پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 26 آذر 1396
  • 2017 Dec 17
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1175
دیروز: 1498
ماه جاری: 31750
امسال: 268963
کل: 840837
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 14/2/1392 - 18:22
کد درس: 182 تعداد بازدید: 1460 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی92-1391
جلسه‌ی هفتاد و هشتم؛ دو‌‌شنبه 26/1/1392

کلام بعضی در اثبات انفال بودن زمین در این فرض به مقتضای اصل عملی

بعض از مشایخ رحمه الله در مورد زمین عامر از اراضی مفتوح العنوة که کسی ید مالکانه بر آن ندارد و در نتیجه یکی از سه احتمال را دارد که یا ملک جمیع مسلمین است یا ملک شخص که مجهول است و یا از باب ارث من لاوارث له متعلق به امام علیه السلام است، گفته‌اند با اصول عملیه می‌توان مالک این زمین را مشخص کرد و دیگر احتیاج به رجوع به قرعه یا احتیاط که مرحوم شیخ فرمود نیست. به این بیان که:

شک می‌کنیم این زمین حال الفتح عامره بوده یا نه، از آن‌جا که مسبوق به عدم است، استصحاب عدم عمران آن الی حال الفتح می‌کنیم و نتیجه این می‌شود که متعلق به جمیع مسلمین نبوده و ارض خراجی نیست.

از طرف دیگر شک می‌کنیم ملک شخص است یا نه، آن هم چون مسبوق به عدم است استصحاب عدم ملکیت شخص جاری می‌شود. بنابراین نه ملک مسلمین است و نه ملک اشخاص؛ یعنی زمینی است که لاربّ لها و در نتیجه حکم انفال دارد؛ چون کل ارض لا رب لها فهی من الانفال.

نقد این کلام

این کلام از دو جهت مخدوش است:

1. زمینی که مفتوح العنوة بوده و الان عامره است، قطع داریم سابقاً یا ملک جمیع مسلمین بوده است یا ملک شخص، و از این دو حال خارج نیست؛ زیرا اگر از اوّل عامره بوده پس ملک جمیع مسلمین است و اگر بعد از فتح احیاء شده، ملک محیی آن است ـ چه آن محیی مسلمان باشد و چه کافر ـ بنابراین جاری کردن حکم انفال بر روی آن زمین به گونه‌ای که مخالف این دو حکم باشد، منجر به مخالفت عملیه‌ی قطعیه با علم اجمالی می‌شود، ‌در نتیجه آن دو استصحابی که بیان شد، متعارض‌اند و جاری نمی‌باشند و بالجمله عدم سابق قطعاً باقی نمی‌باشد یا به حدوث ملک مسلمین یا به حدوث ملک محیی.

2. علاوه بر استصحاب عدم کون الارض ملکاً للمسلمین و استصحاب عدم کونها ملکاً للاشخاص، استصحاب عدم کونها للامام علیه السلام نیز جاری است؛ چراکه انفال در اسلام جعل شده و مسبوق به عدم است، خصوصاً اگر از باب ارث من لا وارث له باشد؛ ‌چون موقعی ملک آن میت بوده است، شک می‌کنیم از انفال شد یا نه، استصحاب عدم جاری می‌شود. نتیجه این می‌شود که همان علم اجمالی بدون انحلال باقی می‌ماند که مردد است بین ملک مسلمین، ملک اشخاص یا ملک امام علیه السلام به همان نحوی که مرحوم شیخ فرموده بود.

بیان سید خوئی1 در جریان اصل و رفع تردید

سید خوئی قدس سره به گونه‌ی دیگری در این‌جا اصل جاری کرده و رفع تردید کرده‌اند به این صورت که از یک طرف شک می‌کنیم زمین حال الفتح عامره بوده است یا نه، استصحاب عدم کونها عامرةً حال الفتح جاری می‌کنیم. از طرف دیگر این اراضی الان بالوجدان عامره است و از آن‌جا که هر ارضی که عامره نبوده و فعلاً عامره است به ملک کسی که آن را احیاء و آباد کرده در آمده است؛ چون احیاء از مملکات قهریه است، پس ثابت می‌شود این ارض ملک محیی آن بوده و ملک جمیع مسلمین نیست.

آن‌گاه اگر احتمال زنده بودن محیی باشد، با استصحاب می‌توانیم حیاتش را احراز کنیم و در نتیجه زمین حکم مجهول المالک پیدا می‌کند. و اگر احتمال زنده بودنش نباشد دو صورت دارد؛ یا می‌دانیم وارثی داشته یا نمی‌دانیم، اگر می‌دانیم وارث داشته و احتمال زنده بودنش می‌دهیم باز الکلام الکلام. و اگر احتمال زنده بودن وارث یا ورّاث نباشد، حکم به انفال بودن زمین می‌شود؛ زیرا من لا وارث له از انفال است و اگر نمی‌دانیم وارث داشته یا نه، با استصحاب عدم وارث باز حکم به انفال بودن زمین می‌شود، در نتیجه تردیدی باقی نمی‌ماند ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هفتاد و هشتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved