پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 5 تير 1398
  • 2019 Jun 26
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 484
دیروز: 2809
ماه جاری: 10815
امسال: 212343
کل: 1833755
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 12/2/1398 - 10:03
کد درس: 1204 تعداد بازدید: 77 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397

جلسه هفتاد و هفتم؛ سه‌شنبه 14/12/1397

[روایاتی را که حاجی نوری رحمه الله در مستدرک الوسائل در باب «حُكْم الْخُرُوجِ بِالسَّيْفِ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ علیه السلام‏» آورده بود، همه را بررسی کردیم و معلوم شد دلالتی بر منع از ولایت فقیه ندارد. و همان‌طور که ابتدا اشاره کردیم، بعض روایات دیگر در این زمینه وجود دارد که چه‌بسا کسی از آنها منع از ولایت فقیه را استفاده کند، لذا این روایات را هم بررسی می‌کنیم، از جمله روایتی که در مقدّمة صحیفة مبارکة سجّادیه آمده است:]

15. روایتی در مقدّمهٔ صحیفهٔ مبارکهٔ سجّادیه:

«مَا خَرَجَ‏ وَ لَا يَخْرُجُ‏ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ إِلَى قِيَامِ قَائِمِنَا أَحَدٌ لِيَدْفَعَ ظُلْماً أَوْ يَنْعَشَ حَقّاً إلَّا اصْطَلَمَتْهُ الْبَلِيَّةُ، وَ كَانَ قِيَامُهُ زِيَادَةً فِي مَكْرُوهِنَا وَ شِيعَتِنَا»

خارج نشده و خارج نمی‌شود از ما اهل بیت علیهم السلام تا زمان قیام قائم، ما کسی که بخواهد ظلمی را دفع کند یا حقّی را برقرار سازد مگر اینکه بلاها او را دربرمی‌گیرند و قیام او رنج ما و شیعیان ما را بیشتر می‌کند.

همانطور که سابقاً توضیح دادیم، اعتبار صحیفة سجّادیه به ‌خاطر سندش نیست، چون مشکلی در آن وجود دارد؛ بلکه اعتبار آن به خاطر متنش می‌باشد و گفتیم آنقدر مضامین آن عالی است که معلوم است از معصوم علیه السلام صادر شده است. منتها چون سندِ کامل ندارد، لذا اگر در جایی لفظ خاصی بار فقهی داشت، مادامی که مؤیَّد به قرائن دیگر نباشد نمی‌توان آن را پذیرفت؛ نظیر آنچه در مورد نهج ‌البلاغة و بعض متونی گفتیم که اطمینان به صدور آنها از معصوم علیه السلام وجود دارد، هرچند سند بعض متون آن ناتمام است.

امّا از لحاظ دلالت می‌گوییم: جواب به این روایت نیز از ماسبق روشن می‌شود؛ زیرا:

اوّلاً: این روایت مربوط به قیام مسلّحانه است، لذا اگر ولایت فقیه از غیر طریق قیام مسلّحانه محقّق شود؛ مثلاً انتخابات آزاد برگزار شود و مردم اتفاقاً و یا به حسب وظیفه به فقیه رأی بدهند، آن فقیه باید إعمال ولایت کند، همچنین ولایت فقیه ممکن است از طریق تظاهرات مسالمت‌آمیز محقّق شود.

ثانیاً: قبلاً دربارة نظیر عبارت «يَخْرُجُ‏ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ» صحبت کردیم و گفتیم در «مِنَّا» سه احتمال وجود دارد؛ یا مراد خصوص ائمه علیهم السلام هستند، یا مراد کسانی هستند که منتسب به ائمه علیهم السلام هستند و در آن زمان به علویّون و فاطمیّون معروف شده بودند و یا اینکه مراد هر کسی است که نسَبش به ائمه علیهم السلام می‌رسد ولو علوی و فاطمیِ معهود نباشد. و به قرینة سایر روایات و شواهد تاریخی استظهار کردیم که احتمال دوم مراد است؛ یعنی کسانی که در آن زمان‌ها به علویّون و فاطمیّون معروف بودند و به این عنوان قیام می‌‌کردند؛ پس شامل قیام زید الشهید، محمد بن عبدالله، ابراهیم بن عبدالله،‌ یحیی بن زید و امثال آنها می‌شود. بنابراین معلوم می‌شود این روایت به نحو قضیة حقیقیه نیست که قیام هر فردی که منسوب به اهل بیت علیهم السلام است را شامل شود، و اگر احیاناً قضیة حقیقیه هم باشد، محدود است و فقط شامل قیام‌های خاص علویّون و فاطمیّونِ آن زمان‌ها می‌شود.

ثالثاً: قطعاً این روایت تخصیص خورده است؛ زیرا امام صادق علیه السلام در این روایت فرمودند: «مَا خَرَجَ‏ وَ لَا يَخْرُجُ‏ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ»، در حالی که قبل از آن، امام حسین علیه السلام قیام کرده بودند و نیز در زمان امام صادق علیه السلام جناب زید قیام کردند که طبق روایات مستفیضه که سند بعض آنها تمام بود، مورد تأیید و مدح ائمه علیهم السلام بودند، لذا اینکه حضرت فرمودند «خارج نشده و خارج نمی‌شود از ما اهل بیت علیهم السلام»، یا باید آن را حمل بر تقیّه کنیم؛ یعنی حضرت چنین فرمودند تا شرّ حکومت را از خود و شیعیان دور کنند و یا اینکه بگوییم مراد قیام‌هایی است که براساس موازین نبوده؛ یعنی دعوت به نفس بوده بدون اینکه إذن خاص یا عام از ائمه علیهم السلام داشته باشند، و الا اگر قیامی مانند قیام جناب زید، براساس إذن خاص یا عام ائمه علیهم السلام باشد،‌ واضح است که مشمول این روایت نیست.

16. روایت المفضّل بن عمر:

«يَا مُفَضَّلُ‏ كُلُ‏ بَيْعَةٍ قَبْلَ ظُهُورِ الْقَائِمِ علیه السلام فَبَيْعَتُهُ كُفْرٌ وَ نِفَاقٌ وَ خَدِيعَةٌ لَعَنَ اللَّهُ الْمُبَايِعَ لَهَا وَ الْمُبَايَعَ لَه‏»

امام صادق علیه السلام فرمودند: ای مفضّل! هر بیعتی قبل از ظهور قائم علیه السلام، کفر و نفاق و فریب است. خداوند لعنت کند بیعت کننده و بیعت شوندهٔ آن را.

این روایت بیان می‌فرماید که هر بیعتی قبل از ظهور حضرت قائم عجّل الله تعالی فرجه کفر، نفاق و خدیعه است؛ فرقی هم نمی‌کند چه همراه با قیام مسلّحانه باشد و چه نباشد، لذا ممکن است کسی بگوید این روایت منع از ولایت فقیه می‌کند.

در بررسی این استدلال می‌گوییم:

اوّلاً سند این روایت ناتمام است. مرحوم مجلسی قدس سره در بحار الانوار می‌گوید: «این روایت در بعض مؤلّفات اصحاب ما نقل شده است» و ما تتبّع کردیم که ببینیم اصل این روایت کجا پیدا می‌شود، ظاهراً اولین کتابی که این روایت را نقل کرده و به نظر می‌رسد بعض اصحاب ما از این کتاب روایت را أخذ کرده باشند، کتاب الهدایة الکبری تألیف الحسین بن حَمْدان الخُصَیبی [یا الحُضَینی الجَنبلائی یا] الجَنبلانی است. سند این روایت در آن کتاب چنین است:

«الْحُسَيْنُ بْنُ حَمْدَانَ الْخُصَيْبِيٌّ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيَّانِ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ عَنِ ابْنِ الْفُرَاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُفَضَّلِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَر»

مؤلّف این کتاب یعنی الحسین بن حمدان الخُصیبی تضعیف شده و مرحوم نجاشی رحمه الله در ترجمة او می‌گوید:

«الحسين بن حمدان الخصيبي الجنبلاني أبو عبد الله، كان فاسد المذهب. له كتب، منها: كتاب الإخوان، كتاب المسائل، كتاب تاريخ الأئمة، كتاب الرسالة تخليط».

مرحوم علامه قدس سره هم در خلاصة الأقوال در ترجمة او می‌گوید:

«كان فاسد المذهب كذابا صاحب مقالة ملعون لا يلتفت إليه». بعضی هم گفته‌اند او همان کسی است که عده‌ای از نصیریه (یعنی کسانی که خود را علیُ ‌اللّهی و امثال آن می‌دانند و قائل به اباحه هستند) خود را منسوب به او می‌دانند.

محمد بن اسماعیل الحسنی و علی بن عبدالله الحسنی، هر دو مهمل هستند و در کتب اصلی رجالی ذکر نشده‌اند. این دو نفر از ابی‌شعیب محمد بن نُصیر نقل کرده‌اند که اظهر آن است که همان «النُمیری» فاسق و فاجر است. البته در بعض نُسخ به صورت «ابی‌شعیب و محمد بن نصیر» آمده که ظاهراً اشتباه است. عمرو بن الفرات هم ظاهراً همان عمر بن الفرات است که توثیق ندارد و محمد بن المفضّل هم وضعیتش معلوم نیست و المفضّل بن عمر هم مورد اختلاف است.

بنابراین اصل این کتاب مهجور است و کسی به آن التفات نکرده است، مضاف به اینکه هم مؤلّفش ضعیف است و هم افراد سلسله سند یا ضعیف هستند و یا مهمل و یا مجهول. علاوه آنکه وقتی به متن روایت دقت شود، دو یا سه صفحه تاریخ است و اصلاً از سنخ روایات ائمه علیهم السلام نیست، هرچند احتمال دارد بعض روات، حق را با باطل مزج کرده باشند.

ثانیاً: این روایت می‌گوید هر بیعتی قبل از قیام قائم عجّل الله تعالی فرجه، کفر و نفاق و خدیعه است و عموم آن مخصوصاً با توجّه به سؤال، شامل بیعت با خود حضرت قبل از قیام نیز می‌شود، در حالی که این عموم قطعاً‌ مراد نیست؛ زیرا موارد زیادی از تحت آن خارج شده است، از جمله در زیارت صاحب الأمر عجّل الله تعالی فرجه بعد از نماز صبح، آمده است:

«اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ‏ فِي‏ هَذَا الْيَوْمِ‏ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي رَقَبَتِي» و نیز آمده است: «اللَّهُمَّ هَذِهِ بَيْعَةٌ لَهُ‏ فِي‏ عُنُقِي‏ إِلَى‏ يَوْمِ‏ الْقِيَامَةِ» که افراد با خود حضرت قائم عجّل الله تعالی فرجه قبل از ظهور حضرت بیعت می‌کنند.

همچنین در دعای عهد آمده است: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ هَذَا الْيَوْمِ‏ وَ مَا عِشْتُ فِيهِ مِنْ أَيَّامِ حَيَاتِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ» در حالی که اگر عموم روایت مراد بود، باید ملتزم شویم چنین بیعتی نیز کفر، نفاق و خدیعه است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هفتاد و هفتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهار زندگى
امام على عليه السلام: ارزش چهار چيز را جز چهار گروه نمى‌شناسند: [ارزش] جوانى را جز پيران نمى‌شناسند؛ [ارزش] آرامش (آسايش) را جز گرفتاران نمى‌شناسند؛ [ارزش] سلامت را جز بيماران نمى‌شناسند، و [ارزش] زندگى را جز مُردگان نمى‌دانند.
المواعظ العدديّة، ۲۱۸
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved