پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 1 آذر 1396
  • 2017 Nov 22
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 100
دیروز: 1633
ماه جاری: 99
امسال: 237312
کل: 809186
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 21/8/1391 - 10:49
کد درس: 30 تعداد بازدید: 1294 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال نهم ـ سال تحصیلی 92ـ 91

جلسه دوم ـ یکشنبه 26/6/91

پاسخ اوّل به اشکال اوّل بر جریان استصحاب عدم تکلیف

آنچه که موضوع حکم است و مشکل ما را برطرف می‌کند عدم حکم است و عدم حکمی که منتسب به شارع است یا عدم حکمی که ازل بوده است با یکدیگر تفاوتی ندارند. عدم یعنی پوچی و بطلان، و آثار حقیقتاً مربوط به وجودات است و اگر وجودی برداشته شود اثر آن نیز برداشته می‌شود ولی عدم و بطلان اثری ندارد. آنچه ما خواهان آن هستیم، نبودِ حکم است به هر دلیلی باشد؛ چه به دلیل عدم ازلی و چه به دلیل آنکه شارع فرموده است که آن حکم وجود ندارد، فرقی میان آن دو در مسأله‌ی ما وجود ندارد.

اشکال: ممکن است گفته شود آنچه بیان شد مربوط به تدقیقات عقلیه است؛ زیرا عقل فرقی میان معدومات نمی‌بیند: «لا میز فی الاعدام من حیث العدم» و عدم حکم چه ناشی از استمرار عدم ازلی باشد چه ناشی از بیان شارع بر عدم باشد تفاوتی ندارند، امّا ملاک ادلّه‌ی استصحاب عُرف است نه تدقیقات عقلیه و عرف میان اعدام فرق قائل می‌شود و عدم زید را با عدم عمرو متفاوت می‌بیند. بنابراین در ما نحن فیه از آنجا که عدم ازلی با عدم منسوب به شارع عرفاً دو چیز است و ما نیازمند عدم منتسب به شارع هستیم نمی‌توانیم با استصحاب عدم ازلی، عدم منتسب به شارع را اثبات کنیم؛ زیرا مُثبت خواهد بود.

پاسخ: در پاسخ به این بیان می‌توان گفت: این سخن صحیح نیست بلکه عرف دقّی نیز بعد از توجّه به نبود تفاوت میان اعدام، تسلیم این حکم عقلی می‌شود و اینکه مَیزی میان اعدام وجود ندارد مشکل‌تر از قضیه‌ی عدم اثبات لوازم عقلیه با استصحاب نخواهد بود. اینکه لوازم عقلیه با استصحاب اثبات نمی‌شود امری نیازمند تأمل است، امّا بعد از توجه دادن عُرف دقّی به این نکته آن را خواهد پذیرفت.

با وجود این اگر کسی بر این مطلب پافشاری کند می‌توان پاسخ دیگری به اشکال مذکور داد.

پاسخ دوم بر اشکال اوّل بر جریان استصحاب

احکام شرع، تدریجی جعل شده است. با توجه به اینکه زمانی بوده است که وقتی شارع احکامش را بیان فرموده است، یا بالملازمه و یا بالمطابقه، فرموده است در غیر این موارد حکمی ندارم، نظیر آیه‌ی مبارکه که می‌فرماید: (قُلْ لا أَجِدُ في‏ ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ يَطْعَمُه ...) یا روایتی که بیان می‌کند: «إن اللهَ سَكَتَ عَنْ أَشْيَاءَ لَمْ يَسْكُتْ عَنْهَا نِسْيَاناً فَلَا تَكَلَّفُوهَا» و ... . از مجموع روایات استفاده می‌شود که زمانی که احکام شرعی تکمیل نشده بود شارع فرموده است که در غیر آنچه حکم قرار داده‌ام حکمی وجود ندارد و حتی اگر کسی حکمی به شارع نسبت بدهد مرتکب حرام شده است. لامحاله می‌توانیم بگوییم که در اوایل بعثت، عدم حکمِ منتسب به شارع، صادق بوده است و شک می‌کنیم این عدم حکمِ منتسب به شارع منقلب به حکم شده است یا خیر، عدمِ حکم منتسب به شارع را استصحاب می‌کنیم.

اشکال دوم بر جریان استصحاب عدم حکم الزامی

مرحوم نائینی اشکالی بر جریان استصحاب وارد کرده‌اند که حاصل آن چنین است: اثر، مربوط به مرحله‌ی فعلیت حکم یا مرحله‌ی مجعول است و تا حکم به مرحله‌ی فعلیت نرسد، در اراده‌ی عبد فاعلیتی نخواهد داشت. اگر صدها حکم انشائی وجود داشته باشد باعثیتی نسبت به مکلّف ندارد؛ مثلاً وقتی انشاء می‌شود: (أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ) ، تا وقتی دلوک محقّق نشود باعثیتی در مخاطب ایجاد نمی‌کند. بنابراین باعثیت و فاعلیت مربوط به مرحله‌ی مجعول است.

با توجّه به این نکته اگر کسی بخواهد با استصحاب مرحله‌ی‌ جعل (وجوداً یا عدماً) آثار مرحله‌ی مجعول را جاری سازد، در واقع از اصل مثبت استفاده کرده است؛ زیرا مرحله‌ی مجعول مترتب بر مرحله‌ی جَعْل است، لذا گرفتار مثبتیت استصحاب خواهد شد؛ به دلیل آنکه مجعولیت یا عدم مجعولیت مصب استصحاب نیست بلکه مجعولیت و عدم مجعولیت مترتب بر جَعْل است. بنابراین استصحاب عدم جعل وجوب دعاء عند رویة الهلال، اثبات نمی‌کند که زمان رؤیت هلال، حکمی فعلیت ندارد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه دوم اينجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
پاداش كسي كه گره از كار مؤمني بگشايد چيست؟
امام رضا (ع): هر كه گره از كار مؤمنى بگشايد، خداوند در روز قيامت گره غم از دل او بگشايد.
منتخب ميزان الحكمة،270
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved