پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 4 خرداد 1398
  • 2019 May 25
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1808
دیروز: 2655
ماه جاری: 10174
امسال: 138559
کل: 1759971
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 15/2/1398 - 06:35
کد درس: 1208 تعداد بازدید: 29 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397

جلسه هشتاد و یکم؛ شنبه 17/1/1398

ولایت عدول مؤمنین

مرحوم شیخ قدس سره [بعد از اینکه ادلة ولایت فقیه را ذکر کردند] می‌فرمایند: اگر کسی از ادله، ولایت فقیه را به نحو نیابت از امام علیه السلام استفاده نکند، این مقدار از ولایت برای فقیه لابد‌منه است و هیچ کسی نمی‌تواند در آن مناقشه کند که در اموری که شارع راضی به ترک آنها نیست و نباید بر روی زمین بماند، قدر متیقن از کسی که حق تصرّف دارد و می‌تواند عهده‌دار آن امور شود و یا اینکه بر او واجب است که عهده‌دار شود، فقیه است.

اکنون بحثی که در این مسئله مطرح می‌شود آن است که اگر در این اموری که شارع مقدس راضی به ترک آنها نیست، فقیه متعذر الوصول بود و یا اینکه لاسمح الله وجود نداشت، در چنین صورتی وظیفه چیست؟

شیخ قدس سره می‌فرمایند: «فالظاهر جواز تولّيه لآحاد المؤمنين»؛ یعنی ظاهر آن است که آحاد مؤمنین می‌توانند متولی این امور شوند؛ زیرا علی الفرض این امور مطلوب شارع است و شارع مقدس راضی به ترک آنها نیست و اعتبار نظارت و ولایت فقیه در این امور هم ساقط است؛ زیرا علی الفرض وصول به فقیه متعذر است، لا محاله باید سایر مؤمنین عهده‌دار آن امور شوند؛ حال چه علی وجه الوجوب در آن جایی که می‌دانیم شارع قطعاً می‌خواهد آن امور محقق شود و چه علی وجه الجواز در مواردی که رضایت شارع معلوم است. و این احتمال را که شاید نظر فقیه در این موارد دخیل باشد را دفع می‌کنیم؛ زیرا علی الفرض شارع مقدس یا قطعاً می‌خواهد آن امر محقق شود، پس تحقق آن واجب می‌شود و یا اینکه راضی به تحقق آن است، پس تحقق آن جایز است و دیگر نمی‌توان احتمال داد که آحاد مؤمنین نمی‌توانند متولی شوند. بدین جهت خدمت جناب شیخ قدس سره می‌گوییم:

چرا می‌فرمایید «ظاهر» این است که آحاد مؤمنین می‌توانند متولی شوند، بلکه باید بفرمایید حکم این است؛ زیرا علی الفرض این مطلب را به نحو قطعی به دست می‌آوریم که تحقق آن امر مطلوب شارع است. مگر اینکه مقصود شیخ قدس سره این باشد که در بعض موارد از ظاهر دلیل می‌فهمیم که شارع می‌خواهد این امر محقق شود.

بنابراین لا سمح الله اگر در جایی فقیه وجود نداشته باشد و یا اینکه متعذر الوصول باشد یا فقیهی باشد که شرایط کافی برای تصدی امر را ندارد و حتی شرایط إذن دادن را هم ندارد، در این صورت مؤمنین می‌توانند و بلکه در بسیاری از موارد بر ایشان واجب است که خودشان اقدام به آن امور کنند.

مرحوم شیخ قدس سره برای تأیید مطلب، عبارتی را از جناب شهید قدس سره نقل می‌کنند که در القواعد و الفوائد فرموده‌اند:

يجوز للآحاد مع تعذّر الحكّام تولية آحاد التصرّفات الحِكَميّة على الأصحّ، كدفع ضرورة اليتيم، لعموم وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى و قوله عليه السلام: «و اللّه تعالى في عون العبد ما كان العبد في عون أخيه»، و قوله صلّى اللّه عليه و آله: «كلّ معروف صدقة». و هل يجوز أخذ الزكوات و الأخماس من الممتنع و تفريقها في أربابها، و كذا بقيّة وظائف الحكّام غير ما يتعلّق بالدعاوي؟ فيه وجهان: وجه الجواز ما ذكرنا، و لأنه لو مُنع من ذلك لفاتت مصالح صرف تلك الأموال، و هي مطلوبة للّه تعالى.

مرحوم شهید اعلی الله مقامه می‌فرمایند: بر آحاد مؤمنین جایز است که با تعذّر حکّام ـ أعم از حاکم اصل که امام علیه السلام باشد و حاکم غیر اصل که فقهاء باشند ـ متصدّی تصرفاتی شوند که براساس حکمت و مصلحت است، مانند دفع ضرورت یتیم؛ خصوصاً اگر غیر ممیز باشد. به هر حال فقیه متعذر الوصول است و آن یتیم یا باید رها شود تا ضایع شود یا اینکه ظالم متصدی شود که آن هم نمی‌شود و یا اینکه آحاد مومنین متصدّی شوند.

شهید قدس سره دو وجه برای تصدی آحاد مؤمنین ذکر می‌کنند؛ یک وجه مستند به نصوص است و یک وجه اعتباری است.

وجه مستند به نصوص، یکی عموم آیة شریفة (وَ تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى) است؛ چراکه رسیدگی به یتیم و دفع ضرورت او، مصداق برّ و تقوی است و خداوند متعال هم امر فرموده که در برّ و تقوا، تعاون و همکاری کنید. نص دیگر روایتی است که می‌فرماید: «وَ اللَّهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا كَانَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ»؛ یعنی خداوند متعال یاور عبد است مادامی که عبد یاور برادرش باشد. در این روایت معلوم است که «برادر» خصوصیت ندارد و کمک به خواهر، فرزند و سایر مؤمنین نیز چنین است. پس «برادر» کنایه از مؤمن دیگر است. نص دیگر عموم «كُلُ‏ مَعْرُوفٍ‏ صَدَقَةٌ» است که بیان می‌کند هر معروفی، صدقه است.

شهید قدس سره می‌خواهند بفرمایند مثالی که زدیم یعنی دفع ضرورت یتیم، مصداق معروف، برّ و تقواست و عموم و اطلاق آیة شریفه و روایات شاملش می‌شود، در نتیجه نمی‌توان گفت آحاد مؤمنین نمی‌توانند متصدی آن امر شوند، بلکه چه بسا تصدّی بر آنها واجب باشد.

شهید قدس سره می‌خواهند مثال‌های دیگری به «دفع ضرورت یتیم» اضافه می‌کنند و می‌فرمایند: آیا آحاد مؤمنین می‌توانند متصدی گرفتن زکات و خمس از فرد ممتنع و تقسیم آن در میان ارباب خمس و زکات شوند و یا می‌توانند متصدّی بقیة وظایف حکّام شوند، البته غیر آنچه که مربوط به دعاوی و قضاء است؟ در جواب می‌فرمایند: دو وجه در آن وجود دارد؛ یک وجه برای جواز و یک وجه برای عدم جواز. جناب شهید وجه عدم جواز را ذکر نمی‌فرمایند و همین امر موجب تذکر جناب شیخ می‌شود. به هر حال مرحوم شهید قدس سره می‌فرمایند:

وجه جواز ـ یعنی جواز بالمعنی الاعم؛ چراکه گفتیم تصدّی آحاد مؤمنین در بعض موارد واجب است ـ همان وجوهی بود که ذکر کردیم؛ یعنی عموماتی که در مثل دفع ضرورت یتیم مستند بود، شامل این موارد هم می‌شود؛ چراکه این امور هم برّ، تقوا، معروف و نیز مصداق عون الضعیف و امثال آنهاست. یک وجه اعتباری هم که از مجموع ادله به دست می‌آید در اینجا اضافه می‌کنند که اگر از تصدّی این امور منع شود، مصالحی که در صرف آن اموال و نظایر آنهاست فوت می‌شود، در حالی که می‌دانیم این مصالح مطلوب خداوند متعال است. پس وقتی می‌دانیم این مصالح مطلوب خداوند متعال هستند و نمی‌توانیم آنها را از طریق فقیه جامع الشرایط انجام دهیم، لامحاله باید آحاد مؤمنین انجام بدهند.

در ادامه کأنّ شهید قدس سره می‌خواهند بفرمایند این مطلب خیلی واضحی است به گونه‌ای که حتّی عامه هم قائل به آن شده‌اند، لذا عبارتی را از بعض عامه نقل می‌کنند که چنین است:

و قال بعض متأخّري العامّة: لا شكّ أنّ القيام بهذه المصالح أهمّ من ترك تلك الأموال بأيدي الظلمة يأكلونها بغير حقّها و يصرفونها إلى غير مستحقّها.

بعض متأخرین از عامه گفته‌اند: شکی نیست که قیام به این مصالح، أهم از ترک آن اموال در دست ظلمه است؛ چراکه ظلمه آن اموال را بغیر حق می‌خورند و صرف افرادی می‌کنند که استحقاق ندارند.

ظاهراً ادامة کلام از خود جناب شهید قدس سره است و می‌فرمایند:

فإن تُوقِّع إمامٌ يصرف ذلك في وجهه، حفظ المتمكّن تلك الأموال إلى حين تمكّنه من صرفها إليه، و إن يئس من ذلك كما‌ في هذا الزمان تعيّن صرفه على الفور في مصارفه؛ لما في إبقائه من التغرير و حرمان مستحقّيه من تعجيل أخذه مع مسيس حاجتهم إليه. و لو ظفر بأموال مغصوبة حفظها لأربابها حتّى يصل إليهم، و مع اليأس يتصدّق بها عنهم، و عند العامّة تصرف في المصارف العامّة. انتهى.

وقتی که فردی از آحاد مؤمنین، خمس‌ها و زکات‌ها را جمع‌آوری کرد، اگر توقع و امید داشته باشد که دسترسی به امامی ـ مقصود یا امامی است که حاکم باشد؛ اعم از امام معصوم علیه السلام و حاکم دیگر و یا اینکه مقصود خصوص امام معصوم علیه السلام است ـ پیدا می‌کند که آن اموال را صرف در وجوهش می‌کند، باید آن اموال را تا زمانی که تمکّن از امام پیدا می‌کند حفظ کند و به دست امام معصوم علیه السلام یا فرضاً نائب خاص یا عامش برساند. امّا اگر توقع دسترسی به امام نبود ـ کما اینکه زمان ما چنین است ـ خود آحاد مؤمنین می‌توانند [فوراً آن] اموال را صرف در وجوهش کنند و به اربابش برسانند؛ زیرا در مثل زمان ما، ارباب این اموال، مستحق هستند و به آن نیاز دارند و معلوم است که اگر اموال به دست آنها نرسد، مطلوب خداوند متعال و شارع مقدس نیست، لذا آحاد مؤمنین وظیفه دارند آن اموال را به اربابش برسانند. و اگر به اموال مغصوبه‌ای دست یافت، اگر امید داشته باشد که می‌تواند به صاحبش برساند، باید حفظ کند تا به صاحبش برساند و اگر امید نداشته باشد، باید از جانب آنها صدقه بدهد. البته ظاهراً عامه مطلقاً گفته‌اند صدقه بدهد در مصارف عامه ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هشتاد و یکم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
ماه ميهمانى خدا
امام باقر علیه السّلام: ماه رمضان، ماه رمضان! روزه‌داران در آن، ميهمانان خدا و اهل كرامت الهى‌اند. هر كس ماه رمضان بر او وارد شود و او روزش را روزه بگيرد و بخشى از شبش را به عبادت و نماز بايستد و از آنچه خداوند بر او حرام كرده، پرهيز كند، بدون حساب وارد بهشت مى‌شود.
فضائل الأشهر الثلاثة، ص۱۲۳، ح۱۳۰
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved