پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 20 آذر 1398
  • 2019 Dec 11
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 611
دیروز: 3032
ماه جاری: 63969
امسال: 614347
کل: 2235759
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 21/3/1398 - 16:31
کد درس: 1241 تعداد بازدید: 386 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 97-1396
جلسه هشتاد و پنجم؛ سه شنبه، 21/1/97

مسئلهٔ دوم: بیع نصف الدار در جایی که بایع، وکیل یا ولیّ از جانب مالک دیگر باشد

مسئلة دیگر آن است که کسی نصف داری را بفروشد، در حالی که مالک نصف آن دار است و نیز ولیّ یا وکیل از جانب مالک نصف دیگر در بیع آن باشد. آیا حکم این صورت مانند صورت قبل است که بایع نسبت به حصة مالک دیگر اجنبی بود و یا اینکه حکم آن فرق دارد؟

همان‌طور که قبلاً گفتیم، مرحوم شیخ قدس سره این فرع را قبل از اینکه انتخاب نهایی را در مسئلة قبل انجام دهد مطرح کرده‌اند. ایشان در فرع اوّل ابتدا دو احتمال ذکر کردند ولی هیچ کدام را مقدّم ندانستند و وارد مسئلة دوم شدند که بایع، ولیّ یا وکیل از جانب مالکِ نصف دیگر در بیع آن باشد. شیخ قدس سره در اینجا نیز دو وجه ذکر می‌کنند و در آخر ـ البته قبل از نظر نهایی ـ نتیجه می‌گیرند که ظهور نصف در شیاع مقدّم است، امّا در ادامه استدراک کرده و می‌فرمایند در هر دو مسأله، بیع در نصف مختص بایع محقق می‌شود. البته عبارات مرحوم شیخ قدس سره در اینجا مقداری گویایی لازم را ندارد و برای فهم عبارات مکاسب در اینجا باید به این نکته توجه داشت که شیخ قدس سره مسئلة دوم را کجا مطرح کرده‌اند. ایشان این مسئله را قبل از بیان نظر مختار و نهایی خود در هر دو مسئله بیان کرده‌اند و اگر به این نکته توجه نشود، فهم کلام شیخ قدس سره مقداری دشوار می‌شود.

شیخ قدس سره در این مسئله می‌فرمایند: در نظر بدوی دو وجه وجود دارد؛ وجه اوّل اینکه حکم این صورت دقیقاً مانند حکم صورت قبل باشد که بایع، أجنبی از مالک دیگر بود که شیخ قدس سره در آنجا دو احتمال ذکر فرمودند و در نهایت هیچ کدام را مقدم نکردند. وجه دوم آنکه در جایی که بایع ولیّ یا وکیل از جانب مالک دیگر در بیع باشد، بیع به واسطة ظهور لفظ «نصف» در شیاع، در نصف مشاع بین حصتین محقق شود.

بنابراین در این مسئله دو وجه وجود دارد؛ مَنشأ وجه اوّل که حکم مسئله مانند صورت قبل باشد که بایع اجنبی از مالک دیگر است، مبتنی بر آن است که ببینیم کدام یک از دو وجهی که شیخ قدس سره برای تقدیم احتمال اوّل یعنی بیع نصف مختص به بایع ذکر کردند، در اینجا جاری بوده و معارض با ظهور لفظ نصف در شیاع است؟

همان‌طور که گفتیم مرحوم شیخ قدس سره در صورت اول فرمودند دو احتمال وجود دارد؛ یکی حمل بیع بر حصة مختص به بایع و احتمال دیگر حمل بیع بر نصف مشاع بین حصتین. مَنشأ احتمال دوم، ظهور لفظ نصف در اشاعة در کل بود که اقتضائش حمل بیع بر نصف مشترک بین حصتین است.

منشأ احتمال اول هم دو امر بود؛ یکی قرینة مقام تصرّف در اینکه بایع در چیزی تصرّف کرده که حق تصرف در آن را داشته است؛ یعنی در نصف مختص خود تصرّف کرده است. قرینة دیگر ظهور انصرافی لفظ «بعتُ» در بیع لنفسه. به تعبیر دیگر ظهور انصرافی تملیک به غیر آن است که از جانب مالک آن مبیع می‌باشد؛ چراکه بیع از جانب غیر، احتیاج به این دارد که یا نیّت غیر شود و یا اینکه اشتباهاً و یا ادعائاً مال غیر را تملیک کند و یا حداقل اینکه اجازة در بیع از جانب مالک داشته باشد، در حالی که هیچ کدام از این امور در ما نحن فیه وجود ندارد.

بنابراین در اینجا باید دید مستند اینکه نمی‌توان به ظهور لفظ نصف عمل کرد، آیا قرینة مقام تصرف است و یا ظهور لفظ «بعتُ»؟

مرحوم شیخ می‌فرمایند: ظهور لفظ «بعتُ» حتی در صورت اوّل نمی‌تواند ملاک معارضة با ظهور لفظ نصف باشد چه رسد به این صورت؛ زیرا ظهور مقیِّد همیشه مقدم بر ظهور مقیَّد است یا به تعبیر دیگر ظهور قید مقدم بر ظهور اطلاق است و در ما نحن فیه چون «نصف» متعلَّق بیع و قید آن است، لذا مقدم بر مقیَّد و وارد بر آن است. بله اگر ظهور لفظ «نصف» نبود، قبول داشتیم که بیع ظهور در بیع لنفسه دارد، الا اینکه چون بیع متعلق به «نصف الدار» شده، «نصف الدار» قرینه و قید آن است و قاعده بیان می‌کند ظهور قید وارد بر ظهور ذوالقید است. لامحاله حتی در صورت اول هم ظهور انصرافی لفظ «بیع»، نمی‌تواند قرینه باشد؛ چون مورود بوده و ظهور لفظ نصف بر آن وارد است.

منتها در صورت اوّل، یک قرینة دیگر هم وجود داشت و آن، ظهور «مقام تصرّف» در اینکه مراد از نصف، نصف مختص بایع است؛ چراکه ظاهر کسی که در چیزی تصرّف می‌کند آن است که حق تصرف در آن را دارد؛ الا اینکه این قرینه در ما نحن فیه کاربرد ندارد؛ زیرا علی الفرض بایع، ولیّ یا وکیل از جانب مالک نصف دیگر در بیع است و حق تصرّف در حصة موکل یا مولی‌علیه خود را دارد و دیگر نمی‌توان گفت به قرینة مقام تصرّف، بایع حصة مختص خودش را فروخته است. بنابراین ظهور لفظ نصف در اشاعه، بدون مزاحم می‌ماند، لذا در صورت دوم باید نصف را حمل بر نصف مشترک بین حصتین کرد؛ یعنی در واقع بایع ربع مبیع از ملک خودش و ربع مبیع از ملک موکل یا مولّی علیه را فروخته است.

خلاصة کلام شیخ قدس سره تا اینجا این شد که در صورت دوم که بایع ولیّ یا وکیل از جانب مالک نصف دیگر در بیع است، سه ظهور می‌توان فرض کرد؛ یکی ظهور لفظ «نصف» در اشاعة بین حصتین که نتیجة آن بیع اشتراکی بین بایع و موکل یا بین بایع و مولّی‌علیه است و مرحوم شیخ این ظهور را پذیرفتند. دو ظهور دیگر هم وجود دارد که دقیقآً می‌تواند معارض با ظهور اوّل باشد؛ یکی ظهور مقام تصرف در اینکه متصرِّف در چیزی تصرف می‌کند که حق تصرف در آن را دارد و دوم ظهور لفظ «بعت» که منصرف به بیع لنفسه است. شیخ قدس سره می‌فرماید در صورت اول حداقل یکی از این دو ظهوری که معارض ظهور لفظ «نصف» است، قابل اعتماد بود، امّا در ما نحن فیه هیچ کدام از این دو ظهور قابل اعتماد نیست؛ امّا ظهور انصرافی لفظ «بعت» در بیع لنفسه قابل اعتماد نیست حتّی در صورت اوّل؛ زیرا ظهور مقیِّد، وارد بر ظهور مقیَّد است و «نصف الدار» در اینجا متعلَّق است و می‌تواند ظهور متعلِّق را از بین ببرد، در نتیجه ظهور اطلاقی بیع در بیع لنفسه را از بین می‌برد. امّا ظهور مقام تصرف در اینکه متصرف، در چیزی تصرّف کرده که حق تصرّف در آن را دارد، این ظهور هم مخالفتی با نصف مشاع در ما نحن فیه ندارد؛ زیرا علی الفرض بایع، ولیّ یا وکیل از جانب مالک نصف دیگر در بیع است و در نتیجه حق تصرّف در ملک مولّی‌علیه یا موکلش را دارد. پس هر دو ظهور در صورت دوم ساقط می‌شود و ظهور لفظ «نصف الدار» بلامعارض باقی می‌ماند و در نتیجه بیع، حمل بر نصف مشترک بین دو حصه می‌شود. بله، اگر قرینه‌ای معارض باشد و حاکم یا وارد بر این ظهور باشد، از آن رفع ید می‌کنیم، امّا علی الفرض چنین قرینه‌ای وجود ندارد.

بررسی و نقد کلام مرحوم شیخ قدس سره

خلاصه و لبّ کلام شیخ قدس سره در اینجا با صرف نظر از کلامی که در ادامه می‌گویند ـ که قبلاً به آن اشاره کردیم و دوباره هم به آن خواهیم پرداخت ـ این شد که ظهور لفظ «نصف» در اینکه مراد، نصف مشترک بین حصتین است، وارد بر ظهور لفظ «بعت» است و در نتیجه بیع حمل بر نصف مشاع بین حصتین می‌شود، خدمت ایشان می‌گوییم:

در اینجا دو ظهور وجود دارد؛ یکی ظهور لفظ «نصف الدار» و یکی ظهور لفظ «بعت» و شما به چه جهت ظهور «نصف الدار» را قید قرار دادید و ظهور «بعت» را مقیَّد گرفتید یا به تعبیر دیگر چرا «نصف الدار» را قرینه فرض کردید و «بعت» را ذو القرینه، آن وقت فرمودید اگر دو ظهور داشته باشیم که یکی مربوط به قرینه و یکی مربوط به ذوالقرینه باشد، ظهور قرینه مقدم می‌شود؟ در حالی که ممکن است عکس باشد؛ یعنی ظهور متعلَّق یا همان «بعت» که ابتداء می‌آید، بتواند ظهور اطلاقی «نصف الدار» را از بین ببرد و صرف اینکه «نصف الدار» متأخراً گفته می‌شود، دلیل بر آن نیست که قید باشد و مقدم شود، بلکه چه بسا کسی بگوید لفظی که ابتدا آورده می‌شود، تا آخر می‌تواند قرینة بر تمام کلام باشد. البته نمی‌خواهیم بگوییم قاعده چنین است، بلکه مجادلتاً می‌توان چنین گفت و دلیلی وجود ندارد که مرحوم شیخ قدس سره به نحو قطعی فرض کردند که ظهور «نصف الدار»، مقیِّد بوده و وارد بر ظهور دیگر است به گونه‌ای که تکویناً موضوعی برای ظهور دیگر باقی نمی‌گذارد؛ مثلاً اگر کسی بگوید «لا تشرب شیئاً» ولو شیئاً شامل مأکول و مشروب می‌شود، ولی تردیدی نیست که «لا تشرب» موجب اختصاص آن به نوشیدنی‌ها می‌شود ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هشتاد و پنجم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
هدف از تشكيل خانواده
خداوند عز و جل، وصلت را مايه الفت دل‌ها و پيوستگى نَسَبى قرار داد. [به واسطه وصلت،] رشته‌هاى خويشاوندى را به هم پيوست و آن را مايه مهر و محبّت ساخت. در اين [پديده]، براى مردمان، نشانه‌هايى [از قدرت و رحمت خداوند] است.
الكافي، ج۵، ص۳۷۳، ح۶
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved