پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 30 فروردين 1398
  • 2019 Apr 19
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1965
دیروز: 2530
ماه جاری: 62651
امسال: 62651
کل: 1684063
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 29/10/1397 - 14:29
کد درس: 1176 تعداد بازدید: 180 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397

جلسه چهل و هشتم؛ دوشنبه 10/10/1397

پاسخ به اشکال اوّل

این اشکال انصافاً وارد نیست و در پاسخ به آن می‌گوییم:

اوّلاً: هم عبارت «الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ»‌ و «الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ» چنین اقتضایی ندارد که مقصود ائمه علیهم السلام باشند و هم قرینة داخلی بر خلاف آن وجود دارد. امّا اینکه «الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ» چنین اقتضایی ندارد؛ زیرا معنای اینکه عالم به خدا باشد این است که خداشناس باشد و واقعاً خداوند را قبول داشته باشد و خوف الهی هم داشته باشد. و عالم بالله بودن به حسب افراد متفاوت است؛ امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام در أعلی مراتب آن هستند و علماء هم به حسب خودشان علم بالله دارند.

بنابراین مقصود از «الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ» کسی است که واقعاً خداشناس باشد،‌ خداشناسی که خدا‌ترس هم باشد و (مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى) بر او صادق باشد و همان‌طور که گفتیم این علم یا به تعبیر دیگر خداشناسی همراه با خداترسی، خودش مقول به تشکیک و دارای مراتبی می‌باشد، امّا این غیر از آن است که بگوییم این عنوان اختصاص به معصومین علیهم السلام دارد.

مؤید این مطلب هم آن است که این تعبیر حداقل در یک روایت دیگر، بر شیعیان تطبیق شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: «شِيعَتِي‏ وَ اللَّهِ‏ الْحُلَمَاءُ الْعُلَمَاءُ بِاللَّهِ وَ دِينِهِ»،‌ یعنی شیعیان حضرت، علماء‌ بالله و علمای به دین خداوند هستند، و شیعة حضرت غیر از خود حضرت می‌باشد. علمای به دین هم به همان معنای «الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ» است؛ یعنی در حلال و حرامی که خداوند برای آنها قرار داده امین هستند، به اینکه حلال و حرام را درست معرفی کنند و اگر در جایی نمی‌دانند، بگویند نمی‌دانیم و به این امانت خیانت نکنند.

بله، می‌دانیم این تعبیر شامل مقلِّد نمی‌شود و حتّی شاید مجتهد متجزّی را هم شامل نشود؛ زیرا تعبیر به «الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ»‌ با مجتهد مطلق سازگاری دارد، یعنی کسی که در همة ابواب مجتهد باشد و در جایی گیر نکند؛ چراکه یا حجّت بر حکم دارد و یا اینکه وظیفة عملی را طبق اصول عملیه تشخیص می‌دهد، لذا اگر کسی از او استفتاء کند، اگر در مقام احتیاط نباشد می‌تواند جواب بدهد؛ زیرا با فحص در ادلّه ـ یعنی مثلاً اجماع، عقل یا خبر واحد و یا قرائنی که وجود دارد ـ می‌تواند حکم واقعی ظاهری را از آنها به دست آورد. و یا اینکه حکم واقعی ظاهری را نمی‌داند و طبق اصول عملیه، حکم ظاهری را بیان می‌کند. بنابراین مجتهد مطلق در هیچ‌جایی گیر نمی‌کند و این کافی است که «الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ» بر او صادق باشد.

به تعبیر دیگر «الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ»‌ نظیر تعبیر «عالم ربانی» است و همانطوری که کسی نمی‌تواند بگوید «عالم ربانی» مخصوص ائمه علیهم السلام است بلکه ایشان فرد اعلای آن هستند، تعبیر «الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ» نیز چنین است و نهایت چیزی که در ما نحن فیه می‌توان ادعا کرد آن است که ائمه علیهم السلام فرد اعلای آن هستند و اینچنین نیست که این تعبیر شامل علماء نشود.

ثانیاً: از سیاق این روایت استفاده می‌شود که مراد از «الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ» ائمه علیهم السلام نیستند؛ زیرا حضرت خطاب به علماء می‌فرمایند: «ثُمَّ أَنْتُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ عِصَابَةٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصِيحَةِ مَعْرُوفَةٌ»؛ یعنی شما ای گروه، ای گروهی که به علم مشهور و به خیر مذکور و به نصیحت معروف هستید، و معلوم است که ائمه علیهم السلام نمی‌خواهند خودشان را مورد خطاب قرار بدهند، بلکه خطاب به دسته‌ای از علماء است. لذا بعداً که می‌فرمایند: «مَجَارِيَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ» مقصودشان همان علمایی است که آنها را مورد خطاب قرار دادند. پس اینکه بگوییم مقصود ائمه علیهم السلام هستند، منتفی است. بیان‌های دیگری هم در اینجا وجود دارد که بعداً متعرّض آنها می‌شویم.

از آنچه در پاسخ به این بیان از اشکال اوّل گفتیم، پاسخ کلام محقق عراقی قدس سره هم روشن می‌شود. ایشان در اشکال بر این استدلال فرمودند: «الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ» منصرف به ائمه علیهم السلام است یا لاأقل قدر متیقن از آن هستند. امّا در جواب می‌گوییم:

چنین انصرافی وجود ندارد و نیز نمی‌توان گفت قدر متیقن در مقام تخاطب وجود دارد به گونه‌ای که مضرّ به أخذ به اطلاق باشد؛ زیرا:

اوّلاً: لفظ «عالم» أعم است، هرچند قدر متیقّن خارجی از آن ائمه علیهم السلام هستند، ولی همانطور که معلوم است قدر متیقن خارجی ضرری به اطلاق نمی‌زند، برخلاف قدر متیقن در مقام تخاطب. قدر متیقن خارجی آن است که مثلاً کسی بگوید «یک لیوان آب بیاور» که قدر متیقن خارجی آن یک لیوان آب گوارای عالی بدون هیچ املاح اضافی است. امّا معنایش آن نیست که اگر کسی یک لیوان از آب لوله‌کشی بیاورد صادق نباشد. ما نحن فیه هم چنین است؛ یعنی هرچند قدر متیقن خارجی از «الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ» ائمه علیهم السلام هستند، امّا نمی‌توان گفت شامل علماء غیر ائمه علیهم السلام نمی‌شود ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه چهل وهشتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهره‌گيرى مردم از امام در زمان غيبت
پيامبر خدا (ص) در پاسخ به اين سؤال كه: آيا شيعه در زمان غيبت قائم عليه السلام، از وجود او بهره مند مى‌شود؟، فرمود: آرى، سوگند به آن كه مرا به پيامبرى برانگيخت، آنان از وجود او بهره مند مى‌شوند و در روزگار غيبتش از نور ولايت او پرتو مى‌گيرند، همچنان كه مردم از خورشيدِ نهان در پسِ ابر، بهره‌مند مى‌شوند.
بحار الأنوار، ۵۲/۹۳/ ۸
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved