پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 26 مهر 1396
  • 2017 Oct 18
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1466
دیروز: 1525
ماه جاری: 29699
امسال: 195524
کل: 767398
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 28/3/1393 - 19:09
کد درس: 417 تعداد بازدید: 744 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی93-1392
جلسه‌ی هشتاد و دوم؛ ‌‌شنبه 6/2/1393

اشکال محقق نائینی قدس سره بر وقوع معاطات با إعطاء از جانب واحد

محقق نائینی رحمه الله در اشکال به وقوع چنین معاطاتی که از جانب واحد إعطاء می‌شود به حسب تقریر مرحوم آملی می‌فرماید: اضافه‌ای که بایع به مثمن دارد شبیه رشته‌ای است که یک سر آن به گردن بایع و سر دیگر آن به مثمن بسته شده و اضافه‌ای که مشتری به ثمن دارد شبیه رشته‌ای است که یک سر آن به گردن مشتری و سر دیگر آن به ثمن بسته شده است. در بیع، طرفین اضافه تبدیل می‌شود؛ یعنی آن رشته‌ای که از جانب بایع به مثمن بسته شده باز شده و به ثمن بسته می‌شود و آن رشته‌ای که از مشتری به ثمن بسته شده از ثمن باز شده به مثمن بسته می‌شود.

وقتی که إعطاء از جانب واحد باشد؛ مثلاً‌ بایع مثمن را بدهد و مشتری أخذ کند، تبدیل دو طرف اضافه اتفاق نمی‌افتد؛ ‌زیرا گرچه با این عمل، بایع مثمن را از سر رشته‌ای که به گردنش بسته شده باز می‌کند و به رشته‌ای که به گردن مشتری بسته شده می‌بندد، اما در عوض مشتری ثمن را از سر رشته‌ای که به گردنش بسته شده باز نمی‌کند و به رشته‌ی بایع گره نمی‌زند؛ چون دالّی بر این که مشتری چنین کاری نظیر بایع کرده باشد وجود ندارد؛ زیرا علی الفرض لفظی که دلالت بر چنین انشائی از طرف مشتری باشد صادر نشده و فعلی که چنین دلالتی داشته باشد محقق نشده است؛ چون فعلی که دالّ بر فکّ باشد فقط از بایع صادر شده و أخذ مشتری به منزله‌ی بستن مثمن به آن خیطی است که به گردنش بوده، لذا فعلی از مشتری یا بایع که دلالت کند ثمن را از خیط مشتری باز کرده و به خیط بایع ببندد صادر نشده است.

بنابراین از آن‌جا که در إعطاء از جانب واحد تبدیل طرفی الاضافه محقق نشده و فقط یک طرف اضافه تبدیل شده، بیع محقق نمی‌شود؛ چون بیع به معنای تبدیل هر دو طرف اضافه است.

و بالجمله این‌که اعطاء بایع و أخذ مشتری که فکّ مثمن از طناب گردن بایع و بستن آن به طناب گردن مشتری است از دو حال خارج نیست؛ یا احداث اضافه‌ی جدید است یا إحداث اضافه‌ی جدید نیست.

اگر احداث اضافه‌ی جدید نباشد و فقط فکّ‌ مثمن از ریسمان بایع و بستن آن به ریسمان مشتری بدون إحداث ملکیت جدید باشد این نامعقول است؛ زیرا مخالف حقیقت بیع است؛ چراکه حقیقت بیع، تبدیل طرفین اضافه است که هم باید فکّ مثمن شود و هم فکّ ثمن و با صرف فکّ مثمن بیع محقق نمی‌شود. علاوه آن‌که لازم می‌آید اضافه‌ی به بایع باقی باشد بدون آن‌که طرف اضافه داشته باشد؛ یعنی طناب گردن بایع آویزان است بدون این‌که طرفی داشته باشد علی حسب تقریر العلامة الآملی رحمه الله.

اما اگر احداث اضافه‌ی جدید باشد و فکّ‌ مثمن از ریسمان بایع و بستن آن به ریسمان مشتری به معنای إلغاء إضافه‌ی سابق و إحداث ملکیت مشتری باشد، این هم باز بیع نیست، بلکه هبه است؛ زیرا هبه یعنی اضافه کردن مالی به ملک طرف مقابل بدون آن‌که علقه‌ی طرف مقابل نسبت به مالش از بین برود که همان تملیک مجانی است.

پس خلاصه‌ی اشکال محقق نائینی قدس سره این شد که با إعطاء از جانب واحد و أخذ آن از جانب دیگر بیع محقق نمی‌شود؛ زیرا نهایت چیزی که إعطاء و أخذ دلالت می‌کند آن است که مُعطی اضافه‌ی به مالش را از بین برده و اضافه‌ی جدیدی را برای آخذ ایجاد کرده است. اما این‌که آخذ هم إضافه‌ی به مالش را از بین برده و اضافه‌ی جدیدی برای معطی ایجاد کند نه فعل بر آن دلالت دارد و نه قول.

نقد کلام محقق نائینی قدس سره

مطالبی که محقق نائینی قدس سره فرمودند طبق مبانی خودشان [در نقل ملک و تحلیل بیع] ممکن است قابل تأمل باشد، ولی طبق مبنایی که ما در تحلیل بیع انتخاب کردیم جای‌گاهی ندارد. در تحلیل بیع بیان کردیم بایع چه در تملیک مبیع و چه در تملّک ثمن حالت فعالیت داشته و مشتری چه در تملّک مبیع و چه در تملیک ثمن حالت انفعال و قبول در مقابل فعل بایع دارد. مشتری فقط آن نقشه‌ای را که بایع ریخته قبول می‌کند و حتی ملک خودش را که به عنوان ثمن به بایع منتقل می‌کند در واقع بایع به ملک وی دست انداخته و او منفعلانه آن را قبول کرده و به تملیک بایع در می‌آورد. بنابراین با توجه به این مسأله روشن می‌شود بایع که مثلاً کتاب را به عنوان مثمن به مشتری اعطاء می‌کند به این معناست که این کتاب را در مقابل آن ثمنی که ملک مشتری است تملیک می‌کند؛ یعنی بایع با این إعطاء، هم تملیک کتاب می‌کند و هم تملّک ثمن و مشتری نیز با دریافت کتاب، هم تملیک بایع و هم تملّک وی بر ثمن را می‌پذیرد. و اگر بخواهیم طبق تشبیه محقّق نائینی بیان کنیم این طور است که بایع با إعطاء، اضافه‌ی بین خود و مثمن را تبدیل به اضافه‌ی بین مشتری و مثمن کرده و اضافه‌ی بین ثمن و مشتری را تبدیل به اضافه‌ی بین خود و ثمن کرده و مشتری نیز با أخذ آن، هر دو عمل بایع را قبول می‌کند. پس إعطاء بایع می‌تواند ایجاب و أخذ مشتری که همزمان رخ می‌دهد می‌تواند قبول باشد، لذا با این إعطاء و أخذ، عقد محقق می‌شود و این که مشتری بعداً ثمن را اعطاء می‌کند به عنوان وفاء به بیع است. بنابراین اصلاً‌ شبهه‌ی این‌که إعطاء از جانب واحد هبه‌ باشد نیست؛ چون هبه تملیک مجانی و بدون عوض است، در حالی که این‌جا در مقابل عوض است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هشتاد و دوّم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترينِ مردمان
امام سجّاد علیه السّلام: مردمان زمان غيبت كه به امامت او (مهدى) معتقد و منتظر ظهورش باشند، بهترينِ مردمان هستند ؛ زيرا خداوند به اندازه‌اى به آنان فهم و خِرد و شناخت داده كه غيبت در نزد آنها به منزله مشاهده است و مردم آن زمان را مانند كسانى كه در مقابل پيامبر صلى‌الله‌عليه‌و‌آله به جهاد پرداخته باشند، قرار داده است.
الاحتجاج : ج ۲ ص ۱۵۴ ح ۱۸۸
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved