پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 2 آبان 1396
  • 2017 Oct 24
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 183
دیروز: 1413
ماه جاری: 1595
امسال: 205499
کل: 777373
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 7/2/1393 - 15:35
کد درس: 390 تعداد بازدید: 1108 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی93-1392
جلسه‌ی هفتاد و یکم؛ یک‌شنبه 17/1/1393

3. تمسّک به روایت «البیّعان بالخیار حتّی یفترقا»

شیخ رحمه الله می‌فرماید: برای اثبات ملکیّت توسّط معاطات، علاوه بر ادله‌ی مذکور می‌توان به روایات متعددی که در خصوص لزوم بیع وارد شده از جمله روایت شریف «البیعان بالخیار ما لم یفترقا» تمسّک کرد.

این مضمون با لسان‌های متعدد در روایات نقل شده است. در بعضی به صورت «الْبَيِّعَانِ‏ بِالْخِيَارِ حَتَّى يَفْتَرِقَا» نقل شده و در بعضی به صورت «الْبَيِّعَانِ بِالْخِيَارِ مَا لَمْ يَفْتَرِقَا» و در بعضی مشتمل بر این ذیل است «فَإِذَا افْتَرَقَا وَجَبَ الْبَيْعُ» [یا «فَإِذَا افْتَرَقَا فَلَا خِيَارَ بَعْدَ الرِّضَا مِنْهُمَا»]؛ یعنی خریدار و فروشنده دارای حق فسخ‌اند مادامی که افتراق پیدا نکرده‌اند، پس اگر افتراق پیدا کردند دیگر بیع واجب می‌شود [یا اگر افتراق پیدا کردند دیگر خیاری نیست بعد از این‌که رضایت داشتند].

مرحوم شیخ کیفیت استناد به این روایت را به فهم خوانندگان واگذار کرده و توضیحی ارائه نفرموده است. برخی از محققین با سه بیان از این روایت استفاده کرده‌اند که بیع معاطاتی مانند بیع بالصیغه لازم است.

سه بیان بر کیفیت دلالت روایت بر لزوم بیع معاطاتی

1. نفس جعل خیار برای همه‌ی بیوع از جمله معاطات دالّ بر لزوم معاطات است؛ شکی نیست که بیع معاطاتی عرفاً‌ بیع است و اصلاً بر این فرض بحث می‌کنیم که معاطات مصداقی از مصادیق بیع است. بنابراین اطلاق «الْبَيِّعَانِ بِالْخِيَارِ حَتّی يَفْتَرِقَا» شامل متعاطیین در بیع معاطاتی نیز می‌شود؛ یعنی متعاطیین خیار فسخ دارند مادامی که از هم جدا نشده‌اند و این دلالت می‌کند که بیع معاطاتی لازم است؛ چون اگر لازم نبود جعل خیار برای آن لغو بود؛ زیرا جعل خیار برای معامله‌ی جایز معنا ندارد. به خاطر همین در معاملات جایزی مانند وکالت، هبه به غیر ذی رحم، مضاربه، شرکت و ... جعل خیار نمی‌شود. پس این‌که جعل خیار برای مطلق بیع شده، کاشف از آن است که معاطات صرف نظر از این خیار ـ و یا خیارهای دیگر که طبق دلیل ثابت می‌شود ـ لازم می‌باشد و گرنه جعل خیار برای آن لغو می‌باشد.

2. مفهوم غایت در «الْبَيِّعَانِ‏ بِالْخِيَارِ حَتَّى يَفْتَرِقَا» دالّ بر آن است که بعد از افتراق، خیاری برای متبایعان نیست. پس این‌که روایت در مقام تحدید، غایت خیار را افتراق بیان کرده، دارای مفهوم است و آن این‌که بعد از افتراق خیاری نیست و کسی نمی‌تواند شیء فروخته شده را پس بگیرد یا پس دهد و اطلاق آن شامل بیع معاطاتی نیز می‌شود.

3. روایات صحیحی که در ذیل آن می‌فرماید: «فَإِذَا افْتَرَقَا وَجَبَ الْبَيْعُ» آن مفهومی را که غایت دلالت می‌کرد تصریح کرده و به صورت منطوق بیان می‌کند و اطلاق آن شامل بیع معاطاتی نیز می‌شود. بنابراین بیع معاطاتی بعد از افتراق واجب می‌شود و بایع و مشتری نمی‌توانند مبیع یا ثمنی را که به معاطات داده‌اند پس بگیرند؛ زیرا خلاف «وجب البیع» است.

مناقشه‌ی مرحوم امام در هر سه بیان

این سه بیان مورد حمله‌ی شدید امام رحمه الله در کتاب البیع قرار گرفته و دلالت هر یک را بر لزوم معاطات مخدوش دانسته‌اند.

مناقشه‌ی امام رحمه الله در بیان اول

اما بیان اول که نفس جعل خیار ـ که بالاطلاق شامل بیع معاطاتی می‌شود ـ کافی است در اثبات لزوم بیع معاطاتی؛ چراکه جعل خیار برای بیعِ جایز لغو و نامعقول است، ایشان در پاسخ می‌فرمایند:

اگر قائل شویم جعل خیار برای بیع جایز نیز ممکن و معقول است ـ چراکه ماهیت خیار با جواز حکمی متفاوت است. خیار حقی است که برای ذی الخیار جعل شده و قابلیت نقل، اسقاط و ارث دارد، به خلاف جواز که حکم بوده و چنین قابلیتی ندارد. لذا مانعی از جعل خیار برای بیع جایز نیست، چنان‌که گاهی خیارات متعدد با حیث‌های متفاوت برای یک بیع جعل می‌شود ـ معلوم است که در این صورت استدلال ناتمام خواهد بود؛ زیرا جعل خیار برای بیع جایز نیز معقول بوده و لذا جعل خیار ملازم با لزوم بیع نیست.

اما اگر گفتیم [ذاتاً] جعل خیار در عقد جایز ممکن نیست ـ به حکم عقل که چون لغویت لازم می‌آید یا به حکم عقلاء که خیار مربوط به عقود لازم است و شامل عقود جایز نمی‌شود ـ باز هم نمی‌توان جعل خیار را علامت لزوم بیع معاطاتی دانست؛ زیرا بنابر فرض عدم امکان جعل خیار برای بیع جائز باید بگوییم «الْبَيِّعَانِ بِالْخِيَارِ مَا لَمْ يَفْتَرِقَا» تخصیص خورده و اختصاص به بیوع غیر جایز دارد.

حال این تخصیص به قرینه‌‌ی لبّیه، اگر آن قدر واضح باشد که همه‌ی عقلاء متوجه آن می‌شوند، مانند مخصص متصل عمل کرده و از همان ابتدا مانع انعقاد اطلاق در بیع جایز می‌شود و در حقیقت این‌چنین می‌شود: «البیعان بالبیع اللازم بالخیار حتی یفترقا». بنابراین اگر در این صورت برای اثبات لزوم معاطات به این روایت تمسّک کنیم، تمسّک به عام در شبهه‌ی مصداقیه خواهد شد؛ زیرا فرض آن است که نمی‌دانیم بیع معاطاتی لازم است یا جایز، پس نمی‌توان به «البیعان بالبیع اللازم بالخیار حتی یفترقا» تمسّک کرد.

و اگر تخصیص به قرینه‌ی لبیّه آن قدر واضح نباشد که به منزله‌ی مخصّص متصل باشد، بلکه به منزله‌ی مخصّص منفصل باشد، گرچه اطلاق در این صورت منعقد می‌شود، ولی چون مخصّص منفصل دارد نمی‌توان برای اثبات لزوم بیع معاطاتی به آن تمسّک کرد؛ چراکه در این صورت تمسّک به عام در شبهه‌ی مصداقیّه‌ی مخصّص می‌شود و تمسّک به عام در شبهه‌ی مصداقیّه‌ی مخصص بنابر مبنای صحیح حتی اگر مخصّص لبّی باشد صحیح نیست ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هفتاد و یکم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترينِ مردمان
امام سجّاد علیه السّلام: مردمان زمان غيبت كه به امامت او (مهدى) معتقد و منتظر ظهورش باشند، بهترينِ مردمان هستند ؛ زيرا خداوند به اندازه‌اى به آنان فهم و خِرد و شناخت داده كه غيبت در نزد آنها به منزله مشاهده است و مردم آن زمان را مانند كسانى كه در مقابل پيامبر صلى‌الله‌عليه‌و‌آله به جهاد پرداخته باشند، قرار داده است.
الاحتجاج : ج ۲ ص ۱۵۴ ح ۱۸۸
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved