پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 21 آذر 1396
  • 2017 Dec 12
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 842
دیروز: 1778
ماه جاری: 23208
امسال: 260421
کل: 832295
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 4/9/1392 - 15:14
کد درس: 259 تعداد بازدید: 679 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی92-1391
جلسه‌ی ششم، یک‌شنبه 7/7/1392

پاسخ شیخ به اشکال صاحب جواهر قدس سرهما

مرحوم شیخ می‌فرماید «بیع الدین علی مَن هو علیه» با بیع حق شفعه و حق خیار متفاوت است؛ زیرا در مسأله‌ی ملک، یک عنوان مالک داریم و یک عنوان مملوک که نسبت بین این دو عنوان تضایف است؛ مثلاً زید مالک کتاب است و کتاب هم مملوک زید است، و دیگر عنوان «مَن یُمْلک علیه» وجود ندارد تا منجر به اتحاد «مالک» و «مَن یملک علیه» شود که محال است، بنابراین مانعی ندارد ذمه‌ی شخصی را به خودش بفروشیم و شخص مالک ذمه‌ی خودش شود. البته این ملکیت فقط حدوثی است که فرد آناًما مالک ذمه‌ی خود ‌شده و نتیجه‌‌ی آن سقوط و برائت ذمه نسبت به بایعی است که مالک ذمه‌ی او بود. ولی در مورد حقوق ـ که شیخ1 آن را به سلطنت معنا می‌کند ـ یک عنوان «مسلَّط» داریم و یک عنوان «مسلطٌ علیه» که بین این دو عنوان تضایفی است که نمی‌تواند قائم به فرد واحد باشد و حتماً طرفین سلطنت باید متفاوت باشد؛ چراکه سلطنت شخص بر خودش معنا ندارد. لذا بیع حق شفعه و خیار صحیح نیست؛ چون باعث تسلط شخص بر خودش و اتحاد عنوان مسلط و مسلطٌ علیه می‌شود.

بررسی کلام شیخ قدس سره در حقوق قسم دوم

جناب شیخ فرمودند چون بیع «تملیک الغیر» است ـ البته ایشان در نهایت در تعریف بیع می‌فرمایند: «إنشاء تمليك عين بمال» ـ و این حقوق قابل نقل و انتقال نیست، پس نمی‌تواند به عنوان عوض واقع شود. در بررسی کلام ایشان می‌گوییم:

اوّلاً: این‌که می‌فرمایند بیع «تملیک الغیر» است و «تملیک» را در حاقّ بیع ادراج می‌کنند، این کلام درست نیست و ان شاء الله خواهیم گفت بیع مبادله‌ای اعم از تملیک است و حتّی اگر تملیکی هم نباشد بیع می‌تواند صادق باشد؛ چه در یک طرف و چه در دو طرف.

ثانیاً: سلّمنا بیع «تملیک الغیر» باشد، امّا استدلال ایشان اخص از مدّعا است؛ زیرا ایشان فرمودند این حقوق مطلقاً قابل نقل و انتقال نیستند، در حالی که باید می‌فرمودند قابل نقل و انتقال به بیع نیستند (لا تقبل النقل بالبیع)؛ زیرا بیع تملیک است.

ثالثاً: این‌که ایشان حق را به سلطنت تعریف کرده و فرمودند معنا ندارد «مسلَّط» و «مسلطٌ علیه» قائم به شخص واحد باشد چون این دو عنوان متضایف هستند، می‌گوییم: چه مانعی دارد در تضایف، دو عنوان قائم به شخص واحد باشد؛ مثلاً در علم به نفس، شخص هم عالم به خودش است و هم معلوم خودش، در حالی که این دو عنوان متضایف‌ بوده و قوةً و فعلاً متکافئند.

بله در برخی موارد دو عنوان نمی‌تواند قائم به شخص واحد باشد، مثل دو عنوان «علّت» و «معلول» که از جهت و حیثیت واحد، منطبق بر یک شخص نمی‌شود، امّا این به خاطر متضایف بودن آن‌ها نیست. بنابراین وقتی در سلطنت حقیقی، دو عنوان می‌تواند قائم به شخص واحد باشد و شخص علیه خودش سلطنتش را إعمال کند، جواز آن در سلطنت اعتباری اوضح است؛ مثلاً شخص می‌تواند حقی را علیه خودش به دیگری بدهد. بنابراین در عالم ثبوت مانعی ندارد کسی حقی را علیه خودش اعمال کند، امّا آیا در عالم اثبات هم چنین اتفاق می‌افتد یا نه، این کلام دیگری است.

رابعاً: اشکال دیگری که سید خویی هم به آن اشاره می‌کند، این است که مرحوم شیخ فرمودند: ما در بحث ملک، عنوان «من یملک علیه» نداریم و بدین جهت حرّ می‌تواند کلّی در ذمه را بفروشد، در جواب می‌گوییم:

اگر مقصودتان این است که در خارج و عالم اثبات عقلاء همیشه عنوان «مَن یملک علیه» را اعتبار نمی‌کنند، این کلام دیگری است، امّا اگر می‌خواهید بگویید در عالم اعتبار عقلاء هیچ وقت آن را اعتبار نمی‌کنند، این کلام صحیح نیست، و به قول سید خویی قدس سره در برخی موارد عنوان «من یملک علیه» وجود دارد و اصلاً بدون این عنوان ملکیت معنا ندارد و آن موارد، ملکیت در ذمم است؛ مثلاً زید که بدهکار عمرو است، زید «من یملک علیه» است، و به طور کلی هرگاه چیزی مالیتش در گرو ذمه باشد عنوان «من یملک علیه» وجود دارد؛ مثلاً کسی که سلف می‌فروشد «من یملک علیه» است و نیز بدهکار در باب قرض و ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه ششم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved