پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 28 مهر 1398
  • 2019 Oct 20
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 333
دیروز: 1093
ماه جاری: 53620
امسال: 470828
کل: 2092240
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 18/2/1398 - 06:59
کد درس: 1214 تعداد بازدید: 239 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 97-1396
جلسه هفتاد؛ سه شنبه 26/11/1396

7. روایت محمد بن اسحاق بن عمّار:

وَ [مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَن‏] بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام: الرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ الْمَالُ فَيَدْخُلُ‏ عَلَى‏ صَاحِبِهِ‏ يَبِيعُهُ لُؤْلُؤَةً تَسْوَى مِائَةَ دِرْهَمٍ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ وَ يُؤَخِّرُ عَنْهُ الْمَالَ إِلَى وَقْتٍ قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ قَدْ أَمَرَنِي أَبِي فَفَعَلْتُ ذَلِكَ وَ زَعَمَ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْهَا فَقَالَ مِثْلَ ذَلِكَ.

وَ رَوَاهُ الْكُلَيْنِيُّ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِ‏ وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ نَحْوَهُ‏.

سند شیخ طوسی و نیز مرحوم کلینی قدس سرهما به این روایت به خاطر محمد بن ابی عبدالله ناتمام است. صاحب وسائل قدس سره می‌فرماید مرحوم صدوق نیز این روایت را با سند خود از محمد بن اسحاق بن عمّار نقل کرده است، امّا وقتی به مشیخة من لایحضره الفقیه مراجعه می‌کنیم، ایشان سندی به محمد بن اسحاق بن عمّار ذکر نکرده‌ و جای دیگری هم سراغ نداریم که سندی به ایشان ارائه داده باشد، لذا به نظر می‌آید صاحب وسائل علی رغم تبحّری که دارند در اینجا مثل بعض جاهای دیگر اشتباه کرده باشد و مرحوم صدوق قدس سره سندی به محمد بن اسحاق بن عمار نداشته باشد و روایت مرسله باشد.

محمد بن اسحاق بن عمّار می‌گوید خدمت امام رضا علیه السلام عرض کردم: مردی از کسی طلبی دارد [که وقتش رسیده است] و مرواریدی که ارزش آن صد درهم است، به هزار درهم به او می‌فروشد و آن مال را برای او تا مدت معلومی به تأخیر می‌اندازد. حضرت فرمودند: مانعی ندارد، پدرم به من امر فرمودند و من این کار را انجام دادم. محمد بن ابی عبدالله می‌گوید: محمد بن اسحاق بن عمّار گمان داشت که همین مسئله را از امام کاظم علیه السلام سؤال کرده و حضرت مثل همین جواب را فرمودند.

8. مرسلة سلیمان الدیلمی:

وَ [مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَن‏] بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رَجُلٍ‏ كَتَبَ إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السلام يَسْأَلُهُ أَنِّي أُعَامِلُ قَوْماً أَبِيعُهُمُ الدَّقِيقَ أَرْبَحُ عَلَيْهِمْ فِي الْقَفِيزِ دِرْهَمَيْنِ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ وَ أَنَّهُمْ سَأَلُونِي أَنْ أُعْطِيَهُمْ عَنْ نِصْفِ الدَّقِيقِ دَرَاهِمَ فَهَلْ مِنْ حِيلَةٍ لَا أَدْخُلُ فِي الْحَرَامِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَقْرِضْهُمُ الدَّرَاهِمَ قَرْضاً وَ ازْدَدْ عَلَيْهِمْ فِي نِصْفِ الْقَفِيزِ بِقَدْرِ مَا كُنْتَ تَرْبَحُ عَلَيْهِمْ.

سلیمان الدیلمی از مردی نقل می‌کند که نامه‌ای به امام کاظم علیه السلام نوشت و از ایشان چنین سؤال کرد: من با قومی معامله می‌کنم و به آن‌ها آرد می‌فروشم تا مدت معلومی [به صورت نسیه و] در هر قفیز دو درهم سود می‌گیرم و آن‌ها از من درخواست کردند به جای نصف آرد، دراهم به آن‌ها بدهم [و آن‌ها همان سود را به من بدهند] آیا راه تخلّصی برای من هست که در حرام نیفتم؟ حضرت در جواب نامهٔ او مرقوم فرمودند: دراهم را به آن‌ها قرض بده و در نصف قفیز آردی که به آن‌ها می‌فروشی، به اندازهٔ سودی که از آنها می‌بری اضافه کن.

این روایت از لحاظ سند علاوه بر اینکه مرسله می‌باشد [ابراهیم بن اسحاق، محمد بن سلیمان الدیلمی و پدرش، تضعیف شده‌اند]. بنابراین همان‌طور که بیان کردیم در این باب به جز یک روایت که سندش تمام است، روایت دیگری که مشکلی نداشته نباشد وجود ندارد. بله، یک روایت دیگر هم هست که سندش تمام است الا اینکه مضمره می‌باشد و روایات دیگری هم وجود دارد که مؤید مطلب می‌باشد.

کلام امام قدس سره در عدم جریان روایات تخلّص از ربای قرض در ربای معاملی و مناقشه در آن

سپس مرحوم امام قدس سره می‌فرمایند: نباید این روایات را با روایات [باب ششم از ابواب الصرف و نیز] باب بیستم از ابواب الربا خلط کرد؛ زیرا آن روایات مربوط به تخلّص از ربای معاملی است، ولی روایات باب نهم مربوط به تخلّص از ربای قرضی است.

خدمت ایشان عرض می‌کنیم:

اولاً: گرچه بعض روایات این باب، روشن است که در مورد ربای قرضی است، امّا این مطلب که «تغییر عنوان» راه برون رفت از حرام است، از روایات متعدد دیگری هم استفاده می‌شود، یعنی همان روایاتی که از خدمت حضرت می‌پرسند اگر خواسته باشیم معامله را به این نحو انجام دهیم باطل است، چه کار کنیم؟ و از جواب حضرت استفاده می‌شود که اگر دو بیع انجام دهند که هر دو طبق موازین باشد، مانعی ندارد؛ یعنی هرچند نتیجه‌اش هم در نگاه اولی واحد باشد. و ظاهر آن است که روایات باب نهم از ابواب احکام العقود و حتّی روایات باب بیستم از ابواب الربا خصوصیت ندارند و مقصود، آن است که اگر دو عنوان محقق شود، مانعی ندارد و بلکه حتّی اگر دو عنوان هم محقق نشود ولی معامله داخل در مخصّص یا مقیّد باشد، باز مانعی ندارد و فرار از حرام به حلال است؛ نه فرار از حرام به حرام و باطل.

ثانیاً: فرضاً روایات باب نهم مخصوص تخلّص از ربای قرضی باشد و روایات باب بیستم مخصوص تخلّص از ربای معاملی باشد، مانعی از التزام به هر دو نیست؛ چراکه در باب نهم، هفت روایت وجود دارد که تعضد بعضها بعضاً و همان‌طور که بیان کردیم سند دو روایت تمام است و می‌تواند حجّت باشد و دلیلی وجود ندارد که از این روایات رفع ید کنیم.

کلام حضرت امام قدس سره در عدم اعتماد به روایت محمد بن اسحاق بن عمار

بله، مرحوم امام در اینجا گفته‌اند که آقای محمد بن اسحاق بن عمّار، صرّاف بوده و پول را تبدیل می‌کرده است و مرحوم علامه از شیخ صدوق قدس سرهما که أعرف به حال رجال از متأخرین اصحاب بوده نقل کرده که ایشان واقفی است، لذا «ففي نفسي شي‌ء من محمّد بن إسحاق الصرّاف الواقفيّ»؛ خصوصاً که ایشان نقل کرده امام رضا علیه السلام فرمودند پدرم به من امر کردند که این حیله را به کار ببرم و چیزی را مثلاً به قیمت بالاتر بفروشم و به قیمت کمتر بخرم، و چنین عملی حتّی اگر جایز باشد، امّا امام علیه السلام أجلّ شأناً از آن است که برای جلب منافع، چنین کاری انجام دهند، و این روایات نظیر روایاتی است که دربارة «بیع العنب لمن یعلم انه یجعله خمراً» وارد شده است که راوی از حضرت می‌پرسد آیا چنین بیعی جایز است؟ و حضرت در جواب می‌فرمایند: ما هم خرماهایمان را به آن‌ها می‌فروشیم. مرحوم امام قدس سره در اینجا می‌فرمایند نمی‌توان به این روایات عمل کرد؛ چراکه چیزهایی را به امام علیه السلام نسبت می‌دهد که نمی‌شود به آن ملتزم شد.

نقد کلام حضرت امام قدس سره در عدم اعتماد به روایت محمد بن اسحاق بن عمار

وجهی که مرحوم امام برای عدم اعتماد به صحیحة محمد بن اسحاق بن عمار بیان فرمودند، قابل التزام نیست؛ زیرا اینکه فرمودند محمد بن اسحاق بن عمّار واقفی است، می‌گوییم چنین چیزی ثابت نیست؛ خصوصاً با توجه به روایت هفتم که هرچند سندش ناتمام بود، اما ایشان از امام رضا علیه السلام نقل روایت کرده‌اند: «قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام: الرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ الْمَالُ...» و ظاهرش آن است که حضرت را به عنوان امام قبول داشتند که خدمت ایشان رسیده و سؤال کرده است.

ثانیاً: اینکه مرحوم علامه در خلاصة الاقوال از شیخ صدوق قدس سرهما نقل کرده که محمد بن اسحاق بن عمّار واقفی است و «أنا في روايته من المتوقفين» و جناب ابن داود هم ایشان را واقفی می‌داند و مرحوم امام با استناد به این نقلها می‌گوید معلوم است که قول جناب صدوق که أقدم از نجاشی و مفید قدس سره و أعرف از متأخرین به احوال رجال می‌باشد مقدم است، در نتیجه حداقلّ آن است که محمد بن اسحاق بن عمّار، واقفی می‌باشد و چنین مسئلة مهمی را نمی‌توانیم با روایت او اثبات کنیم. در جواب می‌گوییم:

ظاهراً شیخ صدوق در جایی تصریح نکردند که محمد بن اسحاق بن عمّار واقفی است، بلکه جناب علامه و ابن داود قدس سرهما این مطلب را از روایتی که جناب صدوق نقل کرده، استنباط کرده‌اند.

مرحوم صدوق روایتی نقل می‌کند که جماعتی از واقفین وارد بر امام رضا علیه السلام شدند، در سند این روایت بعض این جماعت نام برده شده است که از جملة آن‌ها محمد بن اسحاق بن عمار است. و از اینکه مرحوم صدوق این روایت را نقل کرده، استنباط کرده‌اند که ایشان قائل است محمد بن اسحاق بن عمار واقفی است، در حالی که سند این روایت [مشتمل بر بعض مجاهیل بوده] و ناتمام است. مضاف به اینکه صرف نقل روایت دلالت نمی‌کند که مرحوم صدوق قائل به مطلبی باشد که در سند روایت آمده است بلکه لعل فقط روایت را آن‌گونه که به ایشان رسیده نقل کرده است. و حتی اگر مرحوم صدوق به مضمون روایت معتقد باشد، باز هم نمی‌توان گفت به مطلبی که در سند آن آمده معتقد است، بلکه لعل به جهت قرائنی اطمینان به مضمون روایت پیدا کرده باشند.

بنابراین حداقل آن است که به ضرس قاطع نمی‌توان به مرحوم صدوق نسبت داد که ایشان قائل به واقفی بودن محمد بن اسحاق بن عمار است؛ خصوصاً که در مقابل، تعریف‌هایی که از مرحوم نجاشی و شیخ مفید قدس سرهما در حق محمد بن اسحاق بن عمّار وارد شده غوغا است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هفتادم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
کسب فضایل و رفع حوائج
امام علی (ع) خطاب به كميل به زياد: اى كميل! به خانواده‌ات فرمان بده كه روزها در پى كسب خصلت‌هاى والاى انسانى بروند و شبانگاهان، در پى رفع نيازهاى خُفتگان.
نهج البلاغه، حكمت ۲۵۷
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved