پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 23 آذر 1396
  • 2017 Dec 14
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1295
دیروز: 1586
ماه جاری: 27111
امسال: 264324
کل: 836198
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 14/10/1392 - 18:07
کد درس: 301 تعداد بازدید: 1125 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال دهم ـ سال تحصیلی 93ـ92
جلسه 28 ـ یکشنبه 10/9/92

نقد و بررسی اشکال دوم محقق نائینی قدس سره

محقق نائینی قدس سره فرمودند واجب تخییری در مرحله‌ی ثبوت، مؤونه‌ی زایدی نسبت به واجب تعیینی دارد؛ یعنی مجتاج به ملاحظه‌ی عِدْل و سپس ملاحظه‌ی جامع و حکم بر جامع است.

در پاسخ می‌گوییم:

بر فرض که واجب تخییری در مقام ثبوت نیازمند مؤونه‌ی زایده باشد، امّا چه حجّتی وجود دارد که حاکم در مقام ثبوت این ملاحظه را انجام نداده و این مؤونه را محقق نکرده است؟! صرف این‌که حجّتی بر عدم اعمال آن قائم نشده است، دلیل بر عدم آن ملاحظه نمی‌باشد، بلکه چه بسا بوده است و ما خبری از آن نداریم؛ زیرا فرض آن است که ما در حال شک به سر می‌بریم که آیا حاکم چنین ملاحظه‌ی را اعمال کرده است یا خیر، در واقع عدم العلم لایدل علی عدم الوجود.

إن قلت: می‌توانیم احراز کنیم که مؤونه‌ی زایده در مقام ثبوت نبوده است؛ زیرا استصحاب عدم لحاظ مؤونه‌ی زایده جاری است.

قلت: سه اشکال بر این استصحاب وارد است:

1. لحاظ نه خودش امر شرعی است و نه موضوع حکم شرعی؛ زیرا لحاظ یک امر عقلی تکوینی است کما این‌که موضوع هیچ حکم شرعی نمی‌باشد و ترتّب وجوب بر لحاظ، از نوع ترتّب حکم بر موضوعش نیست بلکه یک ترتب  عقلی است، بنابراین چنین امری قابل استصحاب نیست.

2. بر فرض استصحاب عدم لحاظ عِدْل جاری گردد و حتّی استصحاب عدم لحاظ جامع بما هو جامع بین بدیل‌ها جاری باشد، این استصحاب عدم‌ها اثبات نمی‌کند که مولا خصوصیت را لحاظ کرده است تا ثابت شود واجب مذکور تعیینی است، بلکه نهایت آن است که لحاظ عِدْل یا لحاظ جامع منتفی می‌گردد امّا این مقدار کافی نیست بلکه باید خصوصیت نیز اثبات گردد تا واجب تعیینی اثبات شود.

3. استصحاب عدم لحاظ عِدْل و نیز استصحاب عدم لحاظ جامع بما هو جامع، با استصحاب عدم لحاظ خصوصیت معارض است.

نتیجه آن‌که با استصحاب عدم لحاظ نمی‌توان نتیجه گرفت که مولا لحاظ مؤونه‌ی زائده نکرده است پس واجب مذکور، تعیینی است.

سپس آیا آن‌چه محقق نائینی قدس سره فرمودند که واجب تخییری ثبوتاً نیازمند مؤونه‌ی بیشتری است، علی اطلاقه صحیح است؟!

این سخن در وجوب تخییری شرعی که باید مولا در میان متباینان بالماهیة و الحقیقة، مفهومی را جعل کند و آن را تحت امر ببرد و آن‌گونه که تبیین کردیم مفهوم «احد الامور» را متعلق امرخود قرار دهد درست است؛ یعنی در چنین جایی وجوب تخییری ثبوتاً در قیاس با وجوب تعیینی نیازمند مؤونه‌ی بیشتری است، امّا در تخییر عقلی چنین چیزی وجود ندارد؛ زیرا:

در تخییر عقلی مولا ثبوتاً جامع بین افراد را ملاحظه می‌کند و خصوصیات را نیز ملاحظه می‌کند و سپس خصوصیات را رفض می‌کند؛ مثلاً مولا در مقام ثبوت رقبه را در نظر می‌گیرد و کفر و ایمان را نیز در نظر می‌گیرد و این دو را در متعلّق حکم خود قرار نمی‌دهد و حکم را روی خود رقبه می‌برد، در واجب تعیینی نیز که مولا رقبه‌ی مؤمنه را در نظر می‌گیرد، ابتدا جامع و قیود مختلف را در نظر می‌گیرد و با رفض همه‌ی قیود، یکی از آن‌ها را اخذ می‌کند، پس ملاحظه‌ی ثبوتی مولا در واجب تعیینی کمتر از ملاحظه‌ی ثبوتی واجب تخییری نیست.

بنابراین روشن شد کلام مرحوم نائینی قدس سره در مقام ثبوت از جهات مختلفی مخدوش است.

امّا آن‌چه در مقام اثبات فرمودند که واجب تعیینی مؤونه‌ای ندارد جز ذکر متعلق خاص، مانند «اعتق رقبةً مومنةً» بر خلاف واجب تخییری که باید بدیل ذکر شود؛ یعنی گفته شود «اعتق رقبةً أو اطعم ستین مسکیناً أو ...» و وقتی دلیلی بر ذکر این عِدْل‌ها وجود ندارد، حکم به عدم آن‌ها می‌شود و در نتیجه واجب تعیینی ثابت می‌شود ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه بیست و هشتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved