرر می‌بود باید این احکام دقیقاً به اندازه‌ی مفاد لاضرر می‌بود. بنابراین دلیل اصلی نزد فقهاء لاضرر نبوده و تمسک به لاضرر تنها یک چاشنی در میان سایر ادله بوده است و این احکام مستندات دیگری داشته است.

بررسی اشکال و جواب محقق عراقی رحمه الله

اینکه فرمودند ما نحن فیه تزاحم دو حق است، صحیح نیست یا حداقل چنین مطلبی ثابت نیست؛ زیرا در روایت حداکثر این مطلب وجود داشت که سمرة یک نخله در حائط انصاری داشته است، ولی معلوم نیست حدود و اختیارات سمرة چه مقدار بوده است. آنچه که مسلّم است این است که او می‌توانسته به نخل خود رسیدگی کند و از ثمره‌ی آن استفاده کند، ولی چیزی بیشتر از این مقدار ثابت نیست. رسیدگی به نخل نیز می‌تواند با إخبار و إستیذان قبلی سمرة باشد، به این صورت که سمرة قبل از داخل شدن به خانه‌ی انصاری اجازه بگیرد و داخل خانه شود و انصاری نیز نگفته بود که اجازه نمی‌دهد، بلکه درخواست داشت سمرة اجازه بگیرد. آیا کسی که در آن زمان نخلی در ملک کسی داشته است، عرفاً بیش از این مقدار حق داشته است یا اینکه تنها حق رسیدگی داشته است هر چند با اذن قبلی؟

در مورد سمرة نیز نمی‌دانیم حقّی بیش از این مقدار داشته است، از سویی نیز می‌دانیم او انسان لجوجی بوده است و قصد اذیت داشته است، لذا در برخی روایات آمده است «إِنَّكَ رَجُلٌ مُضَارٌّ». بنابراین چون معلوم نیست حقی بیش از این داشته است تزاحم در کار نیست و جمع بین دو حق امکان‌پذیر بوده است. نهایت اینکه این کار باید با استیذان صورت می‌گرفته است و لامحاله جریان لاضرر به نفع انصاری خلاف امتنان در حق سمرة نبوده است؛ زیرا او حق بیشتری نداشته است، تنها حق رسیدگی به نخل خود که در ملک دیگری قرار گرفته بوده است را داشته که منوط به استیذان از انصاری بوده است.

لامحاله اشکال محقق عراقی رحمه الله وارد نیست؛ زیرا ثبوت حقّی برای سمرة بیش از رسیدگی به اندازه‌ی معمول ثابت نیست و طبیعی است وقتی درختی در ملک دیگری باشد دارای محدودیت‌هایی است، از جمله اینکه باید از صاحب ملک اجازه بگیرد.

برخی اشکال مرحوم عراقی را پذیرفته‌اند، ولی در عین حال اجرای لاضرر به نفع مثل انصاری را نیز قبول کرده‌اند و گفته‌اند از باب تعارض ضررین است؛ یعنی اگر دو ضرر وجود داشته باشد و لاضرر نتواند هر دو را بردارد لاضرر نسبت به ضرر اقوی جاری است، در حالی که اگر اشکال محقق عراقی رحمه الله وارد باشد اصلاً لاضرر جریان ندارد؛ زیرا:

لاضرر امتنانی است و اگر در جایی لاضرر ضد امتنان باشد دلیل لاضرر شامل آن نمی‌شود، چنان که در آینده از آن بحث خواهیم کرد إن شاء الله.

تنبیه دوم

در کلمات برخی از اساطین مانند مرحوم نراقی و محقق قمی رحمه الله دیده می‌شود که گفته‌اند لاضرر با ادله‌ی احکام دیگر تعارض من وجه دارد. مثلاً شارع فرموده است: «تَوَضّأ» که وجوب وضو را می‌رساند، از سویی لاضرر نیز وجود دارد. وجوب وضو دو قسم است؛ گاهی وضو ضرری نیست و گاهی وضو ضرری است. ضرر نیز دو قسم است؛ گاهی ضرر مربوط به وضو است و گاهی ضرر در ضمن غیر وضو محقق می‌شود. پس هم ماده‌ی افتراق موجود است و هم ماده‌ی اجتماع. سایر احکام نیز مثل حج و صوم و صلاة و... در مقایسه با لاضرر چنین است.

می‌دانیم اگر دو دلیل در مادّه‌ی اجتماع تعارض کنند اصل اوّلی آن است که تساقط می‌کنند. حال چرا به جای حکم به تساقط در این موارد، دلیل لاضرر را مقدم دانسته‌اند؟! تقریبا همه قبول دارند که لاضرر مقدم است، امّا وجه تقدیم دلیل لاضرر بر ادله‌ی احکام کدام است؟

وجوه تقدیم دلیل لاضرر بر ادله‌ی احکام

اعاظم وجوه جمع متعددی ارائه کرده‌اند که حداقل چهار وجه قابل اعتنا است.

وجه اول

برخی از راه مقدّم داشتن خاص بر عام این دو دلیل را جمع کرده‌اند و نسبت دو دلیل را عموم و خصوص من وجه ندانسته‌اند و بیان کرده‌اند اگر هر یک از ادله‌ی احکام مثل صوم و صلاة و حج و... را با دلیل لاضرر بسنجیم، در ماده‌ی اجتماع تعارض و تساقط می‌کنند، در حالی که باید کلّ احکام و کلّ اسلام را با لاضرر نسبت‌سنجی نماییم. کأنّ گفته شده است: «اعملوا بالاسلام» یا «اطیعوا اوامر الله الا فی موارد الضرر». در این صورت نسبت دو دلیل، عام و خاص مطلق است نه من وجه، لذا جمع عرفی اقتضا دارد که خاص مقدّم است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه دوّم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترينِ مردمان
امام سجّاد علیه السّلام: مردمان زمان غيبت كه به امامت او (مهدى) معتقد و منتظر ظهورش باشند، بهترينِ مردمان هستند ؛ زيرا خداوند به اندازه‌اى به آنان فهم و خِرد و شناخت داده كه غيبت در نزد آنها به منزله مشاهده است و مردم آن زمان را مانند كسانى كه در مقابل پيامبر صلى‌الله‌عليه‌و‌آله به جهاد پرداخته باشند، قرار داده است.
الاحتجاج : ج ۲ ص ۱۵۴ ح ۱۸۸
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved