پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 19 آذر 1397
  • 2018 Dec 10
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 754
دیروز: 1656
ماه جاری: 34916
امسال: 444922
کل: 1415903
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 14/8/1397 - 07:23
کد درس: 1147 تعداد بازدید: 73 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 98-1397

جلسة هجدهم؛ سه‌شنبه 1/8/1397

سه بیان از شیخ قدس سره در بحث لقطه در اشتراط عدالت با استفاده از آيهٔ شریفهٔ نبأ و بررسی آنها

بیان اوّل و مناقشه در آن

اگر تثبّت از خبر فاسق واجب باشد به این معنا که به احتمال صدق آن نتوان اعتماد کرد، باید تثبّت نسبت به فعل او هم واجب باشد و نتوان به احتمال صحّت فعل او اعتماد کرد؛ چراکه فعل هم به نوعی خبر است؛ یعنی خبر فعلی، پس باید ضوابط خبر را داشته باشد از جمله اینکه از فاسق صادر نشده باشد، لامحاله باید در فعل ولیّ تثبّت کرد و حجّت نیست.

جواب به این بیان از آنچه گفتیم روشن می‌شود و آن اینکه در آیة شریفه، بحث از مجیء الفاسق بالنباء است و شامل إخبار عن النفس نمی‌شود، پس اطلاق آیة شریفه اصلاً شامل فعل ولیّ و ذوالید که إخبار عن النفس یا در حکم آن است نمی‌شود.

بیان دوم و مناقشه در آن

تعلیلی که در ذیل کریمه وجود دارد؛ یعنی (أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ) خصوصیت ندارد و به عنوان مثال ذکر شده و کنایه از مطلق وقوع در مخالفت با واقع است، و الا در بعض موارد می‌دانیم عمل به خبر فاسق، مستلزم اصابة قوم از روی جهالت نیست؛ فرضاً اگر کسی بر خبر فاسقی مبنی بر اینکه نماز اوّل ماه واجب است اعتماد کند، در اینجا نه جهالتی وجود دارد که موجب اصابه شود و نه قضیة غیر عادی اتفاق می‌افتد، بلکه فوقش آن است که آن شخص خود را ملتزم می‌داند نماز اوّل ماه را بخواند.

بنابراین مرحوم شیخ قدس سره فرض گرفته‌اند که آیة شریفه حتّی شامل مثلاً إخبار فاسق به وجوب نماز اوّل ماه هم می‌شود، لذا چنین نتیجه گرفته‌اند که تعلیل ذیل کریمه کنایه از مطلق وقوع در مخالفت با واقع است. پس همانطور که اعتماد بر قول فاسق موجب خوف وقوع در مخالفت با واقع است، اعتماد بر فعل او هم کثیراًما موجب خوف وقوع در مخالفت با واقع است، در نتیجه ولیّ باید عادل باشد تا اعتماد بر فعل او همراه با خوف وقوع در مخالفت با واقع نباشد.

امّا بیان دوم مرحوم شیخ قدس سره نیز ناتمام است؛ زیرا: همان‌طور که توضیح دادیم و در ارتکاز مرحوم شیخ قدس سره هم وجود داشت، عبارت (أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ) علّت تامة حکم نیست بلکه به اعتبار این‌که حکمت یا مورد احتمالی حکم است، ذکر شده است ولی هیچ استظهاری نمی‌شود که مقصود، مطلق وقوع در مخالفت واقع است و بالکنایه چنین فرموده است، بلکه مقصود آن است که احتمال عقلایی اتفاق ناخوشایندی باشد که موجب ندامت شود، مثل اعتماد بر فاسق در قضیة بنی المصطلق. و الا اگر مثل آن نباشد به این معنا که بدل داشته باشد و آن احتمال به سبب چیزی مانند شفقّت پدری جبران شده باشد، اعتماد بر چنین شخصی مانعی ندارد.

پس هر نوع احتمال وقوع در مخالفت با واقع مراد نیست و الا در این صورت انسان باید از بسیاری از کارها اجتناب کند؛ مثلاً نباید مسافرت برود؛ زیرا احتمال دارد در راه تصادف کند و دچار معلولیت شود و یا حتّی از خانه بیرون نیاید چون احتمال دارد مثلاً موتوری به او بزند و یا اینکه در هیچ جمعی شرکت نکند زیرا احتمال دارد کسی مبتلا به یک ویروس سرایت کننده باشد و امثال این احتمالات. و اصلاً زنده بودن مساوی با این احتمالات است و عقلائیت ندارد که انسان هر احتمال خطرناکی را دفع کند، بلکه مراد احتمال خاصی است که عدم توجه به آن موجب پشیمانی می‌شود.

بنابراین اینکه کریمه می‌فرماید به قول فاسق نباید اعتماد کرد، مراد هر فاسقی نیست و علی الفرض اطلاقی هم نداریم؛ چراکه اطلاق کریمه را نپذیرفتیم و گفتیم مراد مجیء الفاسق بالنبأ است و شامل إخبار عن النفس نمی‌شود و شما می‌خواهید از طریق تعلیل مذکور در کریمه به این مطلب برسید که به سخن هر فاسقی مطلقاً نباید اعتناء کرد، در حالی که تعلیل مذکور این اندازه بیان نمی‌کند که علّت عدم اعتماد بر فاسق، مطلق احتمال وقوع در مخالفت با واقع است و هیچ چیزی جای عدالت را ـ ‌که ضد فسق است ـ‌ نمی‌گیرد، بلکه بیان کردیم چه‌بسا شفقّت پدری و آن رابطة خاص ابوّت و بنوّت، رادعی قوی‌تر از عدالت باشد، و الا اگر حیثیت پدری کنترل کننده نبود، باید می‌گفتیم دختران در خانه از پدرانشان حجاب کنند؛ مثلاً بعض روایات بیان می‌کند با زن نامحرم در یک مکان تنها نباشد امّا جایی گفته نشده که با دخترش هم تنها نباشد و اگر احیاناً یک جایی جهت خاصی داشته باشد و استثناء باشد آن حرف دیگری است. هر دختری چه‌بسا در خانه با پدر یا حتّی برادرش تنها باشد، امّا کسی نگفته باید حجاب کند و حتی استحباب حجاب هم گفته نشده است، امّا با نامحرم نباید تنها باشد و حتّی اگر حجاب هم کند به حسب برخی روایات معلوم نیست ماندنشان در یک جا جایز باشد. وجهش هم آن است که در آنجا رابطة والد و ولدی، رادعی بسیار قوی‌تر از عدالت است. در ما نحن فیه یعنی قضیه مال هم چنین است و عدالت، بدیل دارد که همان شفقّت پدری است و البته در ماورای آن، اختیارات و وظایف ولیّ امر هم هست.

بنابراین چنین نیست که با انتفاء عدالت، حتماً تثبّت لازم باشد، بلکه ممکن است بدیل داشته باشد، و آیه شریفه با توجه به تعلیلش، افادة این مطلب نمی‌کند که حکم وجوب تثبّت مترتب بر فسق است و تنها چیزی که می‌تواند وجوب تثبت را از بین ببرد، عدالت است و بدیل هم ندارد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هجدهم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
از خودمان شروع كنيم
اميرمؤمنان (ع) فرمود: هركس خود را پيشواى مردم قرار دهد، پيش از آموختن ديگران، به آموزش خود بپردازد، و بايد تربيت كردنش با سيرت و رفتارش، پيش از تأديب به زبانش باشد. آن كس كه معلم و مربّى خويشتن است، سزاوارتر است به احترام، از آنكه معلم و مربّى مردم است.
نهج البلاغه، حكمت 73
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved