پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 30 فروردين 1398
  • 2019 Apr 19
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1946
دیروز: 2530
ماه جاری: 62632
امسال: 62632
کل: 1684044
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 21/11/1397 - 13:50
کد درس: 1185 تعداد بازدید: 119 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397
جلسه پنجاه و هفتم و هشتم؛ سه‌شنبه و شنبه 25/10 و 6/11/1397

شبههٔ دوم: عدم مشروعیت جعل ولایت برای فقیه مگر به وجه مُحال

شبهات دیگری بر نظریة ولایت فقیه در بعض کتب،‌ جراید و نوشته‌ها ذکر شده که از لحاظ علمی تقریباً بی‌ارزش بوده و بسیاری از آنها، ‌أوهَن مِن بیت العنکبوت هستند و هر کسی که اندک آشنایی به قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام داشته باشد، به راحتی می‌تواند به آنها جواب دهد و پرداختن به این شبهات و جواب آنها، نظیر پرداختن به جواب سوفیست‌ها و ایده‌آلیستهاست. منتها از باب اینکه افراد گرفتار امواج تبلیغاتی می‌شوند و چه‌بسا فضایی که معاندین در مطبوعات و رسانه‌ها ایجاد می‌کنند، از لحاظ روانی افراد را تحت تأثیر قرار دهد و زمینة قبول بعض حرف‌ها را فراهم کند، لذا بعض این شبهات را باید پاسخ دهیم تا اینکه افراد در مقابل ویروس‌های این شبهات واکسینه شوند.

از جملة این شبهات، شبهه‌ای است که یکی از معاصرین بیان کرده و مدعی شده است که نمی‌توان از طریق اهمیت و اعتبار احکام اسلامی، نیروی اجرایی آن را تعیین کرد؛ مثلاً از طریق اهمیّت احکامی مانند زکات، خمس، حدود، دیات، قضاء، دفاع و نظایر آنها و مصالحی که کامن در آنهاست، نمی‌توان استنتاج کرد که باید حکومت و نظامی اسلامی داشته باشیم که مُجری آنها باشد. و مدّعای خود را چنین مدلّل کرده است که:

بلا‌استثناء هر حکمی هرچند در غایت قوّت و اهمیّت باشد، نمی‌تواند ناظر به مرحلة اجرا و امتثالش باشد؛ زیرا امتثال حکم، مانند عصیان حکم بوده و متفرّع و متأخّر از ثبوت حکم است؛ یعنی ابتدا باید حکمی تشریع شود و سپس امتثال شود. کما اینکه خودِ حکم هم متأخّر از ارادة تشریعش است؛ یعنی ابتدا باید ارادة تشریع باشد و سپس حکم شود و در مرحلة بعد امتثال شود. بنابراین امتثال، دو مرتبه از ارادة حکم متأخّر است، لذا اگر این امتثال دخیل در موضوع و ترتّب حکم باشد، لازمه‌اش آن است که در مرتبة قبل بوده و دو مرتبه بر خودش مقدّم شود، در حالی که بدیهی است تقدّم شیء بر نفس آن هم به دو رتبه محال است. این در صورتی است که بخواهیم مشروعیّت حکومت دینی را از طریق امتثال احکام و ترتّب مصلحت بر موضوعات احکام اثبات کنیم.

و اگر مقصود این باشد که اهمیّت احکام اسلامی مستلزم جعل تکلیف جدیدی با غایتِ اجرای تکالیف قبلی است که این تکلیف جدید به حکومت اسلامی مشروعیّت می‌بخشد یا به تعبیر دیگر چون در اسلام تکالیفی وجود دارد که دارای اهمیّت است،‌ به خاطر اهمیّت این تکالیف باید تکلیف دیگری که غیر از خود احکام بلکه ناظر به اجرای آن تکالیف است جعل شود، این کلام هم مستلزم محال است؛ زیرا خودِ تکلیف دوم در امتثالش احتیاج به تکلیف سومی دارد و آن تکلیف سوم نیز در امتثالش احتیاج به تکلیف چهارم دارد و هلُمّ جَراً که منجر به تسلسلِ محال می‌شود.

بنابراین مستشکل مدّعی است که نه نفس قانون اوّل ـ هرچند مهم ـ‌ می‌تواند ضامن اجرای خود باشد و نه قانون دوّمی می‌تواند ضامن اجرای قانون سابق باشد و در این میان تنها عقل عملی است که مکلّفین را راهنمایی می‌کند که چگونه تکالیف خود را امتثال کنند.

سپس می‌گوید: شاهد گویای این مدعا، تاریخ زمامداری پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و مولای موحّدان حضرت علی بن ابی‌طالب علیه السلام است. در این هر دو شاهد تاریخی می‌توان به خوبی مشاهده کرد که انتخاب زمامداری سیاسی به خاطر اجرا و کارایی احکام و قوانین اسلامی، تنها به ابتکار و از سوی خود مردم به صورت بیعت برای تشکیل یک حکومت مردمی، تحقّق یافته است و از حوزة وحی و پیامبری بیرون بوده است. و یک بررسی هرچند نه چندان عمیق به صراحت نشان می‌دهد که زمامداری رسول اکرم صلّی الله علیه وآله نه جزء ماموریت‌های پیامبریِ پیامبر صلّی الله علیه وآله بوده است و نه از نهادهای امامتِ  علی علیه السلام به شمار می‌آمده است.

بنابراین خلاصة شبهه این شد که اگر کسی خواسته باشد از طریق اهمیّت احکام اسلام، ضرورت حکومت دینی و مدیریّت اجرایی دینی را اثبات کند، لازمه‌اش آن است که مرتبة امتثال را دخیل در موضوع و ترتّب مصلحت قرار دهد،‌ در حالی که امتثال، دو مرتبه بعد از ارادة حکم و تشریع است و نمی‌تواند در مرتبة‌ قبل باشد و تقدم شیء بر نفس آن هم به دو رتبه محال است. و اگر خواسته باشد این مطلب را از طریق امر جدید کشف کند،‌ آن هم محال است؛ زیرا همانطور که امر اوّل احتیاج به امر ثانی داشت، امر ثانی هم احتیاج به امر ثالث دارد و امر ثالث نیز احتیاج به امر رابع دارد و هکذا که منجر به تسلسل محال می‌شود. در نتیجه معلوم می‌شود حتّی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام هم ولایت الهیّه نداشته‌اند.

بررسی و نقد شبههٔ دوم

ظاهراً منشأ این کلامِ مستشکل در بخش اوّل سخنانش، تلفیقی از دو مطلب است که اصولیین از جمله مرحوم آخوند قدس سره در کفایه متعرّض شده‌اند.

مطلب اوّل آنکه حاکمِ در مسئلة اطاعت و عصیان، فقط عقل است.

مطلب دوم آنکه برخی مثل مرحوم صاحب کفایه گفته‌اند که أخذ قصد امتثال در متعلّق خود امر محال است و در تعلیل آن می‌فرمایند: «و ذلک لاستحالة أخذ ما لا يكاد يتأتى إلا من قبل الأمر بشي‏ء في متعلق ذاك الأمر مطلقاً شرطاً أو شطراً»؛ یعنی آنچه که نمی‌آید مگر از ناحیة امر، نمی‌توان در متعلَّق خودِ امر أخذ کرد. قصد امتثال امر نیز چنین است؛ زیرا ابتدا باید امری ثابت باشد تا بتوان قصد امتثالش کرد و نمی‌توان این قصد امتثال را در متعلَّق خود امر أخذ کرد. در ما نحن فیه به نظر می‌رسد مستشکل این دو مطلب را به نوعی عاریه گرفته و اشکال خود را در قالب آن بیان کرده است، در حالی که هیچ یک از این دو مطلب نمی‌تواند مفید برای اثبات هدفی باشد که مستشکل به دنبال آن است، چنانچه روشن خواهد شد. علاوه آنکه ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه پنجاه و هفتم و پنجاه و هشتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهره‌گيرى مردم از امام در زمان غيبت
پيامبر خدا (ص) در پاسخ به اين سؤال كه: آيا شيعه در زمان غيبت قائم عليه السلام، از وجود او بهره مند مى‌شود؟، فرمود: آرى، سوگند به آن كه مرا به پيامبرى برانگيخت، آنان از وجود او بهره مند مى‌شوند و در روزگار غيبتش از نور ولايت او پرتو مى‌گيرند، همچنان كه مردم از خورشيدِ نهان در پسِ ابر، بهره‌مند مى‌شوند.
بحار الأنوار، ۵۲/۹۳/ ۸
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved