پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 29 خرداد 1398
  • 2019 Jun 19
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 843
دیروز: 845
ماه جاری: 70965
امسال: 199350
کل: 1820762
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 26/12/1397 - 14:12
کد درس: 1192 تعداد بازدید: 154 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397
جلسه شصت و پنجم، سه شنبه 16/11/1397

خلاصهٔ سیر بحث در مسئلهٔ ولایت فقیه

بیان کردیم هر اجتماعی نیاز به مدیریت و تنظیم امور دارد. و این مطلبی است که هم عقل عادی انسان آن را می‌فهمد، هم تجربه آن را تصدیق می‌کند و هم روایات آن را تأیید می‌کند. و از آنجا که بنای ما عمدتاً بر روی ادلة نقلی بود، لذا روایاتی را که در این زمینه وجود داشت ذکر کردیم و از آنها معلوم شد که حتماً باید یک فرمانروایی و حکمرانی در جامعه وجود داشته باشد، والا منجر به فتنه می‌شود که خداوند متعال می‌فرماید: (الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ) و (الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ).

و همان‌طور که توضیح دادیم، مدیریت باید بر عهدة افراد خاصّی باشد و هر کسی نمی‌تواند مدیر باشد بلکه خود مدیریت هم قانون می‌خواهد و قانونی جز از ناحیة پروردگار عالم نیست (إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ) حکم فقط از ناحیة ذات أقدس الهی است. از جمله حکم تنظیم اجتماع؛ یعنی اصل تنظیم اجتماع و شخص یا اشخاصی که باید متصدّی تنظیم امور اجتماع شوند. و از روایات متعدده و نیز آیات شریفه استفاده می‌شود که خداوند متعال این ولایت یا همان تولّی امور را فقط برای پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و ائمة معصومین علیهم السلام قرار داده است، از جمله کریمة (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ) ، (أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) و آیات دیگر به ضمیمة روایاتی که در ذیل آنها وارد شده است.

سپس این سوال مطرح شد که در زمان غیبت یا در زمان حضور و در مواردی که دسترسی به امام علیه السلام نباشد یا امام علیه السلام عملاً نتواند تصرف کند، حکم چگونه است؟

در جواب گفتیم از روایات استفاده می‌شود که ائمه علیهم السلام حتّی در زمان حضورشان افرادی را از جانب خود به عنوان والی نصب کرده بودند؛ از جمله مالک اشتر، محمد بن ابی بکر، قیس بن سعد بن عباده و غیر این افراد و در زمان غیبت هم چاره‌ای نیست جز اینکه کسی را نصب کرده باشند؛ زیرا عدم نصب مساوی با فتنه یا تسلط ظالمین است که هر دو برحسب آیات و روایات کثیره، مبغوض اسلام می‌باشد. بنابراین ائمه علیهم السلام باید یک کسی را نصب کرده باشند و با مراجعة به روایات متعدد معلوم شد که کسی جز فقهاء برای تصدّی این امر مهم نصب نشده‌اند.

بنابراین اگر کسی از مجموع روایاتی مثل مقبولة عمر بن حنظله، روایت اسحاق بن یعقوب، روایت «مَجَارِيَ‏ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاء» و بعضی روایات دیگر استفاده کرد که فقهاء برای ادارة امور جامعه نصب شده‌اند و نسبت به این مطلب به یقین یا اطمینان رسید، ولو به ضمیمة فتاوی فقهای عظیم الشأنی که در طول تاریخ بوده‌اند ـ لاسیّما مثل شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی قدس سرهم و امثال این اعلام ـ فبِها و نعمتْ.

اما اگر فقیهی از مجموع این ادلّه به این اطمینان نرسید، لامحاله باید أخذ به قدر متیقن از ادلّه کند؛ زیرا از یک طرف می‌دانیم شخص یا اشخاصی باید متصدّی مدیریت اجتماع شوند و از طرف دیگر قطعی است که هر کسی نمی‌تواند متصدی شود؛ چراکه هر کسی نمی‌تواند اقامة حدّ کند، یا تصرّف در اوقاف یا نفوس کند مانند اینکه إمرأة را طلاق دهد و نظایر آن، یا إعداد قوا و تجمیع مال برای دفاع از سرزمین‌های اسلامی کند و امثال این موارد. بنابراین روشن است که هر کسی نمی‌تواند متصدّی شود و حتّی اگر بدون مجوز متصدّی شود، تصرّفش حرام است و بر دیگران هم واجب نیست که از او اطاعت کنند، منتها چون می‌دانیم باید شخصی یا اشخاصی متصدّی شود و این امر لابدٌّ منهاست، لامحاله باید أخذ به قدر متیقّن شود و قدر متیقّن از ادلّه برحسب روایات، عالمی است که عادل، توانا و قدرتمند باشد. تصرّفات چنین فردی یقیناً جایز است و هیچ دلیلی بر جواز تصرف دیگران نداریم. مردم هم باید از باب «تعاون بر برّ، اقامة قسط و دفع منکر» اطراف چنین عالمی جمع شوند و او را مساعدت کنند تا تنظیم امور اجتماع را بر عهده بگیرد. و بعد از اینکه چنین عالمی ولیّ شد، تنظیم اجتماع براساس احکام اسلام بر عهدة خودش است و به هر نحوی که صلاح بداند و با عقل و موازین علمی سازگاری داشته باشد، می‌تواند عمل کند.

امّا احتمال اینکه بگوییم خود مردم اختیار داشته باشند که غیرِ فقیه و غیر کسی که شرایط عدالت و فقاهت را دارد انتخاب کنند، دلیلی بر این مطلب در هیچ آیه و روایتی وجود ندارد و بلکه ادله‌ای که حکومت و ولایت را در معصومین علیهم السلام حصر کرده، این احتمال را نفی می‌کند؛ زیرا همان‌طور که گفتیم روایات بیان می‌کند حکومت در عصر غیبت، مختص امام زمان عجّل الله تعالی فرجه است، لذا اگر ثابت شد امام زمان علیه السلام به کسی اجازه داده، آن شخص متصدی می‌شود، ولی اگر کشف نشد، هر کسی غیر از معصوم علیه السلام یا مأذون از قبل معصوم متصدی شود، طاغوت است و طبق آیة شریفة (وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ) همه مأموریم به او به عنوان طاغوت کفر بورزیم، و تنها کسی که از ادله کشف می‌شود که حق تصدّی دارد، فقیه جامع الشرایط است و مردم هم باید اطاعتش کنند.

بنابراین اثبات ولایت فقیه از اوضح واضحات است. بله، همان‌طور که قبلاً اشاره کردیم ممکن است کسی به حسب بعض ادله ادعا کند که محدودیت‌هایی برای ولیّ فقیه در بعضی زمینه‌ها وجود دارد، مانند اینکه طبق نظر مشهور نمی‌تواند فرمان جهاد ابتدایی صادر کند و یا اینکه بعضی ندرتاً گفته‌اند نمی‌تواند حدّ قتل را انجام بدهد و حتّی بالاتر کسی قائل شود که حدّ جرح را هم نباید در زمان غیبت انجام دهد و امثال این موارد. اگر این استثناءها برای کسی به حسب ادلّه ثابت شود، طبقش عمل می‌کند و مانعی ندارد، منتها معنایش این نیست که سایر امور را نیز غیر فقیه می‌تواند متصدّی شود، بلکه بلاشبهه تصدّی غیر فقیه جایز نیست و فقط فقیه حق تصدّی دارد. و اینکه کسی توهم کند می‌توان جامعه را بدون مدیریت و بدون اجرای احکامی که تنظیم کنندة جامعه است ـ مثل حدود، دیات و سایر احکام ـ رها کرد، او هم در خبط و اشتباه است. بنابراین اثبات ولایت فقیه أوضح من الشمس و أبین من الأمس است و همانطور که گذشت، هیچ‌کدام از شبهاتی که ذکر شده قابل اعتناء نیست و به تمام آنها پاسخ دادیم.

شبههٔ یازدهم: استفادهٔ نهی از تصدّی امور جامعه توسط فقیه از بعض روایات و پاسخ آن

آخرین شبهه‌ای که در بحث ولایت فقیه باقی می‌ماند آن است که چه‌بسا گفته شود از بعض روایاتی که مرحوم صاحب وسائل قدس سره تحت عنوان «روایات مربوط به خروج به سیف» ذکر کرده، لعل کسی استفاده کند که فقیه نباید متصدیّ امور جامعه شود؛ خصوصاً در صورتی که تصدّی او منجر به جرح و قتال شود.

 در جواب اجمالی به این شبهه می‌گوییم: این روایات بر فرض دلالت، مربوط به جایی است که تصدّی مدیریت جامعة اسلامی، صبغة دفاع نداشته باشد؛ والا در صورتی که صبغة دفاع داشته باشد، صریح روایتِ صحیحِ مورد عمل و مؤیَّد به روایات دیگر آن است که باید عن نفسه و عن دارالمسلمین یا به تعبیر دیگری که در روایت آمده از بیضة الاسلام مقاتله کنند.

و اینکه گاهی پرسیده می‌شود «بیضة الاسلام» به چه معناست، می‌گوییم در خود روایت به «دَارِ الْمُسْلِمِينَ» یا «ذَرَارِيِّ الْمُسْلِمِينَ» معنا شده است و مراد هر سرزمینی است که در آن غلبه با مسلمین باشد. پس خصوص سرزمین‌های شیعه نشین یعنی دارالمؤمنین مراد نیست. شاهدش هم آن است که حضرت در همان روایت فرمودند: «لَوْ أَنَ‏ الرُّومَ‏ دَخَلُوا عَلَى الْمُسْلِمِينَ لَمْ يَنْبَغِ‏ لَهُمْ أَنْ يَمْنَعُوهُمْ»؛ یعنی آیا گمان می‌کنی اگر رومیان بر مسلمانان حمله کنند، سزاوار نیست که مسلمین منع آنها کنند؟! منتها حضرت فرمودند از قبل سلطان جائر مقاتله نکند بلکه عن نفسه و عن الاسلام مقاتله کند، و سرزمینی که در آن زمان روم داخل بر مسلمان‌ها می‌شد، شیعه‌نشین و دارالمؤمنین نبود. پس معلوم می‌شود مطلق سرزمین‌های اسلامی مراد است، هرچند دارالمؤمنین نباشد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه شصت و پنجم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
حقوق مسلمین نسبت به همدیگر
امام صادق (ع): بر مسلمانان است كه در راه همبستگى بكوشند و با هم همدلى كنند و نسبت به نيازمندان مواسات (از خود گذشتگى) داشته باشند و به يكديگر مهرورزى كنند ...
 
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved