پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 29 خرداد 1397
  • 2018 Jun 19
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 973
دیروز: 1917
ماه جاری: 47095
امسال: 152336
کل: 1123317
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 2/3/1397 - 17:54
کد درس: 1064 تعداد بازدید: 35 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 97-1396
جلسة سی و نهم؛ سه‌شنبه 28/9/1396

مناقشه در اشکال پنجم سید یزدی قدس سره

جواب این اشکال خیلی روشن است ـ هرچند سید خویی قدس سره فرموده این اشکال قابل دفع نیست ـ و آن اینکه: ما این را می‌پذیریم که وقتی سابق بر روی عین دست گذاشت، ضمان عین برای او حادث شد و این ضمان همچنان باقی است؛ چراکه غایت ضمان، تأدیة عین یا بدل آن به مالک است و علی الفرض هنوز این غایت حاصل نشده است و در نتیجه ضمان سابق همچنان باقی است و ضمان جدیدی نسبت به عین حادث نمی‌شود. امّا فرض مثال سید یزدی در جایی است که بعداً برای عین، وصفی حادث شده که این وصف در زمانی که سابق بر روی عین ید گذاشته بود وجود نداشت؛ زیرا سابق در ابتدا، ضامن نفس عین بود و روی عینی دست گذاشته بود که «له البدل» نبود، امّا این وصف در دست خود سابق برای عین حاصل شد و لاحق بر روی عینی ید گذاشت که وصف «له البدل» را داشت و دوباره همان عین با وصف «له البدل» را به سابق برمی‌گرداند، پس سابق بر روی عینی دست می‌گذارد که وصف جدیدی پیدا کرده است، در نتیجه ضمان جدیدی نسبت به این وصف حادث می‌شود.

و إن شئتم چنین تعبیر کنید که ضمان جدیدی حادث می‌شود که هم عین را پوشش می‌دهد و هم وصف «له البدل» را، یا اینکه بگویید دو ضمان در اینجا نسبت به سابق وجود دارد؛ یک ضمان از قبل وجود دارد که مربوط به نفس عین است و یک ضمان جدید که مربوط به وصف له البدلی است که در دست او حادث شده است. بنابراین وضعیت ید سابق تفاوت پیدا کرده و به اعتبار این تفاوت، سابق تبدیل به لاحق می‌شود و طبق معیاری که شیخ قدس سره فرمودند، دیگر حق رجوع به سابق خود را ندارد، ولی مشتری که لاحق بوده و الان سابق شد، می‌تواند به لاحق جدید رجوع کند. و این نظیر ضمان اوصافی است که در مال مغصوب حادث می‌شود؛ مثلاً اگر کسی گوسفندی را غصب کند و آن گوسفند در دستش چاق شود، وصف «سِمَن» مورد ضمان غاصب است، هرچند این وصف قبلاً نبوده و در دست خود غاصب حادث شده است.

بله، اگر سید یزدی قدس سره چنین بگوید که سابق به مجرد اینکه بر روی عین ید می‌گذارد، بالفعل ضامن صفاتی می‌شود که بعداً حادث می‌شود، در این صورت اشکال ایشان وارد است و می‌توان گفت ید سابق و لاحق، تفاوتی با هم ندارد و هر دو ضامن عین با وصف «له البدل» هستند.

توجیه جواز رجوع سابق به لاحق توسط سید یزدی قدس سره

سید یزدی قدس سره دو اشکال دیگر بر کلام شیخ قدس سره وارد می‌کنند که چندان مهم نیست و نیازی به بررسی ندارد. مهم ادامة بررسی اصل مسئله است که وجه جواز رجوع سابق به لاحق چیست؟ به تعبیر دیگر وجه استقرار ضمان بر عهدة لاحق (مَن تلف عنده العین) چیست و به چه دلیل سابق حق رجوع به لاحق را دارد، در حالی که لاحق در برابر مالک ضامن بود؟

مرحوم سید یزدی قدس سره در اینجا مفصل وارد بحث شده‌اند و ابتدا وجهی ذکر کرده‌اند که مستند نهایی ایشان نیست بلکه در ادامه وجه دیگری ذکر کرده و ظاهراً به آن اعتماد می‌کنند، اما مرحوم امام هر دو وجه ایشان را مفصل نقد کرده‌اند. اجمال وجه اوّل سید یزدی قدس سره چنین است:

باب غرامات، باب معاوضات قهریه است؛ یعنی وقتی مالک به سابق رجوع می‌کند و سابق غرامت را می‌پردازد، در حقیقت معاوضة قهریه‌ای اتفاق می‌افتد که در آن، عین تالفه ـ هرچند معدوم شده ـ داخل در ملک سابق و «بدل» داخل در ملک مالک می‌شود و چون عین تالفه داخل در ملک سابق شده، لامحاله سابق حق رجوع به لاحق و دریافت بدل را دارد. و اگر گفته شود معنا ندارد که شیء معدوم داخل در ملک کسی شود، می‌گوییم: این اعتبار مانعی ندارد در صورتی که اثری بر آن مترتب باشد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه سی و نهم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
عقل مهار نادانی است
پيامبر گرامی اسلام (ص): عقل، بازدارنده از جهل است و نفْس، به سانِ پليدترين چارپاست كه اگر مهار نگردد، سرگردان مى‌شود. پس عقل، مهار نادانى است.
تحف العقول، ص 15
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved