پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 1 ارديبهشت 1398
  • 2019 Apr 21
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 2649
دیروز: 2243
ماه جاری: 2648
امسال: 68631
کل: 1690043
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 26/12/1397 - 11:32
کد درس: 1191 تعداد بازدید: 37 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397

جلسه شصت و چهارم؛ دوشنبه 15/11/97

شبههٔ دهم: تصدّی فقیه موجب نارضایتی عده‌ای از مردم از دین و روحانیت

مطلب دیگری که در اینجا توسط بعضی از افراد ـ و حداقل در ظاهر به عنوان دلسوزی ـ مطرح شده آن است که اگر علماء، متصدّی ادارة جامعه شوند و با توقعات و نیازمندی‌های روزمرة مردم مواجه شوند و تصرّفاتی انجام دهند، لامحاله عده‌ای از مردم بدشان می‌آید؛ زیرا معمولاً نمی‌توان کاری کرد که همة افراد خوششان بیاید. و این مطلب واضحی است؛ مثلاً در مورد قضاوت در آنجایی که مدعی و مدعیٰ‌علیه وجود دارد، از آنجا که در نهایت به نفع یکی از آن دو حکم می‌شود و همة مردم هم چنین ایمانی ندارند که در هر حال تسلیم حق باشند، لذا چه بسا محکومٌ‌علیه از دین و علماء دین زده شود. اجرای حدود، تعزیرات و دیات نیز چنین است و اجرای آنها موجب می‌شود عده‌ای کاملاً ناراحت شوند. همچنین در برخی موارد در تصمیم‌گیری‌های عمومی، چه‌بسا از منافع عده‌ای کاسته می‌شود و امثال این موارد.

به هر حال تصدّی فقیه برای ادارة امور جامعه موجب می‌شود که افرادی از دین یا به تعبیر بعضی از روحانیت و یا به تعبیر فنیّ از مدیریتِ ولایت فقیه زده شوند. بنابراین مدیریت ولایت فقیه منجر به فدا کردن دین یا فقاهت برای مدیریت اجتماع می‌شود، لذا شایسته نیست که فقیه متصدی ادارة اجتماع شود بلکه دیگران باید متصدی شوند و فقیه در حدّ توان باید آنها را پایش کند و بیش از توان هم چیزی بر عهدة او نیست.

پاسخ نقضی و حلّی به شبههٔ دهم

در پاسخ به این شبهه، یک جواب نقضی و یک جواب حلّی ذکر می‌کنیم:

جواب نقضی آن است که حتّی در صورت عدم دخالت فقهاء در امور اجتماع و مسائل مردم، باز هم عده‌ای از مردم ناراحت و طلب‌کار می‌شوند و می‌گویند اگر دین، روحانیت و علماء در این امور دخالت نکنند، پس به چه دردی می‌خورند! کما اینکه در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد این حرف‌ها بودیم و ماتریالیست‌ها و کمونیست‌ها که عده‌ای از مردم را به خود جذب کرده بودند، یکی از حرف‌هایشان این بود که دین به چه دردی می‌خورد؟ حتّی می‌گفتند دین، افیون ملتهاست و عده‌ای ساده‌لو یا کج‌سلیقه هم این حرف‌ها را باور می‌کردند، تا آنجا که فضای روشنفکری در ایران، چپ‌گرا شده بود و بسیاری از نویسنده‌ها مجذوب کمونیسم، مارکسیسم و ماتریالیسم شده بودند و انقلاب اسلامی بود که این تفکرات را کاملاً از صحنه بیرون راند. این معنا در مورد لیبرال‌ها هم صادق است تا آنجا که یکی از افراد لیبرال معروف در بحبوبة حوادث انقلاب و دخالت امام قدس سره و روحانیت در امور اجتماعی گفت: حالا روحانیت دارد وظیفة خود را انجام می‌دهد.

بنابراین جواب نقضی این شد که درست است در صورتی که دین و فقهاء دخالت کنند عده‌ای ناراضی می‌شوند، منتها در صورتی هم که دخالت نکنند شاید عدة بیشتری ناراضی شوند و به واسطة عدم دخالت دین در برآورده کردن نیازها و برقراری عدالت، آن را منفی جلوه دهند.

جواب حلّی آن است که واقعاً چنین نیست که اکثریت جامعه از برقراری عدالت ناراضی باشند، بلکه اگر فقهای عدول، مبسوط الید باشند و به اندازة کافی از جانب مردم مورد حمایت و مساعده قرار بگیرند و آنچه فقهاء گفته‌اند که «یجب علی المؤمنین مساعدتهم» اتفاق بیفتد و مردم هم ـ چنان‌که در روایت تحف العقول آمده ـ بدانند که «كَانَ السَّاعِي فِي تَقْوِيَةِ سُلْطَانِهِ وَ الْمُعِينُ لَهُ عَلَى وِلَايَتِهِ سَاعِياً إِلَى طَاعَةِ اللَّهِ مُقَوِّياً لِدِينِه» به حسب معمول اکثریت راضی خواهند بود و عدالت محقق و حق برقرار ‌می‌شود.

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

«فَإنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ‏ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَق»

همانا در عدل، سعه و راحتی است و کسی که از عدل در تنگا باشد، همانا از جور بیشتر در تنگناست.

این روایت به خوبی دلالت می‌کند که مردم در سایة عدالت، در سعه خواهند بود و در نتیجه راضی می‌شوند و در مجموع اقبال مردم هم به دین بیشتر می‌شود؛ علاوه بر آن اعتبار هم همین معنا را اقضاء می‌کند. البته در بعضی از شرایط ممکن است تبلیغات شدید و جهات خاصّی برای جامعه حاصل شود که موجب شود حقایق معکوس جلوه کند، منتها حافظان اسلام باید مطالب و واقعیات را آنچنان که هست برای مردم تبیین و روشن کنند و از همة امکانات استفاده کنند و مسلماً وقتی حکومت در دستشان باشد، بهتر می‌توانند حقایق را تبیین کنند. بنابراین وقتی حکم خدا و مصلحت واقعی مردم چنین است، رفع ید از آن به این استحسانات ناقص، گمراهی است.

دو تبصره در بحث ولایت فقیه

بعض شبهات دیگر در اینجا وجود دارد که به طور مستقیم ربطی به مسئلة ولایت فقیه ندارد، منتها از آنجا که مناسب است این شبهات در ما نحن فیه ذکر شود، آنها را تحت عنوان «تبصرةٌ» ذکر می‌کنیم.

تبصرهٔ اوّل

برخی گفته‌اند در این نسخة مغلوطی که از ولایت فقیه درست کرده‌اید و اسم آن را جمهوری اسلامی گذاشته‌اید، دو لفظ «جمهوری» و «اسلامی» با هم تناقض دارد؛ زیرا جمهوری یعنی مردم رأی بدهند و حاکمیت داشته باشند و «اسلامی» در نظر پدیدآورندگان یعنی ولیّ فقیه حاکم باشد و این دو جزء با هم سازگار نیست و اصلاً نمی‌شود جمهوریت با ولایت فقیه یا ولایت فقیه با جمهوریت جمع شود؛ زیرا شما از یک طرف می‌گویید در نظام ولایت فقیه، مردم مولی‌علیهم هستند و از طرف دیگر می‌گویید مردم به طور غیر مستقیم ولیّ فقیه را انتخاب می‌کنند، در حالی که چگونه می‌توان گفت مولی‌علیهم که قاصر و ناقص العقل و الفکر هستند، می‌توانند مولای خود را انتخاب کنند؟! و اگر بگویید مردم می‌توانند مولای خود را انتخاب کنند، پس معلوم می‌شود دیگر مولی علیهم و ناقص العقل نیستند [و نیازی به ولیّ ندارند]؟!

در پاسخ به این اشکال می‌گوییم:

مستشکل فرض کرده که تمام مردم ناقص العقل و مجانین هستند و رأی دادن مخصوص آنهاست و جمهوری اسلامی فقط مجانین را پای صندوق رأی می‌آورد؟! امّا حقیقت آن است که رأی مردم در جمهوری اسلامی از دو جهت مورد توجه قرار می‌گیرد:

جهت اول اینکه مردم با رأی دادن، با جمهوری اسلامی بیعت می‌کنند، همان‌طور که رسول الله صلّی الله علیه وآله وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام را نصب فرمودند، طبق نقل به مردم امر کردند که با حضرت بیعت کنند «بَايِعُوا عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ».

جهت دوم اینکه: فقیهی که متصدّی امور می‌شود هرچقدر هم عظمت داشته باشد و مقامش بالا باشد، باز احتیاج به مردم دارد، کما اینکه عکسش هم صادق است و هر جامعه‌ای احتیاج به والی دارد، لذا حاکم باید در ادارة اجتماع، از هر کسی و در هر مرتبه‌ای باشد ـ و به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام جزو کسانی باشد که «صَغَّرَتْهُ‏ النُّفُوسُ‏ وَ اقْتَحَمَتْهُ الْعُيُونُ بِدُونِ أَنْ يُعِينَ عَلَى ذَلِكَ أَوْ يُعَانَ عَلَيْه‏» ـ استفاده کند. البته قالب استفادة از افراد به حسب زمان، مکان، نیازها و شرایط متفاوت است. یکی از این موارد این است که باید مصالح جامعه در نظر گرفته شود و هیچ کسی به اندازة تودة مردم، آگاه به نیازهای خود و کسانی که می‌توانند این نیازهای موضعی را برطرف کنند نیست. بدین جهت ولیّ فقیه مجلسی را قرار داده تا مردم، افرادی را که فکر می‌کنند آگاه به نیازهای آنها هستند و می‌توانند در چارچوب اسلام و قرآن در رفع نیازهای آنها مؤثر باشند، در آن مجلس قرار دهند. البته ولیّ فقیه برای این مجلس ضوابطی قرار داده از جمله رعایت قانون اساسی، پایش شورای نگهبان و سایر پایش‌ها. و ولیّ فقیه امر می‌کند آنچه را که این مجلس تعیین و تصویب می‌کند باید اجرا و اطاعت شود. این روند نه تنها مشکلی ندارد، بلکه مقتضای (وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ) ، (وَ أَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ) و «وَ أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَاقَشَةَ الْحُكَمَاءِ فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلَادِكَ وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ» می‌باشد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه شصت و چهارم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهره‌گيرى مردم از امام در زمان غيبت
پيامبر خدا (ص) در پاسخ به اين سؤال كه: آيا شيعه در زمان غيبت قائم عليه السلام، از وجود او بهره مند مى‌شود؟، فرمود: آرى، سوگند به آن كه مرا به پيامبرى برانگيخت، آنان از وجود او بهره مند مى‌شوند و در روزگار غيبتش از نور ولايت او پرتو مى‌گيرند، همچنان كه مردم از خورشيدِ نهان در پسِ ابر، بهره‌مند مى‌شوند.
بحار الأنوار، ۵۲/۹۳/ ۸
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved