پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 4 تير 1398
  • 2019 Jun 25
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1210
دیروز: 2488
ماه جاری: 8732
امسال: 210260
کل: 1831672
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 31/2/1398 - 17:49
کد درس: 1225 تعداد بازدید: 51 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397

جلسه هشتاد و نهم؛ شنبه 31/1/1398

مزاحمت فقیه با فقیه دیگر در ولایت

بحث مزاحمت عدل یا ثقه با عدل یا ثقة متصدّی در امور حسبیّه را مطرح کردیم و خلاصة کلام ما این شد که به حسب آنچه از روایات استفاده می‌شود، بعد از اینکه عادل یا ثقه‌ای متصدّی شد و صدق قیام کرد، دیگری نمی‌تواند مزاحم او شود. بحث دیگری که در اینجا مطرح می‌شود، مزاحمت فقیه با فقیه دیگر است و باید بررسی کنیم آیا تمام آنچه در بحث قبل گفتیم، در اینجا هم جاری است یا نه؟

البته باید توجه داشت اگر فقیه به عنوان ثقه و عدل دخالت کند و حیثیت فقاهت را دخالت ندهد ـ که طبق آنچه ما انتخاب کردیم به این عنوان می‌تواند دخالت کند ـ همان مطالب در اینجا جاری است و دیگر نیاز به تکرار ندارد. منتها همانطور که گفتیم احتیاط آن است که با حضور فقیهِ عدل، نوبت به سایرین نمی‌رسد. امّا اگر فقیه مِن حیث أنّه فقیهٌ دخالت کند و متصدّی امور حسبیه شود، آیا فقیه دیگر می‌تواند با او مزاحمت کند؟ در جواب می‌گوییم:

مراتب دخالت فقیه متفاوت است؛ گاهی دخالت فقیه به گونه‌ای است که اصلاً موضوع برای دخالت دیگران باقی نمی‌گذارد؛ مثلاً مال یتیم را به دیگری می‌فروشد بدون اینکه خیاری وجود داشته باشد و غبن هم موجود نباشد و احتمال دیگری هم که بتوان معامله را فسخ کرد وجود نداشته باشد، در این صورت معلوم است که فقیهِ دیگر نمی‌تواند در کار انجام شده‌ای که شرعاً ممضی است دخالت کند و این فرض خارج از محل بحث می‌باشد.

محل بحث در جایی است که فقیهی مثلاً‌ برای فلان وقف، فردی را به عنوان متولّی تعیین ‌کند امّا فقیه دیگر بگوید من هم یک نفر را ضمیمه می‌کنم تا دو نفری متصدّی شوند و یا اینکه یک مرتبه پایین‌تر، بگوید متولّی کار خود را انجام دهد و من یک نفر به عنوان ناظر قرار می‌دهم. مثال دیگر که گاهی مورد ابتلاء است اینکه فقیهی به عنوان فقاهت، مقداری خمس یا زکات دریافت کند و آن را در محلّی که معدّ برای آن است و یا در مکان مباحی قرار دهد، امّا فقیه دیگر آن را بردارد و در مصارفش هزینه کند. و یا اینکه فقیهی خمسی را که به عهدة شخصی است،‌ به عنوان نیابت از امام و بما هو فقیهٌ ـ نه به عنوان شخص ـ دستگردان کند که ما به حسب اطلاقات ادلّه گفتیم چنین کاری جایز است، امّا فقیه دیگر دستگردان او را دریافت کند.

اینها صوری از مسئله می‌باشد که یک مقدار شدیدتر است و بعض صور هم هست که یک مقدار رقیق‌تر است مانند اینکه فقیهی کسی را برای رسیدگی به امور یتیمی معیّن کرده باشد امّا آن فرد هنوز متصدّی نشده باشد و فقیه دیگر، شخص دیگری را تعیین کند که متصدّی امور همان یتیم شود، آیا در این موارد‌ مزاحمت فقیه با فقیه دیگر جایز است؟

کلام شیخ قدس سره در مبتنی کردن حکم مسئله بر مدرک ولایت فقیه

   شیخ أعلی الله مقامه حکم مسئله را مبتنی بر مدرک ولایت فقیه کرده و می‌فرمایند:‌ اگر مدرک ولایت فقیه را مثل توقیع شریف «فَارْجِعُوا إِلَی رُوَاةِ أَحَادِیثِنَا» بگیریم، از آنجا که خطاب این روایت شریفه به عموم مردم است نه به فقیه و روات احادیث ـ چراکه حضرت نمی‌خواهند بفرمایند روات احادیث به روات احادیث مراجعه کنند ـ لذا [نهی از مزاحمت، مختص به عموم مردم است و در نتیجه] اگر فقیهی متصدّی شد، مادامی که [تصرّف لازم انجام نداده و] محل فوت نشده است،‌ مانعی ندارد که فقیه دیگر اقدام کند و متصدّی آن امر شود.

امّا اگر مدرک ولایت فقیه را [عمومات نیابت] مانند «إنّی قَد جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً»،‌ »مَجَارِی الْأُمُورِ عَلَی أَیْدِی الْعُلَمَاءِ بِالله»، «العلماء ورثة الانبیاء» و امثال آنها بدانیم، از آنجا که این ادله فقیه را نازل منزلة امام علیه السلام می‌داند، لذا کسی حق مزاحمت با فقیه متصدّی را ندارد؛ چراکه مزاحمت با او،‌ مزاحمت با خود امام علیه السلام است که جایز نیست.

إن قلت: شما لا أقل در بحث مکاسب قائل نشدید که فقیه، نائب مناب و به منزلة امام علیه السلام باشد.

قلت:‌ شیخ قدس سره در جواب می‌فرمایند: هرچند در آنجا قبول نکردیم [که فقیه نائب امام علیه السلام از حیث ثبوت ولایت بر أنفس و اموال باشد]، منتها در مواردی که استفاده کردیم فقیه حق دخالت دارد به منزلة امام است ـ نه اینکه صد در صد به منزلة امام باشد ـ در چنین مواردی فقیهِ دیگر نمی‌تواند مزاحم فقیه متصدّی شود.

شیخ قدس سره در مجموع با استناد به یک سلسله قرائن و شواهد، این نظر را انتخاب می‌کنند که فقیه نمی‌تواند مزاحم فقیه دیگر شود و کأنّ نظر ایشان این است که از مجموع ادلّه استفاده می‌شود که اگر از مرتبة أعلای ولایت یعنی (اَلنَّبِیُّ أوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أنْفُسِهِمْ) تنزّل کنیم، باز هم فقیه نائب امام علیه السلام است و مزاحمت با او مزاحمت با امام علیه السلام است.

استدلال شیخ قدس سره بر عدم جواز مزاحمت با فقیه به لزوم هرج و مرج

علاوه آنکه مرحوم شیخ قدس سره می‌فرماید: اگر هر فقیهی بتواند مزاحم فقیه دیگر بشود، هرج و مرج لازم می‌آید؛ زیرا اگر مزاحمت فقیه با فقیهِ دیگر جایز باشد ـ به خصوص در زمان ما که ارتباطات آسان است ـ باید ملتزم شویم که مثلاً‌ اگر ده فقیه داشته باشیم ـ و به تعبیر شیخ قدس سره مدعی حکومت هم کم نداریم ـ هر کدام بتوانند به صورت جداگانه شخصی را به عنوان متصدّی فلان وقف خاص قرار دهند، در حالی که این منجر به هرج و مرج و نقض غرض می‌شود و خلاف مصالح عامّه است. بدین جهت جناب شیخ قدس سره می‌فرمایند وقتی فقیهی متصدّی امری شد حتّی به این اندازه که ورود در مقدّمات کرد، فقیهِ دیگر نمی‌تواند متصدّی شود و با او مزاحمت کند.

جالب اینکه بعضی از محشّین در اینجا به دلیل لزوم هرج و مرج توجه ننموده و گفته‌اند با تمسّک به اطلاق ادلة ولایت فقیه می‌توان جواز مزاحمت با فقیه را اثبات کرد؛ زیرا از ادلة ولایت فقیه استفاده می‌شود که «للفقیه أن یتصدّی» و این به نحو قضیة حقیقیّه است که شامل همة فقهاء می‌شود و تفاوتی بین این فقیه با فقیه دیگر وجود ندارد. و همانطور که این فقیه نائب امام علیه السلام است، دیگری نیز نائب امام علیه السلام است و هر کاری که این فقیه می‌تواند انجام بدهد، دیگری نیز می‌تواند انجام دهد،‌ همانطور که أب و جدّ می‌توانند در عرض یکدیگر در مال طفل تصرّف کنند.

بعض دیگر از محشّین نیز با اینکه توجه به استدلال شیخ قدس سره مبنی بر لزوم هرج و مرج کرده‌اند، ولی مدّعی شده‌اند از تجویزِ مزاحمت با فقیه، هرج و مرج لازم نمی‌آید. امّا این حرف درست نیست و إن شاء‌ الله بیان دیگری هم عرض خواهیم کرد.

بررسی کلام شیخ قدس سره

خلاصة کلام جناب شیخ قدس سره این شد که فرمودند باید دید مدرک ولایت فقیه چیست، امّا همانطور که در بحث ولایت فقیه مطرح کردیم، ما تک تک روایات را مورد استناد قرار ندادیم بلکه از مجموع این روایات متعدد علی سبیل القطع استفاده کردیم که در زمان غیبت و حتّی در زمان حضور آن وقتی که خودِ امام علیه السلام متصدّی نیست، نمی‌شود جامعة اسلامی رها باشد و هر انسان ذکیّ و بلکه هر انسان دارای دینی که نصوص را بفهمد ـ هرچند ذکاوت بالایی نداشته باشد ـ این مطلب را می‌فهمد که اجتماع بدون تنظیم نمی‌شود، لامحاله از مجموع ادله کشف کردیم که حتماً باید کسی متصدّی بشود. و چون اطلاقی را که مستند به تک تک روایات باشد به دست نیاوردیم، لذا در درجة اوّل می‌گوییم باید به قدر متیقّن أخذ کنیم و قدر متیقّنش هم وقتی است که کسی متصدّی نشده باشد.

و حتّی اگر بگوییم این روایات در مجموع چنین اطلاقی دارند، باز هم می‌گوییم قرائن حافّه‌ای وجود دارد که نمی‌گذارد اطلاق نسبت به چنین صورتی ـ یعنی جایی که فقیه دیگری متصدّی شده ـ منعقد شود؛ زیرا تلقّی عرف از «حاکم، ولیّ و امیر» کسی است که تمام مسئولیّت بر عهدة اوست و کسی نمی‌تواند با او در این امور مزاحمت کند؛ مثلاً وقتی امام علیه السلام فرمودند «إنّی قَدْ جَعَلْتُهُ‏ عَلَيْكُمْ حَاكِما» ـ البته بنابر اینکه حکومت شامل اِمارت و تدبیر هم شود ـ و یا فرمودند «مَجَارِيَ‏ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاءِ بِاللَّه‏» و نظیر اینها، معنایش آن است که همان حقّی را که اُمراء و حکّام برای خود قائل بودند و برای ادارة اجتماع إعمال می‌کردند، همان حق برای فقهاء قرار داده شده است و این قرینه آنقدر قوی است که موجب انصراف ادلّه از صورت مزاحمت می‌شود؛ چراکه در بین عقلاء اگر حاکمی متصدّی امری از امور حسبیّه شد، دیگر سایر افراد خود را نسبت به آن امر ذی حق نمی‌دانند و به خود اجازة دخالت نمی‌دهند. لامحاله می‌گوییم ادلة جواز تصدّی فقیه، انصراف دارد از صورتی که فقیهی متصدّی امری شده باشد و در این صورت دیگر موضوع تصدّی برای سایر فقهاء موجود نیست ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هشتاد و نهم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهار زندگى
امام على عليه السلام: ارزش چهار چيز را جز چهار گروه نمى‌شناسند: [ارزش] جوانى را جز پيران نمى‌شناسند؛ [ارزش] آرامش (آسايش) را جز گرفتاران نمى‌شناسند؛ [ارزش] سلامت را جز بيماران نمى‌شناسند، و [ارزش] زندگى را جز مُردگان نمى‌دانند.
المواعظ العدديّة، ۲۱۸
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved