پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 31 شهريور 1396
  • 2017 Sep 22
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 139
دیروز: 1943
ماه جاری: 31164
امسال: 164478
کل: 736352
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 21/4/1393 - 17:37
کد درس: 413 تعداد بازدید: 922 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال دهم ـ سال تحصیلی 93ـ92
جلسه 83 ـ دوشنبه 8/2/93

بررسی دلالت حدیث لاضرر

آنچه که به نحو اطمینان، بلکه قطع می‌توان آن را ثابت دانست و روی آن بحث کرد، عبارت «لاضرر و لاضرار» است، امّا اینکه در ادامه‌ی آن «علی مؤمنٍ» باشد یا تعبیر «فی‌الاسلام» باشد، به نحو حجّت برای ما ثابت نیست. بنابراین آنچه مهم است بررسی مفردات و ترکیب عبارت «لاضرر و لاضرار» است که از سه کلمه‌ی «لا»، «ضرر» و «ضرار» تشکیل شده است.

تبیین مفردات حدیث لاضرر

«لا»: این کلمه هم برای نفی و هم برای نهی به کار می‌رود؛ مثلاً در «لا حول و لا قوّة الا بالله العلی العظیم» برای نفی است و در «لاتضرب» برای نهی است.

لای نافیه دارای انواعی است و در جایی که تالی آن جنس و طبیعت باشد برای نفی حقیقت به کار می‌رود؛ «لا رجل فی الدار» یعنی طبیعت رجل در خانه وجود ندارد.

باید توجه داشت لایی که بر سر اسم داخل می‌شود اصل اوّلی در آن نفی است نه نهی؛ زیرا لای ناهیه بر سر فعل داخل می‌شود. در ما نحن فیه نیز «لا» بر سر اسم در آمده است؛ «لاضرر» و به مقتضای آنچه گفتیم، طبیعت و حقیقت ضرر را نفی می‌کند. این معنا به حسب ظهور اوّلی عبارت است و حمل بر معانی دیگر نیازمند قرینه و مؤونه است.

«ضرر»: این کلمه اسم مصدر است و به معنای زیان است و اینکه برخی گفته‌اند به معنای مصدر است و اگر احیاناً در اسم مصدر به کار رود از باب استعمال مصدر در اسم مصدر است، صحیح نیست؛ چون اگر «ضرر» مصدر بود به معنای زیان زدن یا زیان دیدن می‌بود، و مصدر آن «ضرّ» است و احتمالاً «ضرار»؛ ضَرَّ، یَضُرّ، ضَرّاً.

پس کلمه‌ی «ضرر» به معنای زیان است که معنای حدثی ندارد و تنها حاصل مصدر را نشان می‌دهد. و مقصود از ضرر، تنها ضرر مالی نیست بلکه هر نوع ضرری را شامل می‌شود اعمّ از ضرر بدنی، معنوی و مالی.

ضرر در همه‌ی کتب لغتی که مراجعه کرده‌ایم در مقابل منفعت قرار گرفته است و بین ضرر و منفعت تقابل وجود دارد. اکنون باید دید چه نوع تقابلی میان ضرر و منفعت برقرار است؟

روشن است که تقابل ضرر و نفع از نوع سلب و ایجاب نیست؛ زیرا هر دو قابل ارتفاع هستند. به عنوان مثال کسی که دارای سرمایه‌ای است و نه ضرر کرده است و نه نفعی برده است، مصداق ارتفاع ضرر و نفع است.

پس آیا تقابل منفعت و ضرر، ملکه و عدم ملکه است؟ یعنی منفعت که امری وجودی است ملکه و عدم منفعتِ چیزی که شأنیت انتفاع دارد ضرر است؟ خیر، نسبت این دو ملکه و عدم ملکه نیز نمی‌باشد؛ زیرا بعضی موارد، عدم منفعت صادق است در حالی که ضرر صادق نیست و اگر ضرر، مساوی عدم منفعت بود باید صادق می‌بود. مثلاً تاجری که در بازار با سرمایه‌ی یک میلیاردی تجارت می‌کند، این شأن را دارد که در طول یک هفته 50 میلیون منفعت ببرد، حال اگر یک هفته هیچ سودی نبرد ولی سرمایه‌اش محفوظ بماند می‌توان گفت که او نفعی نبرده است ولی ضرر هم نکرده است و این آیت آن است که ضرر همان عدم منفعت نیست. پس تقابل ضرر و نفع، تقابل عدم و ملکه نمی‌باشد.

همچنین واضح است میان نفع و ضرر تقابل تضایف برقرار نیست؛ زیرا تضایف در جایی وجود دارد که تعقّل احد المتضایفین بدون تعقّل دیگری ممکن نباشد، مانند فوقیت که با تحتیت تعقّل می‌شود یا ابوّت که با بنوّت تعقّل می‌شود و میان فوقیت و تحتیت و ابوت و بنوّت تضایف برقرار است، ولی چنین رابطه‌ای میان ضرر و نفع برقرار نیست؛ مثلاً اگر کسی بخشی از سرمایه‌اش را از دست ‌دهد ضرر متصوّر است در حالی که منفعت به ذهن نیامده است.

بنابراین از انواع چهارگانه‌ي تقابل، تنها تقابل تضاد باقی می‌ماند. تقابل تضاد یعنی تقابل امران وجودیان متواردان علی موضوعٍ واحد که لایجتمعان و لکن یرتفعان، مانند سفیدی و سیاهی.

ممکن است گفته شود ضرر به معنای زیان است؛ یعنی «نداشتن» که امری عدمی است، حال چگونه آن را ضدّ نفع در نظر می‌گیرید؟

پاسخ آن است که ضرر و زیان در حقیقت عدم محض نمی‌باشند؛ زیرا زیان به معنای از دست رفتن است؛ یعنی امری وجودی است که از دست می‌رود و اگر چیزی اساساً واجد چیزی نباشد زیان در حقّ او صادق نیست؛ مثلاً اگر کسی از ابتدا سرمایه‌ای نداشته باشد یا مثلاً فاقد یک دست باشد، نمی‌توان گفت ضرر و زیان کرده است.

بنابراین ضرر یعنی فقدانِ پس از وجدان و به این اعتبار، امری وجودی است و لهذا تقابل میان ضرر و منفعت، تقابل تضاد خواهد بود.

اشکال: اگر زیان به معنای امر وجودی باشد لازمه‌اش آن است که حتماً شیئی باید واجد کمالی باشد تا پس از فقدان کمال، صادق باشد که آن شیء زیان کرده است، در حالی که بعید نیست در برخی موارد با آنکه شیء یا فرد واجد کمالی نیست، در اثر عدم حصول آن کمال گفته ‌شود ضرر کرده و زیان دیده است. مثلاً دانش‌آموزِ با استعدادی که در دبیرستان مشغول تحصیل است، اگر به واسطه‌ی کیفیت پایین و بد اساتید مدرسه نتواند درس بخواند و استعداد او به فعلیت نرسد، گفته می‌شود یک سال ضرر کرده است، در حالی که چیزی نداشت و هنوز علم و سوادی کسب نکرده بود تا از دست برود. لذا می‌توان گفت همیشه ضرر «فقدانِ پس از وجدان» نیست و کلّیت ندارد.

پاسخ: درباره‌ی سخن فوق می‌توان گفت در مواردی مانند مثال مذکور، به نوعی وجدان محقّق بوده است و تبدیل به فقدان شده است و به همین اعتبار، ضرر و زیان بر آن اطلاق شده است؛ زیرا این دانش‌آموز استعداد و فرصت تعلّم کاملاً مناسبی داشته است و با تعلیم مناسب می‌توانست به فعلیت برسد که با از دست رفتن فرصت، استعداد او به فعلیت نمی‌رسد و چون فرصت موجود زائل شده و دیگر برنمی‌گردد، گفته می‌شود ضرر کرده است. در هر حال برای صدق ضرر باید به نوعی «فقدانِ پس از وجدان» صادق باشد و قاعده‌ی فوق منخرم نمی‌شود.

ربما یتوهّم: اگر ضرر کم و ناچیز باشد، ضرر و زیان گفته نمی‌شود؛ مثلاً اگر در یک معامله‌ی یک میلیاردی، ده هزار تومان از دست برود ضرر صادق نیست.

پاسخ توهّم: این سخن نیز درست نیست و در همان موارد نیز بنابر عرف دقّی ضرر صادق است، إلا اینکه عرف در امور خود این مقدار را مسامحه می‌کند و نادیده می‌شمرد و إلا اگر دقت را لحاظ کند به همین مقدار نیز صادق است.

آری، ممکن است گفته شود که در برخی موارد، قاعده‌ی لاضرر از مثل چنین زیان‌ها و ضررهای ناچیزی منصرف می‌باشد و دلیل آن نیز مثلاً مناسبات میان حکم و موضوع است. گرچه اگر چنین مناسباتی نباشد و حاقّ لغت در نظر گرفته شود ضرر ناچیز نیز ضرر است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هشتاد و سوّم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترین و بدترین مردم
بدترينِ مردم كسى است كه پی‌جوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش.
غرر الحكم، ح ۵۷۳۹
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved