پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 26 دي 1397
  • 2019 Jan 16
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 784
دیروز: 763
ماه جاری: 32105
امسال: 497868
کل: 1468849
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 13/10/1397 - 14:02
کد درس: 1166 تعداد بازدید: 11 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397

جلسه سی‌ و هشتم؛ شنبه 24/9/97

کلام شیخ قدس سره در دلالت اخبار خاصه بر لزوم إذن ولیّ امر در قسم دوم

مرحوم شیخ قدس سره بعد از اینکه در قسم دوم ولایت فرمودند توقف تصرّف دیگران بر إذن ولیّ امر،‌ خلاف اصل است، می‌فرمایند: الا اینکه اخبار خاصّه‌ای وارد شده مبنی بر وجوب رجوع به أولی الأمر ـ که تا اینجا بیان کردیم مقصود ائمه علیهم السلام هستند ـ و عدم استقلال غیرِ ایشان به تصرّف نسبت به مصالحی که مطلوب شارع است و در عین حال شخص معیّنی از عباد موظّف و یا مجاز به انجام آن نیست؛ مانند اقامة حدود و تعزیرات، تصرّف در اموال قاصرین و الزام مردم به خروج از حقوقشان و امثال این موارد.

خدمت جناب شیخ قدس سره می‌گوییم: اینکه می‌فرمایید اخبار خاصّه‌ای وجود دارد دالّ بر اینکه إذن اولیاء امر شرط است و کأنّ این اخبار می‌خواهد بیان کند اولیاء امر مستقل به تصرّف نیستند و فقط می‌توانند إذن بدهند که ولی خاص تصرف کند، این حرف با این تعبیر دقیق نیست، چنانکه اخبار خاصّة اینچنینی جز در بعض موارد، وجود ندارد یعنی در مواردی که مربوط به حقوق الناس باشد که تا صاحبان حق طلب نکنند، وجهی ندارد که ولیّ امر دخالت ‌کند؛ مانند قصاص که فرضاً اگر کسی مرتکب قتل نفس شده باشد و اولیاء دم طلب قصاص نکنند، ‌ولیّ امر دخالت نمی‌کند؛ چراکه ‌ قصاص حقّ اولیاء دم است. امّا در صورتی که اولیاء دم درخواست قصاص داشته باشند، تعبیر به اینکه قصاص منوط به إذن ولیّ امر است، تعبیر دقیقی نیست بلکه در حقیقت بعد از تقاضای اولیاء دم، ولیّ امر در مورد قصاص در حدود خاصّی ولایت دارد.

مثلاً روایات متعدّدی بیان می‌کند که حاکم، جانی را به ولیّ یا اولیاء مقتول با شرایط خاصّی تحویل می‌دهد، در اینجا حاکم ولایت دارد تعیین کند که اولیاء دم کجا، چگونه و با چه خصوصیّاتی می‌توانند قصاص کنند و شاید در جایی صلاح ببیند که کلاً‌ در اختیار آنها قرار دهد. به هر حال این تعبیر که تصرّف مردم منوط به إذن اولیاء امر است، اندکی تسامحی است، هرچند مطلب مهمی نیست.

بعض حقوق دیگر نیز نظیر قصاص هستند،‌ مانند اینکه کسی از دیگری طلبی دارد و آن فرد با اینکه ملیّ است،‌ بدهکاری خود را نمی‌دهد و یا اینکه وضعش مجهول است و بدهی خود را نمی‌دهد،‌ در اینجا هم تا طلبکار تقاضا نکند، ولیّ امر دخالت نمی‌کند، امّا بعد از اینکه ولیّ امر با درخواست طلبکار دخالت کرد، چنین نیست که فقط إذن بدهد، بلکه خود ولی‌ّ امر است که مثلاً بدهکار را حبس یا تعزیر می‌کند. بله،‌ در بعض موارد ممکن است إذن بدهد که خود طلبکار این کار را انجام دهد،‌ امّا این هم در حقیقت، إعمال ولایت ولیّ امر است به اندازه و روش خاصّی؛ لذا به روشنی نمی‌توان گفت «قصاص، حبس بدهکار و امثال آن» مصداق قسم دوم ولایت است که فعل مکلّفین، منوط به إذن ولیّ امر است. بلکه ولایت در مثل این اموری که مربوط به حق الناس است، در محدودة خاصّی می‌باشد و تا مکلّفین طلب نکرده باشند، جهتی ندارد که حاکم إعمال ولایت کند و بعد از اینکه حاکم با درخواست صاحبان حق، مواجه شد محدودة ولایت او به حسب ادلّة اولیّه مشخص است، هرچند باز آن ولایت اصلی یعنی (النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) به قوّت خود باقی است.

همچنین مثالی که جناب شیخ قدس سره به حدود و تعزیرات زدند، درست نیست؛ زیرا اصلاً معلوم نیست مراد از خطاب در حدود و تعزیرات، عموم مردم باشند؛ خصوصاً‌ اجرای حدود. بله، قرآن کریم می‌فرماید: (فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا) یا (فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ)،‌ امّا جزء مسلّمات فقه است که مباشرت اجرای این حدود، تکلیف تک تک افراد نیست، بلکه آن کسانی که أولو الأمر و متصدّی امور هستند باید چنین کاری کنند و دیگران هم از باب اینکه اعانت ولیّ امر در مواقعی که لازم است بر آنها واجب می‌باشد، باید او را اعانه کنند. به هر حال اجرای حدود و تعزیرات،‌ از مصادیق قسم دوم ولایت نیست که متصدی اجرای آن یکایک مکلّفین باشند منتها با إذن ولیّ امر، بلکه از مصادیق قسم اوّل ولایت است؛ یعنی اموری که وظیفة خود ولیّ امر است، لذا وقتی از امام سؤال می‌شود که اقامة‌ حدود وظیفة چه کسی است؟ حضرت در جواب می‌فرمایند: «إِقَامَةُ الْحُدُودِ إِلَى مَنْ‏ إِلَيْهِ‏ الْحُكْمُ» یعنی اقامة حدود بر عهدة کسی است که متصدّی حکم می‌باشد. پس هر کسی که می‌تواند حکم کند، متصدی اجرای آن هم می‌باشد.

هر والی،‌ قاضی نیز بوده است

این مطلب را هم تذکر دهیم که به حسب قرائن و شواهد و نیز از لحاظ اخبار، در صدر اسلام هر والی‌، قاضی هم بوده است،‌ به این معنا که می‌توانسته قضاوت هم بکند؛ گرچه خود ولات هم از این جهت که نمی‌رسیدند همة کارها را انجام بدهند خودشان قاضی داشتند، منتها خود آنها هم حکم می‌کردند. بدین جهت خلفای غیر معصومین ـ خلیفة اوّل،‌ دوم و سوم ـ خودشان هم گاهی متصدّی حکم می‌شدند، هرچند قاضی هم داشتند؛ مثلاً شریح، قاضی خلیفة دوم و سوم و حتّی قاضی امیرالمؤمنین علیه السلام بوده با آن تفصیلاتی که دارد، و در عین حال خود آنها نیز حکم و قضاوت می‌کردند و اقامة حدود را نیز می‌توانستند انجام دهند، بدین جهت روایت می‌فرماید: «إِقَامَةُ الْحُدُودِ إِلَى مَنْ‏ إِلَيْهِ‏ الْحُكْمُ» و حتّی اگر والی خودش متصدّی شود، مقدّم بر قاضی است؛ چراکه قاضی در حقیقت منصوب از قِبَل والی است. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در نامه‌ای که به مالک اشتر علیه السلام می‌نویسند و او را به عنوان والی و حاکم مصر تعیین می‌کنند، به او دستور می‌دهند که برای قضاوت بین مردم قاضی نصب کند «وَ اخْتَرْ لِلْحُكْمِ‏ بَيْنَ‏ النَّاسِ‏ أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ» و بعد هم حضرت شرایطی برای قاضی بیان می‌کنند. بنابراین معلوم  می‌شود والی ولو اینکه والی محلّی باشد ـ نه والی مطلق سرزمین‌های اسلامی ـ این اختیار را داشته که قاضی تعیین کند،‌ هرچند خودش هم می‌توانسته قضاوت کند،‌ منتها چون حاکم مشغله‌های دیگری نیز داشته و احتیاج به قاضی هم بیشتر بوده، لذا نصب قضات می‌کردند.

و حتّی چنین نبوده که تمام کارهای دیگر را خود حاکم و والی انجام بدهد. بلکه به مناسبت افرادی را برای کارهای دیگر نیز می‌فرستادند؛ مثلاً یکی را به عنوان قاری برای تلاوت و تعلیم قرآن می‌فرستادند، بعضی را به عنوان ضابط می‌فرستادند و یا اینکه مانند عمر عده‌ای را به عنوان مساح و تعیین‌کنندة حدود و اراضی خراجیه می‌فرستادند.

بنابراین اینکه مرحوم شیخ فرمودند اجرای حدود و تعزیرات، مثال برای قسم دوم است، درست نیست بلکه جزو اختیارات حاکم و مثال برای قسم اول ولایت است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه سی و هشتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
زیاده روی در امور دنیوی هرگز!
همچنان كه از حرام مى‏‌گريزيد، از فزونى‏ هاى دنيا نيز بگريزيد، و همچنان كه مردار را خوار مى ‌شماريد، دنيا را نيز در نظرتان خوار گردانيد، و با انديشيدن درباره آخرت، دل‏هايتان را نورانى كنيد، و از فزونى‏ هاى دنيا و كردارهاى بدتان، به درگاه خدا توبه بريد تا از سختى روز قيامت برَهيد.
مستدرك،ج۱۲،ص۵۴،ح۱۳۹۶
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved