پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 22 آذر 1396
  • 2017 Dec 13
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1444
دیروز: 1864
ماه جاری: 25674
امسال: 262887
کل: 834761
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 26/4/1392 - 19:44
کد درس: 222 تعداد بازدید: 1239 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی92-1391
جلسه‌ی نود و هفتم؛ ‌‌شنبه 4/3/1392

مرجّحی برای صحیحه‌ی معاویة بن وهب

بعضی برای صحیحه‌ی معاویة بن وهب نسبت به صحیحه‌ی سلیمان بن خالد مرجّحی ذکر کرده‌اند و آن مخالفت با عامه است. منشأ این کلام، ادعای اجماع مسلمین است بر این‌که کسی که مالک ارض می‌شود، مالکیتش إلی الابد ادامه دارد و با عروض موتان زائل نمی‌شود. گرچه ادعای اجماع قابل مناقشه است، امّا این را می‌فهمیم که عامه قائلند محیی، إلی الابد مالک می‌شود هرچند موتان بر آن عارض شود و این خلاف صحیحه‌ی معاویة‌ بن وهب می‌باشد.

برای بررسی صحت و سقم این ادعا، لازم بود فحصی در کتب عامه داشته باشیم. اساساً رجوع به آراء عامه در مسائل أم ـ یعنی مسائلی که از ابتدای فقه مطرح بوده؛ نه مسائل فرعی که بعداً توسط فقهاء مطرح شده است ـ و دانستن نظر آنان ضروری می‌باشد. چراکه روایات ما در آن فضا القاء شده و آن فضا قرینیت برای فهمیدن درست روایات دارد و بدون اطلاع از نظر عامه نمی‌توانیم روایات مربوطه را درست معنا کنیم؛ زیرا اصحاب ائمه علیهم السلام که در آن اجتماع بودند به حسب آرائی که بزرگان و معاریف عامه ابراز می‌کردند برایشان سؤال پدید می‌آمد و از محضر ائمه علیهم السلام می‌پرسیدند و گاهی به این امر تصریح می‌کردند کما این‌که عبدالرحمان بن الحجاج از محضر امام علیه السلام سؤال می‌کند که ابن شبرمه یکی از معاریف عامه چنین می‌گوید ولی ابن ابی لیلی یکی دیگر از معاریف عامه نظر دیگری دارد، نظر شما در این موضوع چیست و کدام یک حقیقت را می‌گویند؟

مسأله‌ی مورد بحث ما نیز از این قبیل است و روایاتی که در این زمینه صادر شده، ناظر به مسائل مورد بحث در بین عامه است.

در کتاب المجموع شرح المهذب که یکی از علمای شافعی به نام نووی (ابو زکریا محیی الدین یحیی بن شرف النووی م 676 ه ق) کتاب المهذب شیرازی را که از متون فقه شافعی است شرح کرده می‌گوید:

 فان الموات شيئان: موات قد كان عامرا لاهله معروفا في الاسلام ثم ذهبت عمارته فصار مواتا، فذلك كالعامر لاهله لا يملك عليهم الا بإذنهم (و الثانى) ...

این‌که می‌گوید «لا یملک علیهم الا بإذنهم» مخالف با صحیحه‌ی معاویة بن وهب می‌باشد. چند صفحه بعد نیز می‌گوید:

و الضرب الثاني من الموات ما كان عامرا ثم خرب فصار بالخراب مواتا فذلك ضربان، أحدهما ان كان جاهليا لم يعمر في الاسلام فهذا على ضربين أحدهما أن يكون قد خرب قبل الاسلام حتى صار مواتا مندرسا كأرض عاد و تبع و مدن طيبة و منف و بابل و آشور و بعلبك فهذه إذا أعلن أيلولتها إلى بيت مال المسلمين و ملكت الدولة التى من حقها أن تكون لها الولاية عليها لعرضها للاعتبار عملا بقوله تعالى (أفلم يسيروا في الارض فينظروا كيف كان عاقبة الذين من قبلهم، كانوا أشد منهم قوة و آثارا في الارض، و عمروها أكثر مما عمروها) إلى آخر ما ورد في القرآن الكريم من آيات الحث على السياحة و السير إلى الآثار للاعتبار و الاتعاظ، كان إحياؤها معلقا بإذن السلطان، بل إن السلطان إذا أحياها بصيانتها و إقامة الحراس عليها و تمهيد طرقها و تيسير سبل الوصول إليها بسبب ما تحويه من تواريخ من كانوا يعمرونها من الدارسين و البائدين كان هذا إحياء لها على هذا النحو، و صارت ملكا عاما لا يختص به أحد، و ذلك أصله قوله صلی الله علیه وآله (عادى الارض لله و لرسوله ثم هي لكم منى) والضرب الثانی ... .

قسم دوم از موات آن است که عامر بوده سپس خراب شده و به خاطر خرابی موات شده است. این خود دو قسم است؛ یکی این‌که مربوط به زمان جاهلیت بوده و در اسلام آباد نشده است. این نیز خود دو قسم است؛ یکی این‌که قبل از اسلام خراب شده و موات و مندرس شده است، مانند سرزمین عاد، تبع، شهرهای طیبه، منف، بابِل، آشور و بعلبک این‌ها اعلان شود که به بیت المال مسلمین برگشت داده شده [و از آثار باستانی است] و مملوک دولتی شده که حق دارد ولایت بر آن داشته باشد و به مردم عرضه کند تا مردم پند بگیرند به خاطر عمل به آیه‌ی شریفه‌ی (أو لم يسيروا في الارض فينظروا كيف كان عاقبة الذين من قبلهم كانوا أشد منهم قوة و آثارا في الارض و عمروها أكثر مما عمروها) و بقیه آیاتی که سفارش به سیر در گذشتگان برای عبرت گرفتن و پند گرفتن می‌کند.

[این‌طور آثار باستانی] احیائش منوط به اذن سلطان است، بلکه سلطان اگر آن آثار را حفظ کند و برای آن مأمور بگمارد و راهای وصول به آن‌جا را آماده و آسان کند ... این خود إحیاء آن محسوب می‌شود و ملک عمومی شود که اختصاص به شخص خاصی ندارد. اصل این عمل، فرمایش رسول الله9 است که «عادی الارض لله و لرسوله ثم هی لکم منی»

و الضرب الثاني: ما كان باقى العمارة إلى وقت الاسلام ثم خرب و صار مواتا قبل أن يصير من بلاد الاسلام فهذا على ثلاثة أقسام: (أحدهما) أن يرفع أربابه أيديهم عنه قبل القدرة عليه فهذا يملك بالاحياء كالذى لم يزل مواتا (و القسم الثاني) أن يتمسكوا به إلى حين القدرة عليه فهذا يكون في حكم عامرهم لا يملك بالاحياء.

(و القسم الثالث) أن يجهل حاله فلا يعلم هل رفعوا أيديهم عنه قبل القدرة عليه أم لا، ففى جواز تملكه بالاحياء وجهان كالذى جهل حاله من الركاز.

و الضرب الثاني: ما كان في الاصل عامرا من بلاد الاسلام ثم خرب حتى ذهبت عمارته، و اندرست آثاره، فصار مواتا. فقد اختلف الفقهاء في جواز تملكه بالاحياء على ثلاثة مذاهب، فمذهب الشافعي منها أنه لا يجوز أن يملك بالاحياء سواء عرف إربابه أو لم يعرفوا. و قال أبو حنيفة: إن عرف أربابه فهو على ملكهم لا يملك بالاحياء و إن لم يعرفوا ملك بالاحياء استدلالا بعموم الحديث (من أحيا أرضا مواتا فهى له) و حقيقة الموات ما صار بعد الاحياء مواتا من العامر فزال عن حكم العامر كالجاهلي و لانه موات فجاز احياؤه كسائر الموات. و قال مالك: يصير كالموات الجاهلي يملكه من أحياه سواء عرف أربابه أم لم يعرفوا.

این ضرب ثانی که می‌گوید: در عالم اسلام آباد بوده سپس خراب شده و آثارش از بین رفته، مربوط به بحث ماست. فقهاء عامه در این‌که آیا تملّک آن به إحیاء جایز است یا نه سه دسته شده‌اند ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه نود و هفتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved