پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 26 آذر 1397
  • 2018 Dec 17
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 210
دیروز: 2285
ماه جاری: 48017
امسال: 458023
کل: 1429004
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 1/5/1397 - 14:28
کد درس: 1112 تعداد بازدید: 322 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال دوازدهم ـ سال تحصیلی 95ـ94
جلسه 81 ـ شنبه 18/2/95

گذشت که گفته‌اند در قسم اول و سوم از اقسام مذکور، استصحاب جاری نیست. قسم اول آن بود که شک در محمول، ناشی از شک در بقاء موضوع است و قابل استصحاب نیست و قسم سوم آن بود که گرچه منشأ شک غیر از شک در بقاء موضوع است، در عین حال شک در بقاء موضوع هم وجود دارد. اینجا نیز نمی‌توان استصحاب محمول را جاری کرد؛ زیرا موضوعش احراز نشده است و موضوع را نیز نمی‌توانیم استصحاب کنیم؛ زیرا نه خودش موضوع شرعی است و نه اثر شرعی دارد.

نقد و بررسی جریان استصحاب در دو قسم مذکور

ابتدا باید دانست در هر دو قسم، آیا عدالت بما هی عدالت یا حصه‌ای از عدالت، موضوع برای حکم شرعی بوده است و به تعبیری دیگر آیا عدالت بما هی عدالت یا حصه‌ای از عدالت در اعتبار شارع مأخوذ بوده است یا اینکه عدالت زید با توجه به اینکه زید بخشی از موضوع است، مأخوذ بوده است؟

اگر احیاناً در جایی عدالت بما هی عدالت موضوع باشد یا حصه‌ای از عدالت مأخوذ بوده باشد، مانعی از استصحاب آن نیست. ما بیش از وحدت قضیه‌ی متیقنه و مشکوکه نمی‌خواهیم و در حقیقت بازگشت بقاء عدالت یا حصه‌ای از عدالت به محمول اولی می‌شود؛ چون به این معنا می‌باشد که عدالت موجود است یا حصه‌ای از عدالت موجود است، پس جزء محمولات اولیه می‌شود که موضوع به معنای خاص نمی‌خواهد.

و اگر مقصود این است که عدالتی که مضاف به زید است و موضوعش یعنی «زید» در ترتب حکم دخیل است، مأخوذ در حکم است، دو راه برای اینکه آن را استصحاب کنیم وجود دارد؛

یک راه این است که این مجموعه را که سابقاً متیقن بوده است استصحاب کنیم، می‌گوییم عدالت زید کان و الآن کما کان. یا اگر موضوع چنین بود: «زید العادل» می‌گوییم کان، الآن کان، موضوع (یعنی محمول اولی) و محمول ثانوی را مجموعاً می‌توانیم استصحاب کنیم؛ زیرا حالت سابقه داشته است. به تعبیری عدالت زید بی‌موضوع نمی‌باشد، پس وقتی یقین به عدالت وجود داشت، یقین به زید هم وجود دارد و هر دو با هم موجود بوده است.

آیا با این استصحاب می‌توان به زیدٌ العادل اقتدا کرد؟

در پاسخ می‌توان گفت اگر موضوع اقتدا نیز احراز شد می‌توان اقتدا کرد. ولی اگر موضوع اقتدا احراز نشد نمی‌شود اقتدا کرد. موضوع اقتدا عبارتست از: زید العادل المصلّی؛ زید عادلی که در حال صلات باشد. بنابراین در پاسخ شبهه‌ای که پس باید بتوان با این استصحاب اقتدا کرد، باید گفت زمانی می‌شود اقتدا کرد که زید مصلی باشد، اگر احراز کردیم بالوجدان یا بالاصل که زید مصلّی است، آری می‌شود اقتدا کرد، ولی صرف استصحاب زید العادل در اقتدا کافی نیست. صرف اینکه عادل است دلیل نمی‌شود که به او اقتدا کرد، بلکه باید او با شرایطش مشغول نماز باشد تا بتوان به او اقتدا کرد.

اگر در جایی موضوع مرکب بود؛ یعنی مثلاً زید دخیل بود و عدالتش هم دخیل بود باز بر دو قسم است:

گاهی دخالت این دو جزء علی نحو تقیید است؛ یعنی زید المقید بالعدالة حکمه کذا و یترتب علیه کذا.

گاهی دو جزء دخیل هستند علی غیر نحو قیدیه، علی غیر نحو التقیید.

اگر زید دخیل باشد و عدالت او هم به نحو واو جمع دخیل باشد، اینجا راه دیگری نیز برای استصحاب وجود دارد، به این صورت که می‌توانیم زید را جداگانه استصحاب کرده و بگوییم زید بود، (مراد همان حیاتش است) حیات زید بود، آن حصه‌ی عدالتی که مربوط به زید بود نیز الآن هست. یا اگر مطلق عدالت کافی باشد می‌گوییم عدالتی که در زید قبلاً وجود داشت الآن نیز هست.

به هر حال اگر موضوع به نحو واو جمع بود می‌توانیم در هر کدام استصحاب را جاری کنیم. می‌گوییم زید بود الآن هم هست، عدالت هم بود الآن هم هست، پس مثلاً جواز اقتدا یا وجوب اکرام مترتب می‌شود.

ولی اگر این دو به نحو تقید باشند، مانند زید متصف به عدالت یا زید مقید به عدالت، نمی‌توانیم با استصحاب عدالت و استصحاب زید آن را اثبات کنیم؛ زیرا با این استصحاب‌ها نهایتاً اصل زید و اصل عدالت ثابت می‌شود اما تقید زید به عدالت ثابت نمی‌شود. لهذا در چنین جایی حتماً باید از روش سابق استفاده شود، یعنی زید العادل، زید المقید بالعدالة، متیقن بود و الآن نیز متیقن است و استصحاب را جاری کنیم، وگرنه اصل مثبت می‌شود. حتی اگر یک جزئش بالوجدان بود، جزء دیگرش را بخواهیم با اصل احراز کنیم فقط در آن جایی که هر دو به نحو واو جمع دخیل باشند، ممکن است. اما اگر به نحو تقید دخیل باشند کافی نیست. مثلاً وجداناً زید موجود است، استصحاب عدالتش را جاری می‌کنیم، اگر بخواهیم با ضمّ وجدان به این اصل، موضوع را به نحو التقیید اثبات کنیم مثبت است و تنها راه همان است که بگوییم: زید العادل کان و الآن کما کان ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هشتاد و یکم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
از خودمان شروع كنيم
اميرمؤمنان (ع) فرمود: هركس خود را پيشواى مردم قرار دهد، پيش از آموختن ديگران، به آموزش خود بپردازد، و بايد تربيت كردنش با سيرت و رفتارش، پيش از تأديب به زبانش باشد. آن كس كه معلم و مربّى خويشتن است، سزاوارتر است به احترام، از آنكه معلم و مربّى مردم است.
نهج البلاغه، حكمت 73
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved