پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 21 آذر 1398
  • 2019 Dec 12
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 422
دیروز: 2976
ماه جاری: 66756
امسال: 617134
کل: 2238546
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 27/12/1397 - 12:08
کد درس: 1193 تعداد بازدید: 393 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397

جلسه شصت و ششم؛ سه‌شنبه 23/11/1397

1. روایت عبدالله بن ابراهیم بن محمدٍ الجعفری:

این روایت از لحاظ سند ناتمام است، مانند بسیاری از روایت‌هایی که در زمینة قیام‌های قبل از ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه وارد شده است، امّا از لحاظ اصل مطلب که در آن زمان‌ها بسیاری از علویون قیام می‌کردند و در بعض موارد ولو کوتاه مدّت، بر مناطقی مسلّط می‌شدند ولی دوباره مغلوب می‌شدند، جزو مسلمات تاریخی است و فی‌الجمله می‌تواند فضای آن زمان را برای ما ترسیم کند. این روایت چنین است:

بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ رَنْجَوَيْهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَكَمِ الْأَرْمَنِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیهم السلام نُعَزِّيهَا بِابْنِ‏ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ النِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لِابْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ الرَّاثِيَةِ قُولِي‏ ... .

عبد اللّه بن ابراهيم بن محمّد الجعفرى می‌گوید: پيش خديجه دختر عمر بن على بن حسين بن على بن ابى طالب علیهم السلام رفتيم تا به او به خاطر فوت پسر دخترش تسليت بدهيم. ديديم موسى بن عبد اللّه بن حسن نيز آنجاست. خديجه در نزدیک زنان نشسته بود، به آنها تسليت گفتيم و بعد متوجه موسى بن عبدالله شديم كه به دختر ابى يشكر مرثيه خوان می‌گفت: اين شعرها را بخوان و هم او خواند:

بشمار رسول خدا را و پس از وى‌

شيرخدا (حمزه) و در مرتبهٔ سوم عباس (برادر حمزه) را

و بشمار على نيكوكار و بشمار جعفر را

و بشمار عقيل را كه بعد از او همه رئيس بودند

موسى به او گفت: احسنت، مرا به طرب آوردى، بيشتر بخوان. او هم ادامه داد و گفت:

پيشواى پرهيزگاران محمد از خاندان ماست     و حمزه و جعفر پاك از خاندان ماست‏

على پسر عم و داماد پيامبر از خاندان ماست     او پهلوان پيامبر و امام مطهر است

تا نزديك غروب آنجا بوديم در اين هنگام خديجه گفت: از عمويم محمّد بن على صلوات اللّه عليه شنيدم که می‌گفت: زن احتياج به نوحه‌سرا دارد تا اشکش جارى شود، ولى شايسته نيست كه در نوحه‌سرائى فحش و ناسزا بگويد و وقتى شب شد، ملائكه را با نوحه‌سرائى اذيت نكنيد.

ما از مجلس خارج شديم و فردا صبح زود دوباره نزد آنها رفتيم و با خديجه صحبت از اين شد كه چرا از خانۀ حضرت صادق علیه السلام فاصله گرفته است. موسى بن عبد اللّه گفت: خانۀ خديجه را خانۀ دزدی می‌نامند و خدیجه دختر عمر بن علی بن الحسین با مزاح گفت: اين گزینشی بود كه مهدى ما كرد (منظورش محمّد بن عبد اللّه بن حسن بود و با نسبت مهدى، او را مسخره می‌كرد).

موسى بن عبد اللّه گفت: آیا شما را از يك جريان شگفت انگيز خبر دهم!! وقتى پدرم تصميم گرفت كار پسرش محمّد بن عبد اللّه را درست كند و با ياران او ملاقات کند گفت: اين كار به سرانجام نخواهد رسید مگر اينكه با امام صادق علیه السلام ملاقات كنم. با هم رفتيم و پدرم به من تكيه كرده بود. وقتى نزديك منزل جعفر بن محمد علیه السلام رسيديم، ایشان از خانه خارج شده بود و تصميم داشت به مسجد برود. پدرم حضرت را نگه داشت و با ایشان صحبت كرد. جعفر بن محمد علیه السلام فرمود: اينجا مناسب نيست که در اين مورد حرف بزنيم، ان شاء اللّه همديگر را خواهيم ديد.

پدرم شادمان برگشت و فردا صبح يا يك روز بعد دوباره با هم رفتيم. پدرم وارد منزل حضرت شد در حالی که من هم با او بودم و پدرم صحبت را شروع كرد و از جملهٔ آنچه گفت این بود که: فدايتان شوم! شما می‌دانىید که سنّ من از شما زيادتر است و در ميان فاميل از شما بزرگتر هم هست امّا خداوند عزّوجلّ برای شما فضلی قرار داده که برای هیچ کسی از اقوام شما قرار نداده است و خدمت شما آمدم در حالی که اعتمادم به آن چیزی است که از برّ و خوبی شما می‌دانم. فدایتان شوم می‌دانم اگر شما با من موافقت کنید، هیچ یک از اصحاب شما و نیز هیچ دو نفری از قریش و غیر قریش از ما تخلف نمی‌کند.

امام صادق علیه السلام فرمودند: تو براى اين كار می‌توانی از من شنواتر پيدا کنی و به من احتياجى ندارى. خودت می‌دانى وقتى که من می‌خواهم خارج شهر بروم يا تصميم به اين كار می‌گيرم، عاجز می‌مانم يا براى انجام حج جز با مشقت و ناراحتى زياد نمی‌توانم بروم. برو شخص ديگرى را پيدا كن و به كسى نگو که پيش من آمده‌اى. پدرم خدمت حضرت گفت: تمام مردم چشمشان به شما دوخته‌ شده و اگر شما دعوت مرا بپذيرى، هيچ كسی با من مخالفت نمی‌كند. شما مى‌توانى جنگ نكنى و خودت را به زحمت نيندازى. موسی بن عبدالله گفت: در اين هنگام شلوغ شد و چند نفر وارد بر حضرت شدند و صحبت ناتمام ماند.

پدرم گفت: فدايتان شوم چه می‌گویید‌؟ امام صادق علیه السلام فرمودند: یکدیگر را خواهيم ديد ان شاء اللّه. پدرم گفت: آیا آن‌طور كه من می‌خواهم (یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد)؟ حضرت فرمودند: آن‌طور كه تو می‌خواهى ان شاء اللّه البته به وجهی كه موجب اصلاح حال تو باشد.

پدرم منصرف شد و به خانه برگشت و قاصدی را پيش محمّد فرستاد كه در كوهی در جهينه به نام اشقر مخفی شده بود و دو شب تا مدينه فاصله داشت و به او اطلاع داد كه تا حدودى به منظور و هدف او [که حمایت امام صادق علیه السلام بود] نزديك شده است.

موسی گفت: با پدرم بعد از سه روز دوباره رفتيم و جلوی درب [منزل حضرت] ايستاديم. هر وقت ما می‌خواستيم وارد خانهٔ حضرت شويم، كسى مانع نمی‌شد و معطّل نمی‌شدیم، ولى [این بار] غلام طول داد و دير جواب آورد و سپس به ما اجازه داد وارد شويم. پس وارد شدیم و من در يك گوشه حجره نشستم و پدرم نزديك شد و سر حضرت را بوسيد و گفت: من به اميدى دوباره آمده‌ام و با دلى پر از اميد و آرزو آمده‌ام و امیدوارم كه به حاجت خود نائل شوم. امام صادق علیه السلام فرمودند:

يَا ابْنَ عَمِّ إِنِّي أُعِيذُكَ بِاللَّهِ مِنَ التَّعَرُّضِ لِهَذَا الْأَمْرِ الَّذِي أَمْسَيْتَ فِيهِ وَ إِنِّي لَخَائِفٌ عَلَيْكَ أَنْ يَكْسِبَكَ شَرّاً فَجَرَى الْكَلَامُ بَيْنَهُمَا حَتَّى أَفْضَى إِلَى مَا لَمْ يَكُنْ يُرِيدُ وَ كَانَ مِنْ قَوْلِهِ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ كَانَ الْحُسَيْنُ أَحَقَّ بِهَا مِنْ الْحَسَنِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رَحِمَ اللَّهُ الْحَسَنَ وَ رَحِمَ الْحُسَيْنَ وَ كَيْفَ ذَكَرْتَ هَذَا؟!

پسر عمو جان! تو را به خدا پناه می‌دهم از اقدام كردن نسبت به اين كارى كه تصميم گرفته‌اى و من می‌ترسم که شرّی به تو برسد و موجب ناراحتى تو شود. و بين آنها سخنانى ردّ و بدل شد تا به آن جایى رسيد كه نبايد می‌رسيد. از جمله حرف‌های پدرم اين بود كه گفت: به چه دليل [اولاد] امام حسين علیه السلام سزاوارتر به خلافت از [اولاد] امام حسن علیه السلام هستند؟ حضرت فرمودند: خدا امام حسن و امام حسين علیهما السلام را رحمت كند، تو چرا چنين حرفى را می‌زنى؟!
 

براي دريافت متن کامل جلسه شصت و ششم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
هدف از تشكيل خانواده
خداوند عز و جل، وصلت را مايه الفت دل‌ها و پيوستگى نَسَبى قرار داد. [به واسطه وصلت،] رشته‌هاى خويشاوندى را به هم پيوست و آن را مايه مهر و محبّت ساخت. در اين [پديده]، براى مردمان، نشانه‌هايى [از قدرت و رحمت خداوند] است.
الكافي، ج۵، ص۳۷۳، ح۶
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved