پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 3 مهر 1396
  • 2017 Sep 25
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 276
دیروز: 1001
ماه جاری: 2458
امسال: 168283
کل: 740157
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 9/7/1393 - 15:35
کد درس: 456 تعداد بازدید: 1105 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 93-1392
جلسه‌ی چهارم؛ سه‌شنبه 25/6/93

صیغ بیع

بحث درباره‌ی صیغ بیع، تارة از لحاظ موادّ الفاظ بیع است که چه الفاظی می‌تواند مفید إنشاء بیع باشد و تارة از لحاظ هیأت الفاظ است إفراداً یا ترکیباً.

موادّ الفاظ بیع

در مورد این‌که چه الفاظی می‌تواند مفید إنشاء بیع باشد آراء گوناگونی در کلمات فقهاء ابراز شده که در مجموع می‌توان شش قول استخراج کرد که به طور خلاصه عبارتست از:

اقوال در موادّ الفاظ مفید إنشاء بیع

قول اول: باید اقتصار بر قدر متیقن کرد؛ یعنی آن الفاظی را که هیچ تردیدی در تحقق بیع توسط آن‌ها نیست به کار گیریم که به ناچار در لفظ «بعتُ» و شاید «ملّکتُ» منحصر می‌شود.

قول دوم: باید اقتصار بر الفاظی کرد که شارع مقدس در قرآن کریم یا روایات با آن الفاظ از بیع یاد کرده است، هرچند از لحاظ لغوی متیقن نباشد. مثلاً در قرآن کریم شراء و بنابر احتمالی اشتراء به معنای بیع آمده است، پس مانعی از انشاء بیع به لفظ شراء یا اشتراء نیست.

قول سوم: باید اقتصار بر الفاظی کرد که عنوان برای عقود و ایقاعات واقع شده است؛ مثلاً در «بیع» با لفظ «بعتُ» إنشاء کرد، در «إجاره» با لفظ «آجرتُ»، در نکاح با لفظ «أنکحتُ»، در صلح با لفظ «صالحتُ» و هکذا در سایر عقود؛ چون فقط این اسماء، عناوین برای عقود و ایقاعات واقع شده است.

قول چهارم: با الفاظی که به نحو حقیقت دالّ بر آن عقد باشد إنشاء محقق می‌شود، ولی با الفاظی که به نحو کنایه یا مجاز افاده‌ی معانی عقود می‌کند، إنشاء محقق نمی‌شود.

قول پنجم: با الفاظی مجازی و کنایی نیز عقد محقق می‌شود ـ مگر مواردی مانند طلاق که دلیل خاص دارد ـ ولی باید قرینه‌ی لفظی بر مراد وجود داشته باشد، قرینه‌ی حالیه و مقامیه کفایت نمی‌کند.

قول ششم: هر لفظی که مفید انشاء عقد باشد به نحو صراحت یا ظهور، در انشاء عقد کفایت می‌کند هرچند به مؤونه‌ی قرینه ـ حتی حالیه ـ باشد.

با توجه به مطالبی که قبلاً توضیح داده‌ایم معلوم می‌شود قول حق، قول ششم است؛ زیرا شارع مقدس همان معاملات عرفیه و از جمله بیع عرفی را امضا کرده است. این‌طور نیست که شارع اصطلاح خاصی داشته و حقیقت شرعیه‌ باشد. البته در بعض ارکان بیع ـ مانند شروط متعاقدین و شروط عوضین ـ و نیز در نحوه‌ی انشاء آن فی‌الجمله تصرف کرده است، اما در لفظ یا فعلی که با آن انشاء بیع می‌شود تصرف نکرده است؛ یعنی آیه و روایتی وارد نشده که بیع باید با فلان لفظ یا فلان فعل انشاء شود. لذا با تمسک به عموم یا اطلاق (أوفُوا بِالعُقُُود)، (أحلَّ اللهُ البَیع)، (تِجارةً عَن تَراضٍ مِنکُم) و ... می‌گوییم: با هر لفظ یا هر فعلی إنشاء بیع شود و عرفاً بیع بر آن صادق باشد مورد إمضاء شارع است.

فایده‌ی بحث از الفاظ بیع بنابر مبنای مختار

ممکن است شبهه‌ای در این‌جا مطرح ‌شود که در این صورت بحث درباره‌ی الفاظ بیع بی فایده خواهد بود؛ چون هر لفظ یا فعلی که با آن إنشاء بیع شود و عرفاً بیع بر آن صادق باشد بیع محقق می‌شود.

ولی پاسخ آن است که این یک بحث صغروی است؛ یعنی بعد از قبول این کبری که هرچه عرفاً بیع بر آن صادق باشد صحیح است، این بحث به دنبال می‌آید که عرف انشاء به کدام‌یک از الفاظ را بیع می‌داند؟ آیا مثلاً کسی بگوید: «ملّکتک هذا الکتاب بذاک القلم» عرف آن را بیع می‌داند یا هبه‌ی معوضه؟ بله اگر لفظی قطعاً مفید بیع باشد ـ صراحتاً یا ظهوراً ـ بحث درباره‌ی آن لزومی ندارد مگر برای تذکّر و رفع غفلت.

إن قلت: به هر حال متعاقدین اگر به هر روشی قصد بیع را ابراز کرده باشند بیع محقق می‌شود و اصلاً لفظ خاصی نیاز نیست. یعنی عرف بعد از اطلاع این‌که متعاقدین قصد بیعشان را با آن وسیله ابراز کرده‌اند آن را بیع می‌داند. پس این بحث باز بی فایده خواهد بود.

قلت: بله ولی فایده‌ای بر آن مترتب است و آن در صورت اختلاف متعاقدین است؛ مثلاً یکی ادعا می‌کند با «ملّکتک هذا الکتاب بذاک القلم» قصد بیع داشته و دیگری ادعا می‌کند قصد اتهاب و أخذ هبه داشته است که آثارش متفاوت است. در چنین فرضی قاضی که می‌خواهد مدعی و منکر را تشخیص دهد باید ببیند الفاظ یا افعال عرفاً در چه عقدی ظهور دارد که آن ملاک حکم است.

علاوه بر آن، به جهت رعایت احتیاط به خاطر مبنای مشهور که قائلند در عقود باید الفاظ خاصی به کار گرفته شود و ابراز آن به هر لفظی کافی نیست، بحث از الفاظِ مفید بیع دارای فائده خواهد بود. البته نهایت چیزی که می‌توان اثبات کرد آن است که لفظ باید عرفاً ظهور در بیع داشته باشد، هرچند این ظهور با قرائن حالیه یا مقالیه باشد. بنابراین فایده‌ی بحث منحصر در صورت اختلاف متعاقدین می‌شود.

إن قلت: ما که معاطات را مفید ملکیت لازمه دانستیم دیگر بود و نبود صیغه تأثیری نخواهد داشت؛ زیرا با همان معاطات، بیع محقق می‌شود [چه لفظ مفید إنشاء بیع باشد و چه نباشد].

قلت: اوّلاً بیع همیشه همراه معاطات نیست، ممکن است انشاء بیع شود و اصلاً تبادلی در خارج انجام نگیرد. در صرف و سلم است که قبض شرط صحت عقد است، اما مثلاً بیعی که عوضین آن نقد باشد قبض شرط صحت آن نیست، بلکه با صیغه محقق می‌شود.

علاوه بر آن، معاطاتی مفید ملکیت لازمه است که به عنوان ابراز بیع و انشاء بیع باشد و بیع با آن محقق شود. اما اگر معاطات به عنوان وفای به بیع سابق باشد دیگر انشاء بیع با آن انجام نمی‌گیرد. [بنابراین اگر الفاظی که به کار برده‌اند مفید إنشاء بیع نباشد، تبادلی هم که در خارج به عنوان وفای به آن بیع انجام می‌دهند مفید صحت بیع نخواهد بود] زیرا هر یک از بایع و مشتری چون فکر می‌کنند بیع محقق شده و وظیفه دارند ثمن و مثمن را إعطاء کنند به عنوان وفای به عقد إعطاء می‌کنند، لذا إنشاء نیست تا در صورت عدم تحقق بیع با آن لفظ، با معاطات محقق شود.

بله اگر قصدشان این باشد که اگر بیع سابق درست نبود با این معاطات بیع محقق شود مانعی ندارد و این مثل احتیاطاتی است که در نکاح انجام می‌دهند و چندین بار صیغه می‌خوانند تا اگر عقد با صیغه‌ی اول محقق نشد با بار دوم یا سوم محقق شود.

به هر حال بحث از الفاظ بیع طبق مبنای ما نیز دارای فایده است و آن را دنبال می‌کنیم، اما نه به نحوی که جناب شیخ و بعض محشّین وارد شده‌اند و چندین صفحه به آن اختصاص داده‌اند، بلکه به طور خلاصه آن‌چه که لازم، مفید و دارای اهمیت است را مطرح می‌کنیم.

تعریفی که ما از بیع ارائه کردیم و در واقع بیان فنّی همان ارتکاز عرفی از بیع می‌باشد این شد که «تبدیل مالٍ بمالٍ مّا اعتباراً» و با ذکر ده خصیصه جامعیت و مانعیت آن را توضیح دادیم. بنابراین هر لفظی که مفید این معنا باشد ـ هر چند به مؤونه‌ی قرینه ـ می‌توان در إنشاء بیع از آن استفاده کرد؛ چون عرفاً بیع بر آن صادق می‌شود ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه چهارم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترین و بدترین مردم
بدترينِ مردم كسى است كه پی‌جوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش.
غرر الحكم، ح ۵۷۳۹
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved