پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 29 ارديبهشت 1398
  • 2019 May 19
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 577
دیروز: 1881
ماه جاری: 58010
امسال: 123993
کل: 1745405
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 16/12/1397 - 20:24
کد درس: 1187 تعداد بازدید: 112 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397
جلسه شصتم؛ دوشنبه 8/11/1397

شبههٔ پنجم: عدم سازگاری ولایت مطلقهٔ فقیه با اخلاق و آئین زمامداری

بعضی گفته‌اند ولایت مطلقة فقیه،‌ با اخلاق یا آئین زمامداری سازگاری ندارد؛ زیرا فیلسوفان گفته‌اند که قدرتِ مطلق، فساد یا فساد مطلق می‌آورد و پارساترین افراد را از عدالت دور می‌کند و باید این قدرت مهار شود. و چون ولایت مطلقة فقیه نیز فساد می‌آورد و مهاری هم ندارد، لذا نمی‌توان ملتزم به آن شد.

پاسخ به شبههٔ پنجم

اوّلاً: اینکه به فیلسوفان یا فیلسوفانِ کهن نسبت داده‌اند که قدرت مطلق حتّی برای پارساترین افراد، موجب فساد و دوری از عدالت است، می‌گوییم: این فلاسفه‌ای که می‌گویید، چند نفر و چه کسانی هستند؟! شما حتّی کلام یک نفر از آنها را به عنوان شاهد ذکر نکرده‌اید و اصلاً‌ معلوم نیست چنین نسبتی صحیح باشد. این روش بیان شبهه و استدلال بر آن، به جای آنکه سَداد در قول و استحکام در گفتار باشد، سفسطه و هوچی‌گری است. بله، بعض فلاسفه بحث‌هایی دربارة اینکه قدرت، فساد می‌آورد و باید مهار شود کرده‌اند، امّا اینکه گفته باشند حتّی پارساترین افراد نیز چنین می‌باشند، ثابت نیست. علاوه آنکه فرضاً بعض آنها چنین گفته باشند، ‌[همین‌طوری نمی‌توان کلام آنها را تلقّی به قبول کرد بلکه] باید دید دلیل آنها چیست؟ متأسفانه ‌کسانی که این شبهه و امثال آن را مطرح کرده‌اند، حرف خداوند متعال، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و ائمة معصومین علیهم السلام را نمی‌پذیرند، امّا حرف یک فیلسوف مجهول را که اصلاً معلوم هم نیست چنین گفته باشد را می‌پذیرند و حجّت قرار می‌دهند.

ثانیاً: بحث از اینکه قدرت حتّی برای پارساترین افراد فساد می‌آورد،‌ بحثی است که بیشتر جنبة روانشناختی و بررسی شخصیّت انسانی دارد و ربطی به فیلسوف مِن حیثُ أنّه فیلسوفٌ ندارد، بلکه فیلسوف هم اگر بخواهد وارد شود باید از دیدگاه روانشناختی و علوم مرتبط به آن وارد شود، از جمله تاریخ اجتماعات بشر و قدرتمندان عالم و تحوّلاتی که بعد از به قدرت رسیدن آنها حاصل شده و نیز بحث زمان شناسی، شخصیّت شناسی، نظریه‌های شخصیّت و استمرار شخصیّت افراد در طول زمامداری و امثال آن. بله، قبول داریم که قدرت تأثیر دارد، کما اینکه در بعض روایات از «سُكْر الْقُدْرَة»‌ نهی شده و نیز بعض روایات می‌فرماید: «الْوِلَايَاتُ مَضَامِيرُ الرِّجَال» و حکمرانی‌ را میدان آزمایش مردان می‌داند، منتها این مطالب نیاز به بحث و بررسی دارد و نمی‌توان لفظی گفت و بدون بررسی حدود و ثغور آن، از مطلب ردّ شد.

ثالثاً: قدرت مطلق یعنی «حاکمیّت ارادة یک شخص بما هو شخصٌ، بدون محدودیّت و مهار» و معلوم است که نفسِ چنین چیزی، امر فاسدی است. امّا چه کسی گفته ولایت فقیه، قدرت مطلقِ بدون مهار است؟! و در کدام کتاب،‌ سخن یا قانونی آمده است که فقیه چنین قدرتی دارد؟! آنچه که علماء به عنوان ولایت مطلقة فقیه گفته‌اند مقصودشان این است که فقیه، محدودیّتی در تنظیم امور مسلمین ندارد و نمی‌توان گفت فقیه برای اصلاح امور در فلان جا نمی‌تواند ورود پیدا کند ـ کما اینکه برخی چنین تفوّه کرده‌اند که فقیه می‌تواند در امور غُیّب و قُّصّر دخالت کند امّا در مسائل اقتصادی، سیاسی و ... حق دخالت ندارد! ـ بلکه فقیه در تمام موارد می‌تواند ورود پیدا کند، البته باید در همة موارد،‌ مصالح را رعایت کند، آن هم با استفراغ وسع تا اندازه‌ای که معقول و مقدور باشد. پس معنای مطلقه بودن ولایت فقیه این است که محدودیتی در تنظیم امور مسلمین ندارد؛ نه اینکه قدرت مطلق بدون مهار باشد.

مضافاً به اینکه فقیه، هم کنترل درونی و هم کنترل بیرونی دارد. از جنبة کنترل و مهار درونی، ولیّ فقیه متّقی است و هرگز چیزی را که احراز نکرده باشد به مصلحت اسلام و مسلمین است انجام نمی‌دهد و تا مقداری که برای انسان معمولی مقدور است «تفکّر، مشورت، کسب اطلاعات و کمک» می‌طلبد. از جنبة کنترل و مهار بیرونی نیز تمام مسلمین وظیفة امر به معروف و نهی از منکر دارند و این وظیفه را عملاً ‌از روز اوّل اسلام تا به امروز افراد متعهّد انجام می‌داده و می‌دهند. و تربیت اسلامی چنین بوده و هست که هم ولیّ فقیه باید در مقابل امر به معروف و نهی از منکر تمکین کند و هم مردم این وظیفه را دارند. بله، اگر کسی بخواهد در قالب امر به معروف و نهی از منکر سوء استفاده و رذالت کند، با او برخورد می‌شود. تاریخ اسلام هم نشان می‌دهد که افراد عملاً‌ این وظیفه را انجام می‌دادند و حتّی افرادی در زمان ولیّ معصوم، به توهم اینکه وظیفه‌شان امر به معروف و نهی از منکر است، این کار را انجام می‌دادند و مادامی که احراز نمی‌شد آن شخص در پی رذالت و سوء استفاده است،‌ کسی با او کاری نداشت، برخلاف جایی که احراز رذالت می‌شد. کما اینکه وقتی رئیس خوارج یعنی حرقوص بن زهیر در اعتراض به تقسیم غنائمِ جنگ هوازن با گستاخی و بی‌ادبی به پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله گفت: «يا محمّد اعدل، فو اللّه ما عدلت منذ اليوم» حضرت با او برخورد کردند و فرمودند: «ثكلتك امّك و من يعدل عليك إذا لم‏ أعدل‏ أنا».

بنابراین فضا به گونه‌ای بوده که حتّی امثال حرقوص، به خود جرأت می‌دادند در مقابل پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله چنین سخن نابحقّی را بگویند. بعد از رحلت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله نیز فضا چنین بوده و در زمان خلفاء به بعد، حتّی زن‌ها از پشت پرده سخن می‌گفتند و این وظیفه را انجام می‌دادند و کلام آنها هم در بعض مواقع بر روی خلفاء اثر می‌گذاشت. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز روش‌شان چنین بود. به هر حال امر به معروف و نهی از منکر، به عنوان یک کنترل و مهار بیرونی، از ابتدای اسلام وجود داشته است.

رابعاً: تجربه نشان داده در زمان‌هایی که فقیه عادل متّقی ولایت و قدرت داشته، هرگز خودکامه نبوده است؛ مثلاً چهل سال از عمر انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد و ولیّ فقیه نه تنها مستبدّ نبوده،‌ بلکه در بسیاری از موارد [طبق مصالحی که وجود داشته] نظر جمع را بر نظر خود حتّی بعد از مشورت و رسیدن به نتیجه مقدّم داشته است، کما اینکه روش السیّد الامام قدس سره چنین بود و خیلی وقت‌ها بعداً معلوم می‌شد که حق با خود ایشان بوده است و این ضدّ استبداد و ضدّ فساد در قدرت است.

خامساً: اگر بعداً در هر زمانی ثابت شد حفره‌هایی در نظریة ولایت فقیه وجود دارد که منجر به فساد می‌شود، می‌توان سازوکاری طراحی کرد که این مشکل برطرف شود؛ نه اینکه اصل ولایت فقیه و یا محدودة آن را از بین برد، کما اینکه اگر غیر فقیه هم ولایت داشته باشد،‌ ممکن است این مشکل ایجاد شود. پس برای جلوگیری از این مشکل می‌توان سازوکارهایی را طراحی کرد، مانند اینکه عده‌ای را تعیین کرد که به نوعی نظارت داشته باشند و یا در محدودة مشخّصی حق سؤال داشته باشند و ولیّ فقیه هم ملزَم به پاسخ‌گویی باشد.

بنابراین همانطور که در تمام دنیا برای کسانی که منشأ قدرت هستند، مانند رئیس جمهور، نخست وزیر و امثال آنها، فی ما أعلم یک سری اختیارات ویژه قرار داده شده که مثلاً‌ در مسائل امنیتی و نظامی در حالت اضطرار بتوانند تصمیم‌گیری کنند و امثال آن، این اختیارات برای فقیه هم قرار داده شده است و نهایت اینکه اگر روزی لازم شد، می‌توان سازوکار دیگری برای نظارت در کنار آن فقیه قرار داد.

به هر حال اگر فرضاً‌ در جایی این اشکال وارد باشد،‌ یک مقیّد عقلی می‌شود به اندازة ضرورت، بنابراین اگر آن اشکال روشن باشد و کسی بتواند بر آن استدلال کند،‌ بالطبع ولیّ فقیه هم باید بپذیرد؛ زیرا علی‌الفرض ولیّ فقیه باید آنچه را که صلاح است و مصلحت اقتضاء می‌کند رعایت کند، و از جملة این امور، سازوکاری است که در صورت نیاز طراحی می‌شود. پس ما ولایت فقیه را قبول می‌کنیم و اطلاق تصرّفاتش را هم می‌پذیریم؛ منتها سازوکار خاص را هم در صورت لزوم می‌پذیریم ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه شصتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
ماه ميهمانى خدا
امام باقر علیه السّلام: ماه رمضان، ماه رمضان! روزه‌داران در آن، ميهمانان خدا و اهل كرامت الهى‌اند. هر كس ماه رمضان بر او وارد شود و او روزش را روزه بگيرد و بخشى از شبش را به عبادت و نماز بايستد و از آنچه خداوند بر او حرام كرده، پرهيز كند، بدون حساب وارد بهشت مى‌شود.
فضائل الأشهر الثلاثة، ص۱۲۳، ح۱۳۰
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved