پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 28 مرداد 1397
  • 2018 Aug 19
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 730
دیروز: 1395
ماه جاری: 40300
امسال: 251129
کل: 1222110
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 7/3/1397 - 17:28
کد درس: 1070 تعداد بازدید: 129 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 97-1396
جلسة چهل و چهارم؛ شنبه 9/10/1396

وجه مختار در جواز رجوع فرد سابق به لاحق

تا اینجا نتیجة بحث این شد که در صورت تلف عین، تمام افراد سلسلة ایادی عادیه ضامن می‌باشند. مهم توجیه این قسمت نظر مشهور است که اگر همه ضامن می‌باشند، چرا اگر فرد سابق غرامت را پرداخت کرد، حق رجوع به «مَن تلف عنده المال» را دارد، ولی در صورتی که «مَن تلف عنده المال» غرامت را پرداخت، حق رجوع به سابقین را ندارد؟

ممکن است کسی احتمال بدهد که مالک به هر کسی رجوع کرد، قرار ضمان بر عهدة او بوده و دیگر حق رجوع به سایرین حتّی «مَن تلف عنده المال» را ندارد. احتمال دیگر اینکه مالک حق دارد به هر یک از افراد سلسلة ایادی عادیه رجوع کند، امّا قرار ضمان بر عهدة «مَن تلف عنده المال» است، در نتیجه اگر مالک به یکی از سابقین رجوع کرد، آن فرد می‌تواند به «مَن تلف عنده المال» رجوع کند.

امّا احتمال اوّل مردود است؛ زیرا غایت آنچه از ادله استفاده می‌شود آن است که تمام افراد این سلسله ضامن هستند، امّا «ضامن بودن» با «غارم بودن» متفاوت است و در بسیاری از موارد کسانی ضامن هستند امّا غارم نیستند؛ مثلاً در قضیة غرور از روایات استفاده می‌شود هم غارّ و هم مغرور، در برابر مالک ضامن هستند و مالک می‌تواند به هر کدام رجوع کند، امّا خود روایات بیان می‌کرد قرار ضمان بر عهدة غارّ است و در صورتی که مالک به مغرور رجوع کرد، مغرور می‌تواند به غارّ رجوع کند.

پس هر ضامنی، غارم نیست بلکه غارم کسی است که مال در نزد او تلف شده است ـ پس اینکه فقهاء بحث کرده‌اند قرار ضمان در نهایت بر عهدة چه کسی است، مطلبی است که از روایات استفاده می‌شود ـ به این مطلب در روایات هم اشاره شده است؛ از جمله در روایت الحسین بن خالد که چنین است:

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ قَوْلُ النَّاسِ الضَّامِنُ‏ غَارِمٌ؟‏ قَالَ فَقَالَ: لَيْسَ عَلَى الضَّامِنِ غُرْمٌ الْغُرْمُ عَلَى مَنْ أَكَلَ الْمَالَ.

وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ‏ بْنِ خَالِدٍ وَ رَوَاهُ الْكُلَيْنِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِين‏.

حسین بن خالد می‌گوید خدمت امام کاظم علیه السّلام عرض کردم: فدایتان شوم، در مورد قول مردم که می‌گویند ضامن غارم است، چه می‌فرمایید؟ حضرت فرمودند: بر ضامن غُرمی نیست، غُرم بر کسی است که مال را خورده است.

اگر کسی بگوید این روایت أعم است و تمام موارد ضمان را در برمی‌گیرد، مسئله خیلی روشن است که هر ضامنی غارم نیست، امّا لعلّ احتمال دیگری در روایت اقرب باشد که مقصود، ضمان خاصی است که از طریق عقد حادث می‌شود؛ یعنی کسی با عقد ضمان، دین دیگری را بر عهده بگیرد و بپردازد. در این صورت حضرت فرمودند: اینکه عده‌ای از مردم می‌گویند ضامن غارم است و غرامت از کیس او رفته، درست نیست بلکه غرامت بر عهدة کسی است که مال را خورده است. مقصود از «أَكَلَ الْمَالَ» هم فقط جایی نیست که اتلاف محقق شده باشد، بلکه اگر در ید او تلف هم شده باشد ضامن است، منتها چون معمولاً مضمونٌ‌عنه کسی است که اتلاف توسط او محقق شده، حضرت چنین تعبیر فرمودند و می‌گوییم حتّی اگر مقصود، خصوص ضمانِ عقدی باشد، باز از سیاق و نحوة بیان جواب حضرت استفاده می‌شود که هر ضامنی، غارم نیست بلکه «الْغُرْمُ عَلَى مَنْ أَكَلَ الْمَالَ».

با توجه به این مطلب می‌گوییم: سه بیان برای توجیه «جواز رجوع سابق به لاحق، دون العکس» می‌توان بیان کرد، هرچند مقتضای بعض این بیان‌ها ممکن است با آنچه مشهور گفته‌اند متفاوت باشد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه چهل و چهارم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
اصلاح جامعه
امر به معروف و نهى از منكر راه و روش پيامبران و شيوه صالحان است و واجب بزرگ است كه واجبات ديگر با آن بر پا مى‌شوند، راه ها امن مى‌گردد و درآمدها حلال مى‌شود وحقوق پايمال شده، به صاحبانش برمى‌گردد، زمين آباد مى‌شود و (بدون ظلم) حق ازدشمنان گرفته مى‌شود و كارها سامان مى‌پذيرد.
كافى، ج 5، ص 56، ح 1
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved