پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 26 مرداد 1397
  • 2018 Aug 17
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 950
دیروز: 859
ماه جاری: 37466
امسال: 248295
کل: 1219276
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 11/11/1396 - 16:30
کد درس: 1052 تعداد بازدید: 426 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 97-1396
جلسة بیست و هفتم؛ سه‌شنبه 7/9/1396

حکم غرامات اوصاف تالفه

مسئلة دیگری که در اینجا مطرح می‌شود، حکم غراماتی است که مشتری در مقابل فقدان وصفی از اوصاف مبیع به مالک می‌پردازد؛ یعنی عین مبیع باقی است و مالک آن را پس می‌گیرد، امّا وصفی از مبیع مفقود شده و مالک، غرامت آن را از مشتری می‌گیرد، آیا مشتری در این غرامات می‌تواند رجوع به بایع کند؟

وصف مفقوده هم یا وصف صحّت است و یا غیر آن است از اوصافی که موجب افزایش قیمت می‌شود. مرحوم شیخ قدس سره فقدان وصف صحّت را استثناء می‌کنند و در مورد فقدان بقیة اوصاف می‌فرمایند: مشتری می‌تواند به بایع فضولی رجوع کند و غرامتی را که به مالک پرداخته از او بگیرد؛ مثلاً بایع عبدی را که کتابت می‌دانسته، به مشتری فروخته است امّا مشتری آن عبد را به کار دیگری گماشته و عبد کتابت را فراموش کرده است و یا مثلاً جلای انگشتر یا تسبیح از بین رفته باشد و هکذا.

شیخ قدس سره می‌فرمایند: وجه رجوع مشتری به بایع آن است که مشتری خسارتی را متحمّل شده که اقدام بر آن نکرده است ـ چراکه علی الفرض وصف، مانند جزء نیست که ثمن در مقابل آن تقسیط شود ـ و از آنجا که غرور صادق است، لذا قرار ضمان بر عهدة غارّ یعنی بایع فضولی است.

بله، اگر وصف صحّت مفقوده باشد ـ مانند اینکه عبد چشمش کم‌بینا شده یا زبانش لکنت پیدا کرده باشد و... ـ ظاهر کلام شیخ قدس سره آن است که مشتری بعد از اینکه غرامت پرداخت، نمی‌تواند به بایع رجوع کند؛ چراکه چنین وصفی به منزلة جزء است و مشتری اقدام بر ضمان آن کرده است.

بررسی مسئلهٔ ضمان اوصاف مفقوده

اصل این مسئله، مهم است ـ و قبلاً در مکاسب محرمه، فی‌الجمله متعرض آن شده بودیم ـ و در زندگانی روزمره اثر دارد و غفلت از آن موجب اشتباه حتی برخی از بزرگان شده است.

اصطلاحی در بین فقهاء مشهور است که فرموده‌اند: «الهیئات و الاوصاف، لا تقابل بالاثمان»؛ هیئات و اوصاف، در مقابل ثمن واقع نمی‌شود، برخلاف اجزاء که در مقابل ثمن قرار می‌گیرد؛ مثلاً اگر کسی دو ماشین را ـ خصوصاً دو ماشینی که عین هم باشند ـ با معاملة واحده، به پنجاه میلیون تومان خریده باشد، عرف می‌گوید مثلاً نصف ثمن در مقابل ماشین اوّل و نصف دیگر در مقابل ماشین دوم است. به تعبیر دیگر چنین بیعی در نظر عرف، منحل به دو بیع می‌شود. امّا در مورد بیع مبیعی که اوصاف یا هیئت آن موجب افزایش قیمت است، عرفاً بیع واحد است و قابل انحلال نیست، مانند اینکه کسی نگین بسیار شفافی را به پنجاه هزار تومان بخرد که اگر همین نگین شفاف نبود، بیش از بیست هزار تومان ارزش نداشت، در اینجا عرف بین اصل مبیع و بین وصف آن انحلال قائل نیست و این‌طور نیست که بگوید مثلاً بیست هزار تومان در مقابل اصل تسبیح و سی هزار تومان در مقابل وصف شفافیت آن واقع شده است.

یا مثلاً دو انگشتر طلایی که دقیقاً هم‌وزن باشند و قیمت طلای آنها دویست و پنجاه هزار تومان باشد، امّا هیئت یکی به واسطة کاری که روی آن شده، زیباتر از دیگری باشد و موجب افزایش قیمت آن به پانصد هزار تومان باشد، در اینجا اگر مشتری انگشتر گران‌قیمت را بخرد، عرفاً یک بیع انجام داده است و این‌طور نیست که بیع او منحل به دو معامله شود که مثلاً دویست و پنجاه هزار تومان در مقابل اصل انگشتر باشد و دویست و پنجاه هزار تومان در مقابل هیئت و وصف آن.

کما اینکه در این مثال‌ها نمی‌توان گفت آن کسی که هیئت یا وصف مبیعش موجب افزایش قیمت است، ثمن مازاد را می‌تواند به عنوان اجرت دریافت کند؛ چراکه اجرت در مقابل کاری است که یا انسان قرارداد ببندد و دیگری را اجیر کند و یا اینکه دیگری را امر به انجام آن کند و مجانیت آن معلوم نباشد. امّا در فرض مثال ما که مالک خودش بر روی مبیع کار کرده، نمی‌تواند از مشتری طلب اجرت کند. بله مالک می‌تواند بگوید طلای این انگشتر مثلاً دویست هزار تومان ارزش دارد و شش روز هم روی آن کار کردم که اگر برای دیگری کار می‌کردم مثلاً دویست هزار تومان اجرت کار من بود، پس در مجموع چهارصد هزار تومان این انگشتر را می‌فروشم، تا اینجا بحثی نیست اما وقتی انگشتر را می‌فروشد، عرف نمی‌گوید که دو معامله شده است؛ یک معامله در مقابل اصل طلا و یک معامله در مقابل هیئت و وصف آن، بلکه معامله واحد است که مالک، انگشتری را که روی آن کار کرده گرانتر می‌فروشد و کاری که روی مییع شده، حیثیت تعلیلة گرانتر فروختن است، کما اینکه مقدار اضافه به عنوان اجرت نمی‌باشد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه بیست و هفتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
نشانه‌های عقل کامل
پیامبر اکرم (ص) فرمود: خداوند عقل را سه قسمت آفريده، هر كس همه را داراست عقلش كامل است و هر كه هيچ يك را ندارد از عقل بى‌نصيب است:خوب خدا را شناختن و نيكو اطاعت او كردن و خوب در اجراى فرمانش صبر كردن.
تحف العقول, ج1, ص54
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved