پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 29 خرداد 1397
  • 2018 Jun 19
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 948
دیروز: 1917
ماه جاری: 47070
امسال: 152311
کل: 1123292
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 9/3/1397 - 16:39
کد درس: 1079 تعداد بازدید: 31 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 97-1396
جلسة پنجاه و سه؛ یک‌شنبه 24/10/1396

موانع صحّت بیع نسبت به ملک بایع، بنابر مبنای بطلان فضولی

مرحوم شیخ قدس سره فرمودند: حتّی طبق مبنای کسانی که قائل هستند بیع فضولی باطل است، بیع نسبت به بخشی از مبیع که ملکِ خود بایع است صحیح می‌باشد. شیخ قدس سره به اجماع و صحیحة صفار تمسّک کردند و فرمودند: اگر این نص و اجماع وجود نداشت، حکم به صحّت در ما نحن فیه قابل مناقشه بود به همان مناقشاتی که در مبحث بیع «ما یُملک مع ما لایُملک» خواهد آمد. شیخ قدس سره بیش از این توضیح ندادند و مناقشات را احالة به آن بحث دادند، امّا برخی از اعلام محشّین از جمله محقق ایروانی قدس سره تمام آنچه که ممکن است در ما نحن فیه مانع باشد را از کلمات اعلام جمع کرده و در همین مبحث ذکر کرده‌اند. ایشان در مجموع سه مناقشه ذکر کرده‌اند ـ که هم در ما نحن فیه و هم در مسئلة بیع ما یُملک مع ما لایُملک جاری است؛ چراکه ملاک هر دو بحث واحد است ـ و به هر سه مناقشه پاسخ داده و می‌فرماید: صحت بیع در بخشی از مبیع که ملک بایع است، مطابق قاعده بوده و مانعی ندارد، لذا اینکه شیخ قدس سره فرمودند «لولا النص و الاجماع امکن الخدشة فیه» صحیح نیست و مسئله قابل خدشه نمی‌باشد.

مانع اوّل: عقد، واحدِ بسیط بوده و قابل انحلال نیست

مانع اوّل آن است که عقد و بیع، امر واحدِ بسیطی است که قابل تقسیم نیست و این امر بسیط یا مشمول خطاب «اوفوا بالعقود» ـ و علی القاعده نظیر آن مانند «احل الله البیع»، «تجارةً عن تراضٍ» و... ـ می‌شود و [لازمه‌اش صحّت بیع در جمیع اجزاء مبیع است] و یا اینکه مشمول خطاب «اوفوا بالعقود» نمی‌شود و [لازمه‌اش حکم به فساد بیع در جمیع اجزاء مبیع است. پس تفکیک بین اجزاء از جهت صحّت و فساد بیع، صحیح نیست] و بیع و عقد، قابل تفکیک نیست. و در ما نحن فیه که بایع مثلاً کتاب مکاسب خود را همراه با کتاب رسائل دیگری فروخته است، چون قطعاً بیع نسبت به مال دیگری باطل است و «اوفوا بالعقود» شامل آن نمی‌شود، پس باید نسبت به مال خود بایع هم باطل باشد؛ چراکه بیع قابل انحلال نیست.

و با این بیان تقویت می‌شود آنچه را که به مقدس اردبیلی قدس سره نسبت داده‌اند که قائل شده‌اند صحت بیع در ما نحن فیه، مورد اشکال است.

پاسخ به مانع اوّل: انحلال عرفی عقد و بیع

مرحوم ایروانی قدس سره در پاسخ به اشکال اوّل می‌فرمایند: خطاب «اوفوا بالعقود» یا همان امر به وفای به عقد، متوجه مُلّاک است و عقد از این جهت قابل انقسام می‌باشد و مانعی ندارد مالکی به عقد وفاء کند و مالک دیگر وفاء نکند. امّا به نظر می‌آید بهتر است این بیان را مقداری تغییر داده و چنین پاسخ بدهیم:

هرچند بایع یک عقد انجام داده است و خطاب «اوفوا بالعقود» بیان می‌کند باید به این عقد وفادار باشد ـ و یا اینکه «اوفوا بالعقود» خطاب به بایع و مشتری است که هر دو باید وفادار به این عقد باشند ـ منتها این عقد عرفاً قابل انحلال است و در قوة دو عقد می‌باشد؛ مثلاً وقتی بایع کتاب مکاسب خودش را به همراه کتاب رسائل دیگری می‌فروشد، هرکدام مبیعی بحیاله هستند و ظهور عرفی بیع آن است که کتاب مکاسب را فروختم و کتاب رسائل را هم فروختم منتها با شرط انضمام. بنابراین هرچند عقد از لحاظ انشاء و ابراز واحد است، امّا در لباب قابل انحلال است به اعتبار تعدد معقودٌعلیه، و این‌طور نیست که واحد لایتجزی باشد که امرش دایر بین وجود و عدم است، لذا مانعی ندارد بیع در بخشی از مبیع که ملک بایع است صحیح باشد و در بخش دیگر باطل باشد. و شاهد انحلالی بودن بیع هم آن است که اگر کسی عند العرف بگوید بیع نسبت به این بخش از مبیع صحیح است و نسبت به بخش دیگر باطل می‌باشد، عرف استیحاش نمی‌کند و این آیت آن است که عقد انحلالی بوده و همان‌طور که محقق ایروانی قدس سره فرمودند، بالطبع خطاب هم نسبت به مالکین انحلالی می‌باشد و هر کدام خطاب جداگانه‌ای به وفای به عقد دارند.

امّا این جواب در همه جا مشکل را حلّ نمی‌کند، بلکه فقط در جایی کارایی دارد که مبیع، دو جزء مستقل داشته باشد به گونه‌ای که عرفاً بیعِ واحد، قابل انحلال به دو بیع باشد، امّا اگر در جایی هیئت اجتماعیه دخیل باشد و بایع عنایت داشته باشد که دو جزء مبیع را واحد حساب کند، مانند اینکه بایع بگوید «مجموع دو کتاب رسائل و مکاسب را من حیث المجموع می‌فروشم» و یا بالاتر اگر مبیع چیزی باشد که حتّی از لحاظ عرفی هم بیع قابل انحلال به دو عقد نباشد، مانند اینکه بایع، مبیع واحدی را بفروشد ـ تلفن همراه واحد، کتاب واحد و... ـ که بخشی از آن ملک خودش و بخشی ملک دیگری است، خصوصاً در جایی که بایع و مشتری هر دو جاهل به فضولیت باشند و بایع اصلاً علم نداشته باشد بخشی از مبیع برای دیگری است. در بعضی از این موارد نمی‌توان این‌گونه جواب داد که به اعتبار تعدد معقودٌ‌علیه، عرفاً بیع متعدد بوده و قابل انحلال به دو بیع است. به تعبیر دیگر در بعضی موارد حتّی عرفاً هم معقودٌ‌علیه واحد است و در نتیجه قول به انحلال واقعاً غیر عرفی است، حتّی اگر قائل شویم یک انحلال لبیّ موجود است. پس چون عقد واحد بوده و عرفاً قابل انحلال نیست، در نتیجه با بطلان بخشی از عقد که در مقابل ملک مالک است، لامحاله بخش دیگر آن هم بی‌اثر است و تجزی در اثر هم معنا ندارد. امّا آیا می‌توان جواب دیگری به مانع اوّل بیان کرد که حتّی در فرض عدم انحلال هم مسئله حلّ شود؟ ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه پنجاه و دوّم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
عقل مهار نادانی است
پيامبر گرامی اسلام (ص): عقل، بازدارنده از جهل است و نفْس، به سانِ پليدترين چارپاست كه اگر مهار نگردد، سرگردان مى‌شود. پس عقل، مهار نادانى است.
تحف العقول، ص 15
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved